د. لیلی حمدان
رفتن به کانال در Telegram
"ترجمه نوشته های دکتر لیلی حمدان به فارسی" کانال اصلی به زبان عربی: https://t.me/DrlaylaH "كلما ابتعد الإنسان عن الله، فإنه صار عبداً لشيءٍ آخر" *السلام عليك يا صاحبی*
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
240
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
بسیاری از مردم به خاطر سلطهٔ شبکههای اجتماعی بر زندگیشان، از این حقیقت غافلاند که مسابقهای سخت و شدید برای خداوند متعال، پشت پردهها در جریان است!
رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:
«چه بسا شخص ژولیدهمو و غبارآلودهای که از درها رانده میشود، اگر بر خدا سوگند بخورد، خدا سوگندش را برآورده میکند.»
(روایت مسلم)پس فریب تعداد زیاد لایکها برای حرف قشنگت را نخور، و به درخشش نورافکنهایی که روی تو تابیده شده دل نبند! گمان مبر که دیده شدنت نشانهٔ پیشی گرفتن توست! خداوند بندگانى دارد که هیچکس آنها را نمیشناسد، اما در مراتب سبقت و پیشی گرفتن، قلبها از اعمالشان میشکافد! آنها کسانیاند که دیگران را پشت سر گذاشتهاند! مسابقه در اوج شدت است؛ فکر نکن که تو چیزی داری! این تنها مسابقهای است که تقلب و فریب در آن پذیرفته نیست. سرمایهٔ آن سلامت قلب، صلاح عمل، طاعت خدا، امید به رحمتش و جستجوی رضایت او است! کالای خدا بسیار گرانبها و بسیار گرانقیمت است، و کسانی که با تمام توان فداکاری برای آن میکوشند، جز خدا کسی آنها را نمیشناسد. خدایا! ما از فضل عظیم تو میخواهیم.
@Dhamdan2
از حبان بن أبی جبلة روایت شده است:«زنان اهل دنیا که از میان آنها کسانی وارد بهشت شوند، به سبب اعمالی که در دنیا انجام دادهاند، بر حور العین برتری مییابند.»
( کتاب الزهد-عبدالله بن مبارک رحمه الله)و گفته شده: زنان آدمی (مؤمنان از زنان دنیا) هفتاد هزار برابر بر حور العین برتری دارند، و این مطلب به صورت مرفوع (منسوب به پیامبر صلی الله علیه وسلم) نیز روایت شده است.
الجامع لأحكام القرآن
@Dhamdan2
گفته شده است:
«هنگامی که بنده حقیقت یقین را به کمال رساند، بلاها نزد او نعمت میشود و سختیها و محنتها، هدیه و بخشش الهی به شمار میآید.
علم، نخستین درجه از درجات یقین است و به همین دلیل گفتهاند: علم تو را به کار میگیرد (به حرکت درمیآورد)، اما یقین تو را حمل میکند (بر دوش میکشد و پایدار میسازد). پس یقین، برترین موهبتهای پروردگار برای بندهاش است و پای خشنودی و رضایت، جز بر پایه درجه یقین استوار نمیماند.»
(مفتاح دار السعادة)
@Dhamdan2
در حدیث آمده است: «لبخند زدنت به چهرهٔ برادرت صدقه است» (روایت ترمذی).
و ابن عیینه رحمه الله فرمود: «روی گشاده و خوشرویی، جذبکنندهٔ دلهاست».
پس چگونه است در زمانی که مؤمنان بیش از همیشه به ترحم یکدیگر و جبران شکستها و شکستگیهای هم نیاز دارند؟
@Dhamdan2
به حذیفه بن یمان –رضی الله عنه– گفته شد: آیا بنیاسرائیل دینشان را در یک روز ترک کردند؟
گفت: «نه، بلکه آنان هرگاه به چیزی امر میشدند آن را ترک میکردند، و هرگاه از چیزی نهی میشدند بر آن اصرار میورزیدند و مرتکبش میشدند، تا جایی که از دینشان کنده شدند همانگونه که مرد از پیراهنش کنده میشود.»
