واژگانِ حل شده؛
Открыть в Telegram
ردی از روزهایی که گذشتند؛ در قاب و کلمه. @VazhehBanbot :🦢
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
397
Подписчики
-824 часа
-87 дней
-830 дней
Архив постов
بهنظرم قدرت درست حرف زدن رو نباید دست کم گرفت. حرف زدن فقط به بلد بودن کلمات و جملهسازیشون نیست بلکه شهامت میخواد. قبل از اینکه بتونی چیزی رو بلند و صریح به زبون بیاری باید جرئت فکر کردن بهش رو داشته باشی؛ بعد با خودت صادق بشی و بهش اعتراف کنی. بتونی بیپرده دربارهاش با خودت حرف بزنی و در نهایت اونقدر به باورت مسلط بشی که از بیانش در هیچ جمعی نترسی. اما این هم پایان ماجرا نیست؛ مرحلهی آخر، پای حرفت ایستادنه. چون گفتن و عمل کردن، هر دو به شهامت نیاز دارن.
#یادداشت
بهنظرم قدرت درست حرف زدن رو نباید دستکم گرفت. حرف زدن فقط به بلد بودن کلمات و جملهسازیشون نیست؛ بلکه شهامت میخواد. قبل از اینکه بتونی چیزی رو بلند و صریح به زبون بیاری باید جرئت فکر کردن بهش رو داشته باشی؛ بعد با خودت صادق بشی و بهش اعتراف کنی. بتونی بیپرده دربارهاش با خودت حرف بزنی و در نهایت اونقدر به باورت مسلط بشی که از بیانش در هیچ جمعی نترسی. اما این هم پایان ماجرا نیست؛ مرحلهی آخر، پای حرفت ایستادنه. چون گفتن و عمل کردن، هر دو به شهامت نیاز دارن.
#یادداشت
بهنظرم قدرت درست حرف زدن رو نباید دستکم گرفت. حرف زدن فقط به بلد بودن کلمات و جملهسازیشون نیست؛ بلکه شهامت میخواد. قبل از اینکه بتونی چیزی رو بلند و صریح به زبون بیاری باید جرئت فکر کردن بهش رو داشته باشی؛ بعد با خودت صادق بشی و بهش اعتراف کنی. بتونی بیپرده دربارهاش با خودت حرف بزنی و در نهایت اونقدر به باورت مسلط بشی که از بیانش در هیچ جمعی نترسی. اما این هم پایان ماجرا نیست؛ مرحلهی آخر، پای حرفت ایستادنه. چون گفتن و عمل کردن، هر دو به شهامت نیاز دارن.
#یادداشت
هر وقت زندگی تلخ شد، مثل زیتون چند بار آبش رو عوض میکنم تا تلخیش بره و طعمش دلنشین بشه.
هیچچیز به اندازهی توجیههای ساختگی
و بهانههای بیاساس، صداقت آدمها رو زیر
سؤال نمیبره. حقیقت هرچقدر هم تلخ باشه
ارزشش بیشتر از دروغیه که فقط برای سرهم
کردن یک ماجرا به زبون میاد.
گاهی به این فکر میکنم که آسمون هیچکس شبیه بقیه نیست؛ هرکسی به اندازهی درکش آسمونش بلنده. گاهی چیزی که برای یکی اوج دنیاست، برای یکی دیگه حتی کف زمینه…
مَن؟! کلکسیونرِ «اتفاقات نیفتاده، زادهی سناریوهای بیپایان ذهنم»، «احتمالهای دور از ذهن و غیرمنتظرهترین کارها»، «تفکرات ترسناکی که گاهی جامهی واقعیت میپوشن» و «ماجراهای مهم عزیزِ من که همیشه یک قدم تا فاجعه فاصله دارن»
هنرِ رفتن، رها کردن، عبور کردن، دل کندن، پیگیر نبودن، دلتنگ نشدن، فرصت ندادن، بیتفاوت گذشتن، تمام شدن و یا حتی تمام کردن.
*خطبه ۲۰۲ #نهجالبلاغه / درد دل امام با پیامبر هنگام دفن فاطمه س*
اى پيامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن دختر برگزیدهات كم شده، و توان خويشتندارى ندارم اما براى من كه سختى جدايى تو را ديده، و سنگينى مصيبت تو را كشيدم، شكيبايى ممكن است. اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم، و هنگام رحلت، جان گرامى تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد [پس همه ما از خداييم و به خدا باز مى گرديم].
پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسيد، از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزيند. به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه (س) بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.
سلام من به هر دوى شما، سلام وداع كنندهاى كه از روى خشنودى يا خسته دلى سلام نمىكند.
