ru
Feedback
• ملکوت •

• ملکوت •

Открыть в Telegram

برداشت و پنداشت‌هایم: یادداشت‌های پراکنده در موضوعات مختلف و چیزهایی که دوست دارم. مطالب این کانال، چون احوال درونی صاحبِ آن، آشفته و بی‌نظم است، هیچ اصراری هم برای عضویت نیست. ح - واو @Hamimv

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
372
Подписчики
+124 часа
+97 дней
+10130 дней
Архив постов
photo content

photo content

شاهِ مردان علی • مامک خادم • فارسی - ترکی (استامبولی)

اما انصافا نویسنده روان عامه را خیلی خوب شناخته و حقیقتا انسان شریفی بوده است. آفرین و درودها بر او.

سخنان طلایی بالا، سالها به امام علی منسوب می‌شود و منبع آن را نهج البلاغه و خطاب به مالک اشتر، معرفی می‌نمایند. فارغ از اینکه این سخنان حکایت از شناخت عمیق گوینده آن از مردم دارد و نشان از عظمت روح اوست، اما این سخنان از مولی علی نیست. البته، فرمان مولی علی به مالک نیز که در نهج البلاغه آمده حاوی نکات طلایی در برخورد با انسان است و شاید همین شباهت‌ها برخی را به گمان انداخته باشد. اما نویسنده واقعی این سخنان کیست؟ پاسخ از چت جی پی تی: این متن در اصل ترجمه‌ای از قطعهٔ معروف «Paradoxical Commandments» (فرمان‌های پارادوکسیکال) نوشتهٔ Kent M. Keith است؛ نه از امام علی، نه از کوروش، نه دکتر شریعتی و نه مادر ترزا. این متن را کنت کیت در سال ۱۹۶۸، زمانی که دانشجوی هاروارد بود، نوشت. بعدها مادر ترزا این جملات را روی دیوار خانهٔ کودکان در کلکته نصب کرد و به همین دلیل اغلب به او نسبت داده شد. نسخهٔ اصلی انگلیسی چنین است: People are often unreasonable, irrational, and self-centered. Forgive them anyway. If you are kind, people may accuse you of selfish, ulterior motives... ترجمه کامل: مردم اغلب بی‌منطق، غیرمنصف و خودمحورند؛ با این حال دوستشان بدار. اگر نیکی کنی، تو را به داشتن انگیزه‌های پنهان و خودخواهانه متهم می‌کنند؛ با این حال نیکی کن. اگر موفق شوی، دوستانی دروغین و دشمنانی واقعی به دست خواهی آورد؛ با این حال موفق باش. نیکی‌ای که امروز انجام می‌دهی، فردا فراموش خواهد شد؛ با این حال نیکی کن. صداقت و صراحت، تو را آسیب‌پذیر می‌کند؛ با این حال صادق و صریح باش. بزرگ‌ترین مردان و زنان با بزرگ‌ترین اندیشه‌ها ممکن است به‌وسیلهٔ کوچک‌ترین ذهن‌ها سرکوب شوند؛ با این حال بزرگ بیندیش. مردم از ضعیفان حمایت می‌کنند، اما از قدرتمندان پیروی می‌کنند؛ با این حال برای ضعیفان مبارزه کن. چیزی را که سال‌ها برای ساختنش وقت گذاشته‌ای، ممکن است یک‌شبه ویران کنند؛ با این حال بساز. مردم واقعاً به کمک نیاز دارند، اما اگر به آنان کمک کنی ممکن است به تو حمله کنند؛ با این حال کمکشان کن. بهترینِ خود را به دنیا ببخش، حتی اگر هرگز کافی نباشد؛ با این حال بهترینِ خود را ببخش. زیرا در نهایت، آنچه هست میان تو و خداست؛ و هرگز میان تو و مردم نبوده است. منبع: این متن ابتدا در سال ۱۹۶۸ توسط Kent M. Keith نوشته شد و بعدتر به صورت کتاب منتشر شد. مشخصات دقیقِ معروف‌ترین چاپ کتاب: عنوان کتاب: Anyway: The Paradoxical Commandments نویسنده: Kent M. Keith سال انتشار نخستین نسخهٔ کتاب: ۲۰۰۱ (نسخه‌های گسترده‌تر در ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ منتشر شدند.) ناشر: Inner Ocean Publishing (چاپ ۲۰۰۱) G. P. Putnam’s Sons / Berkley Books (چاپ‌های بعدی) تعداد صفحات: چاپ ۲۰۰۱: حدود ۹۱ صفحه چاپ‌های بعدی: ۱۲۰ تا ۱۴۴ صفحه منبع اولیهٔ متن: این جملات نخست در جزوه‌ای برای رهبران دانش‌آموزی با عنوان: The Silent Revolution: Dynamic Leadership in the Student Council منتشر شد. برای مشاهدهٔ نسخهٔ کتاب در گوگل بوکس: Google Books – Anyway: The Paradoxical Commandments و صفحهٔ نویسنده: Kent M. Keith Official Website

اصلاح یک انتساب اشتباه: ای مالک! بدان که اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند، ولی تو "مهربان" باش. اگر شریف و درستکار باشی فریبت میدهند، ولی تو "شریف و درستکار" باش. نیکی‌های امروزت را فراموش می‌کنند، ولی تو "نیکوکار" باش. بهترین‌های خودت را به دیگران ببخش، حتی اگر اندک باشد. در انتها خواهی دید آنچه میماند میان تو و خدای توست و نه میان تو و مردم....