(السنة؛ للخلال)
@Dhamdan2
ابن قیم رحمه الله میگوید:«هر که به سوی محبت خدا دعوت کند، خدا او را دوست خواهد داشت.» و خداوند متعال میفرماید: «بگو [ای محمد] اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید، [تا] خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را بر شما ببخشاید.» و محبت مستلزم کار کردن برای خدا و طبق دین اوست.
@Dhamdan2
علی بن ابیطالب –رضی الله عنه– فرمود:«میدان نبرد شما، نفسهایتان است؛ پس اگر بر آن پیروز شدید، بر دیگران تواناتر خواهید بود، و اگر در آن شکست خوردید، بر دیگران ناتوانتر خواهید شد. پس نخست با نفس خود مبارزه را بیازمایید.»
(مفتاح الأفکار، للتأهب لدار القرار)
@Dhamdan2
«زمان چه مربی خوبی است، دشمن چه بیدارکنندهٔ خوبی است، و منافق چه مخدر بدی است.»
مصطفى السباعي، "هكذا علمتني الحياة"
@Dhamdan2
«و توکل به تو یاد میدهد که سجدهٔ شکر کنی در حالی که تسبیح میگویی!
مسئلهای برایت سخت و پیچیده میشود، دنبال راهحل میگردی اما عاجز میمانی! پس میگویی: «کارم را به تو واگذار کردم ای پروردگارم! برایم تدبیر کن، زیرا من تدبیر کردن را خوب بلد نیستم.»
روزها میگذرند و تو توکلت بر پروردگارت را بزرگ میشماری...
تا اینکه ناگهان لحظهای فرا میرسد که همان مسئله بهطور کامل حل میشود، انگار که هیچوقت مشکلی وجود نداشته! این به فضل و لطف خداوند متعال است؛ آنگاه جز سجدهٔ شکر چیزی از دستت برنمیآید!
معناهای والای زندگی را جز با هدایت این آیه نمیتوانی تجربه کنی:
«کسانی که صبر کردند و بر پروردگارشان توکل میکنند»
صبر و توکل را همانگونه بیاموزید که علم میآموزید! به خدا قسم هیچ علمی سودمندتر از علم ایمان و تربیت ایمانی عظیم نیست!
و جای تعجب هم نیست! زیرا با صبر و یقین است که انسان به امامت و پیشوایی در دین میرسد!»
@Dhamdan2
در موقعیتهای سخت و بنبستها، پلیدی سرشت آدمی ظاهر میشود.
در مصیبتها و آزمونها، جوهر واقعی اخلاقها برملا میگردد.
در فتنهها و آشوبها، شکنندگی عقیده و رأی آشکار میشود.
وقتی پول و مال به دست آید، حقیقت تقوا و پرهیزکاری معلوم میگردد.
پس از دعوا و قهر، عمق خشوع و ترس واقعی از خدا درک میشود.
در روزهای سخت و فشار، صداقت برادری شناخته می شود.
و کسی که واقعاً گریه میکند، مثل کسی نیست که تظاهر به گریه کند!
@Dhamdan2
فضیل بن عیاض (رحمه الله) فرمود:«به خدا سوگند، حلال نیست برای تو که سگی یا خنزیری را بدون حق آزار دهی، پس چگونه مسلمانی را آزار میدهی؟»
(مكارم الأخلاق لأبي بكر الخرائطي)
@Dhamdan2
خداوند متعال در تهدید منافقان به دلیل خوشحالیشان از موقعیتشان در مخالفت با رسول خداصلیاللهعلیهوسلم و سرگرمیشان از طاعت خداوند فرمود:
(فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ)یعنی «بگذارید در این دنیا اندکی بخندند و سپس در آخرت بسیار بگریند به جزای آنچه که به دست آوردهاند.» ابن ابی طلحة از ابن عباس نقل کرده است: «دنیا گذرا و کم است، پس بگذارید هرقدر میخواهند در آن بخندند؛ اما وقتی دنیا تمام شد و به سوی خدا عزوجل بازگشتند، گریهای خواهند کرد که هیچگاه تمام نخواهد شد.»
