اِنقباضِ مغزَم؛
Открыть в Telegram
𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia
БольшеИран134 043Категория не указана
341
Подписчики
+124 часа
+27 дней
-730 дней
Архив постов
من پذیرفتهام که گاهی ممکن است ما برای آدمها فقط پناگاهی باشیم تا زمانی که یک خانه امن پیدا کنند و بروند.
Repost from Dirty movie
با جنده پولیم اینجوری رفتار نمیکنن، ۱۰۰ شب بفرستنت خیابون تهش برن کون قاتل امامتو ماچ کنن.
@dirtymovie20
در و دیوار شهر پر شده از بیلبوردهای رنگی که وعده قسطی بدیهیترین نیازها رو میدن؛ خرید بیمه ماشین قسطی، دندانپزشکی قسطی، فرش و جارو برقی قسطی.
Repost from S P I D E R
خون های ریخته شده،
نام های غیر تکراری ، رفتن هایِ بی بازگشت ، رویاهایی که تجربه نشد ، رقصیدن و کِل کشیدن بر سرِ مزار ، کودکانِ یتیم شده ، مادرانِ به سوگ فرزندانشان نشسته ، سفره های خالی تر شده ، قلب های شکسته ، عشق های ناتمام ، گلوله های جنگی ، تنی پر از ساچمه ، اعدام به هنگام اذان ، اشک های بی وقفه ، لبخند های مُرده ، سَدی پر از جنازه ، اخباری دروغین ، شرمندگی پدر ، آرزو های دفن شده کودکانِ کار ، درآمد ریالی خرج کردنِ دلاری ، مردمانِ ناامید ، آینده ای نامعلوم ، عدم آزادی بیان ، جنگ ، خشکسالی ، کمبود آب و برق؛ و در آخر ، درد آنقدر گسترده است که اشک ها نمیدانند بر کدام زخمِ ایران فرو بریزند..
رها کردن کسی که خیلی وقته تو رو رها کرده شبیه لحظه آخر اسباب کشی میمونه؛
یه دور توی تمام خونه میزنی و همه جارو دقیق نگاه میکنی،وقتی مطمئن میشی چیزی نیست که بخاطرش بمونی در رو میبندی و واسه همیشه از اونجا میری.
من دیگه بیش از حد برای کسی تلاش نمیکنم؛ تا جایی که تو من رو ببینی منم تورو میبینم، تاجایی که تو با من حرف بزنی منم با تو حرف میزنم، به همون اندازه درگیرت میشم که تو درگیر منی.
به عنوان کسی که به همه چیز و همه کس بیش از حد اهمیت داده میگم اهمیت ندید!
هرکی بیخیالتر بوده، عزیز تر بوده همیشه...
سختترین جنگِ زندگی،
جنگیدن با خودته؛
وقتی خسته و ناامیدی، ولی باز به خودت میگی: «قوی باش و از این هم عبور کن…»