•••

••

•

آه تا دَمِ آخر چه خواهد کرد با ما آه، آه ای خوشا وقتِ کسی کز مادرش هرگز نزاد • سیدی عبدالقادر گیلانی @zonnoun
آه تا دَمِ آخر چه خواهد کرد با ما آه، آه ای خوشا وقتِ کسی کز مادرش هرگز نزاد • سیدی عبدالقادر گیلانی @zonnoun

من تاک حقیقی هستم و پدرم باغبان است. در من بمانید، و من نیز در شما می‌مانم. چنانکه شاخه نمی‌تواند از خود میوه آورد اگر در تاک نماند، شما نیز نمی‌توانید میوه آورید اگر در من نمانید. من تاک هستم و شما شاخه‌های آن. • عیسی مسیح • انجیل یوحنا

کانال رضای عزیز، اگر به موسیقی علاقه‌مندید کارهای خوب زیادی از همه سبک‌ها پیدا میکنید

Repost from N/a
«مردمان را گویْ که از پیش‌داوری بپرهیزند، تا چونان کسی نباشند که در کشتزاران گندم‌ها را پیش از رسیدن تخمین می‌زند؛ زیرا که من در سراسرِ زمستان بوته‌ای خار دیدم که نخست سخت و وحشی می‌نمود و بعدها گُلی از آن سَر برآوَرْد؛ و در برابر، کشتی‌ای را دیدم که آغازِ راه را افراشته و تندرو می‌پیمود، و دریا را یکسر درمی‌نوردید؛ امّا سرانجام، همان‌‌دم که بندرگاه را پیشِ رویْ داشت، غرق شد.» از واپسین بخشِ سرودِ سیزدهمِ بهشت، سرودۀ دانته آلیگیری، سخن‌سرای ایتالیایی؛ ترجمۀ شجاع‌الدین شفا، همراه با کمی ویرایش.

وقتی انسان در کنار کسی که او را می‌فهمد قرار میگیرد، می‌شکفد. • در زبان عربی معمولا یزهر، زهر، زهرة، ازهار و ... را برای شکفت
وقتی انسان در کنار کسی که او را می‌فهمد قرار میگیرد، می‌شکفد. • در زبان عربی معمولا یزهر، زهر، زهرة، ازهار و ... را برای شکفتن گل بکار میبرند و اینجا گویی که از انسان به گل تعبیر کرده که این گل برای کسی که او را میفهمد، می‌شکفد. @malakuot

دیشب بخدا خمار بودم سرگرم دو چشم یار بودم من گُل پرستم بی باده مستم افتاده یک دل امشب ز دستم • مرحوم استاد عبدالرب ساربان _ افغانستان @malakuot

با لطافت‌های فرات کردی عزیز چه دلخوشی‌ها که نکردیم برقرار باشد الهی • بیشتر این قطعه‌های خوشنویسی فروشی است، اگر کسی خواست میتواند تهیه کند.

‏دلم از کار جهان گرفته‌ است. آمده‌ام تا مرا بخواهی، که دلم بر هیچ‌کس قرار نمی‌گیرد اِلّا به تو. تذکرة‌الاولیاء جنید بغدادی خط
‏دلم از کار جهان گرفته‌ است. آمده‌ام تا مرا بخواهی، که دلم بر هیچ‌کس قرار نمی‌گیرد اِلّا به تو. تذکرة‌الاولیاء جنید بغدادی خط فرات

استاد محمدحسین سرآهنگ، از بزرگان موسیقی افغانستان که روزگاری در کل شبه قاره و مجامع هنری جهان زبانزد بود. ویکی‌پدیای استاد سر
استاد محمدحسین سرآهنگ، از بزرگان موسیقی افغانستان که روزگاری در کل شبه قاره و مجامع هنری جهان زبانزد بود. ویکی‌پدیای استاد سرآهنگ جالبه دوباره خوندم، محل تولد محله خراباتِ کابل هست.

روز اول که دیدمش گفتم آنکه روزیم سیَه کند این است • شعر از عراقی • استاد سرآهنگ _ افغانستان @malakuot

باز گردد عاقبت این دَر؟ بَلی رو نماید یارِ سیمین‌بر؟ بَلی ساقیِ ما یادِ این مستان کند بارِ دیگر با می و ساغر؟ بَلی آن برِ سیم
باز گردد عاقبت این دَر؟ بَلی رو نماید یارِ سیمین‌بر؟ بَلی ساقیِ ما یادِ این مستان کند بارِ دیگر با می و ساغر؟ بَلی آن برِ سیمین و این رویِ چو زَر اندرآمیزند سیم و زر؟ بَلی این سَر مخمورِ اندیشه‌پرست مست گردد زان میِ احمر؟ بَلی • مولانا