@Dhamdan2
قال عبد الله بن مسعود: خط لنا رسول الله ﷺ خطا وخط خطوطا عن يمينه وشماله ثم قال: هذا سبيل الله وهذه سبل على كل سبيل منها شيطان يدعو إليه. ثم قرأ: (وأن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله).
عبدالله بن مسعود (رضی الله عنه) گفت:رسول خدا ﷺ برای ما خطی کشید، سپس خطوطی در سمت راست و چپ آن کشید، بعد فرمود: «این راه خدا است»، و «اینها راهها [ی دیگر] هستند، بر هر راهی از آنها شیطانی است که [مردم را] به سوی خود میخواند». سپس این آیه را تلاوت کرد: ﴿و این [دین]،راه راست من است، پس از آن پیروی کنید و از راههای [دیگر] پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده سازد. این است آنچه خداوند شما را به آن سفارش میکند، باشد که پرهیزگار شوید﴾ [سوره انعام: ۱۵۳].
@Dhamdan2
إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنَ اللَّهِ!
بردهٔ آزادشدهٔ عمرو بن عتبه رحمهالله گفته است:
«روزی بسیار گرم در ساعتی بسیار گرم از خواب بیدار شدیم، پس به جستوجوی عمرو بن عتبه رحمهالله رفتیم و او را بر فراز کوهی یافتیم در حال سجده؛ و ابری او را سایبان کرده بود و بر او سایه میافکند!!
و ما با او به جهاد میرفتیم، اما شبها نگهبانی نمیدادیم؛ زیرا او آنقدر نماز میخواند و گریه میکرد که ما احساس امنیت میکردیم!!
و روزی او را دیدم که در حال نماز است، ناگهان صدای غرش شیر را شنیدیم. همه فرار کردیم، اما او همچنان ایستاده به نماز ادامه داد و نه نمازش را قطع کرد و نه از آن رویگردان شد. وقتی با او روبهرو شدیم، به او گفتیم: آیا از شیر نترسیدی؟!
گفت: من از خدا شرم دارم که از چیزی جز او بترسم.»
@Dhamdan2
شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله فرمود:«در قصهی یوسف علیهالسلام تنبیه و نکتهای مهم وجود دارد بر اینکه مؤمنِ متوکل بر خدا، هنگامی که مردم برای او حیله و مکر به کار برند، خداوند برای او حیله (کيد) میکند و او را یاری میدهد و پیروز میسازد، بدون اینکه خود او هیچ قدرت و توانی به کار گیرد.»
منبع: الفتاوى الكبرى، جلد ۶، صفحه ۱۳۲
@Dhamdan2
"قبل از هر فتحی، باید سختیها و آزمایشها را پشت سر گذاشت!"
ابن قیم رحمه الله میفرماید:"وقتی که بندهای به سوی طاعت روی میآورد، خداوند برای او موانعی میفرستد تا صدق او آشکار شود. اگر او جهاد کند، صبر پیشه کند و ثابت قدم بماند، این موانع برای او به یاری دهنده هایی برای طاعت تبدیل میشود." هیچ فتحی بدون جهاد به دست نمیآید!
@Dhamdan2
بخشی از فقه و درک عمیق صحابه رضی الله عنهم:ابن تیمیه رحمه الله فرموده است: حاکم روایت کرده است که حضرت سلیمان علیهالسلام از خداوند سه خواسته کرد: «پادشاهی که هیچکس پس از او شایسته آن نباشد، حکمی که مطابق حکم او باشد، و اینکه هیچکس به این خانه (مسجد الاقصی) نیاید جز اینکه تنها قصد نماز در آنجا داشته باشد، که در این صورت گناهش بخشوده شود.» به همین دلیل، عبدالله بن عمر به مسجد الاقصی میرفت و در آنجا نماز میخواند، اما در آنجا آب نمینوشید تا دعای حضرت سلیمان شامل حال او شود، چرا که حضرت سلیمان گفته بود: «جز برای نماز به آنجا نیاید.»
