کماکان.
Открыть в Telegram
اندکی اطمینان خاطر، برای وجود داشتن. t.me/HidenChat_Bot?start=957268736
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
280
Подписчики
-124 часа
+27 дней
+530 дней
Архив постов
280
اشکالی ندارد، عزیزم...
من هیچگاه اینجا نبودهام
و "ما" واژهایست بیگانه
که تنها گهگاهی،
صدایش با نسیم به گوش میرسد.
اینها، جز خیالی ناچیز نیستند
ماه هرگز هالهای نداشته
و ستارگان هیچگاه
چُنین بیپروا ندرخشیدهاند...
این یک خیال است؛
و تو روزی از این رویا
شاید با لبخند
و شاید با چشمانی خیس،
بیدار خواهی شد.
هالهی ماه
280
بیا دوباره یه روز، یه گوشه از این دنیا
بازم همدیگه رو ببینیم، باشه؟
بذار مطمئن شم شادی رو پیدا کردی.
280
روزی اگر با اشک برایت مینوشتم،
تمام شد.
قلمم دیگر، به اجبار حتی
نامت را نمینویسد.
جوهر که به انتها رسید،
به جایش اشک نمیریزم.
گریه نمیکنم...
ولی خوب میدانم،
که دلتنگت خواهم شد
در غروب و در طلوع
در بیداری و در خواب...
اما، اما مطمئن نیستم
که در آرزوهایم دوام بیاوری.
قاصدک را هم که فوت کنم،
نامت را بر زبان نمیآورم.
ساعت حتی اگر جفت شد،
یا ستارهای دنباله دار از آسمان گذر کرد،
مهم نیست.
نامت را بر زبان نمیآورم.
هالهی ماه
280
و در تشنگی هایم اگر سیرابم نکردی،
غرق در رویای تو ام..
بیدارم کن.
شهر اگر در تاریکی فرو رفت
و انتهای تمامی این جادهها بیراهه بود،
بیدارم کن.
پیش از آنکه بیش از این گُم شوم،
پیش از آنکه تمامِ من بسوزد..
غرق در رویای تو ام،
بیدارم کن.
هالهی ماه
280
رو آخرین دیوار این کشور نوشتم من وقت کم دارم واسه بوسیدنِ تو، تو وقت کم داری، واسه بوسیدنِ من.
