اِنقباضِ مغزَم؛
Открыть в Telegram
𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia
БольшеИран134 043Категория не указана
341
Подписчики
+124 часа
+27 дней
-730 дней
Архив постов
یکی از دلایل اینکه خیلی با آدمها قاطی نمیشوم و دوستان کمی دارم همینست که از بدهبستان خوشم نمیآید. نه دوست دارم زیر دین کسی بروم، نه دوست دارم کسی زیر دین من برود. تجربه ثابت کرده اکثر روابط تا زمانی سالم و بیحاشیهاند که پای حسابوکتاب به میان نیامده باشد. همین که یکی برای دیگری قدمی برمیدارد، ماجرا آغاز میشود. یکی احساس طلبکاری میکند، دیگری معذب میشود. یکی توقع پیدا میکند، دیگری رودربایستی. بعد هم هیچکدام چیزی به زبان نمیآورند اما گوشهای از ذهنشان دفتری باز شده که دارد جزء به جزء مراودات را ثبت و ضبط میکند. برای همین تا جایی که بتوانم نه از کسی چیزی میخواهم و نه برای کسی کاری میکنم که بعدا بخواهم/بخواهد بابتش تشکر کنم/کند.
یه جایی از زندگی میرسه که دیگه نه از رفتن کسی ناراحت میشی و نه از موندن کسی خوشحال.
فقط میشینی و تماشا میکنی که آدمها چطور با انتخابهاشون خودشون رو از زندگیت حذف میکنن.
میفهمی هرچقدر هم که خوب باشی بازم برای بعضیا کافی نیستی؛ و هرچقدر هم که بد باشی، برای بعضیای دیگه همچنان عزیزی.
اونجاست که دست از جنگیدن برمیداری، نه برای اینکه کم آوردی؛ برای اینکه فهمیدی ارزش بعضی رابطهها حتی به اندازهی زخمی که میزنن هم نیست.
بعد از اون، آرومتر میشی، کم حرفتر، بیتفاوتتر و شاید کمی سردتر؛ نه چون قلبت سنگ شده، چون یاد گرفتی هر احساسی لیاقت خرج شدن نداره.
و تلخ ترین حقیقت اینه که بعضی آدمها رو نباید از دست داد؛ باید شناخت.
اگر اختیاری بر زادنِ خود می داشتم، حتما با چنین شرایطِ مضحکی زیر بار آن نمی رفتم،
ولی خوب، اختیار مردن را کسی از من نگرفته.
میری با آدمای جدید آشنا میشی ،بعدش میای خونه برای اینکه چرا با اون نشد گریه میکنی..
چه بی حساب آرامش خودمان را فدای بیشعوری دیگران کردیم. برای آدمهایی که نه ارزش توضیح داشتن و نه لیاقت ناراحتی.