@Dhamdan2
چگونه ماه رمضان مبارک را آغاز کنیم، در حالی که افکارمان شلوغ است، مشغلهها روی هم انباشته شده، حوادث پشت سر هم میآیند و بار غمها و ناکامیها سنگین شده است؟
هیچ چیز رساتر و صادقانهتر از این نیست که در برابر خداوند متعال بشکنیم؛ با تمام ضعفمان، با عمق دردمان، با سوزش دلهایمان.
ای مؤمن! خودت را بر آستانهٔ شکستن در پیشگاه پروردگارت قرار بده و غرور رضایت از خودت و اطمینان به حالت را از تن بیرون کن. چه بسیار به صداقتی نیاز داریم که اوهاممان را برملا کند و ما را به جایگاه خالص بندگی بازگرداند.
این لحظات، شایستهترین لحظات زندگیات هستند؛ لحظات صداقت با خداوند متعال:
«آمدهام ای پروردگارم با بار گناهانم، با ضعف قلبم، با کالای ناچیزم، در جستوجوی رضایت و رحمت و پذیرش تو هستم، حتی اگر همهٔ مردم ناراضی شوند.»
خدایا! من به سوی تو توبه میکنم از هر گناه و خطا، از هر لحظهٔ دوری و غفلت، از هر زمانی که در از دست دادن موجبات رضایت و رحمت تو گذشت.
خدایا! به خاطر کمبود عقلم و حقارت نفسم، مرا از فضل خود محروم مکن و رمضان را شفا و ترمیم و برخاستن قلبی یکتاپرست، صادق و مجاهد قرار ده.
خدایا! دنیا را بزرگترین همّ ما و نهایت دانش ما قرار مده و ما را به فضیلتهای استقامت و شرف هجرت و سبقتجویی در راهت بهرهمند کن. هیچ معبودی جز تو نیست.
بشکن ای بنده! و ای امّت! یک سال غرور برایمان بس است و سالها به تعویق انداختن و امروز و فردا کردن کافی است. بگذار این ماه، ماه استدراک باشکوه، قاطع و جدی باشد؛ ماهی که شوخی و مجادله را نمیپذیرد و اتلاف را برنمیتابد.
با اقبالی همچون کسی که دارد وداع میکند نزدیک شو و از چیزهایی که عزم را سست میکند و صداقت در پاسخ را سرد میسازد بپرهیز.
به نام خدا این ماه را آغاز میکنیم و به نام پروردگار بلندمرتبه سجده میکنیم و نزدیک میشویم.
@Dhamdan2
پیامبر ما صلی الله علیه و سلم فرمود: «لا تَصُومُوا حَتَّى تَرَوْا الْهِلالَ، وَلا تُفْطِرُوا حَتَّى تَرَوْهُ، فَإِنْ غُمَّ عَلَيْكُمْ فَاقْدُرُوا لَهُ» «تا هلال را نبینید، روزه نگیرید و تا آن را نبینید، افطار نکنید. اگر هم ابر آن را پوشاند، سی روز را کامل کنید.» (روایت بخاری و مسلم)هر سال با نزدیک شدن رمضان، بحث رؤیت هلال داغ میشود. گروهی چنان به محاسبات نجومی میچسبند که انگار وحی مُنزل است و با این کار، شیرینی و زیبایی عبادت «تحرّی و رؤیت هلال» را از دل مردم میربایند. خودشان را هم از آن حکمت عمیق محروم میکنند؛ حکمت پیوند عبادت خداوند در ماه رمضان با دیدن هلال آسمان، همانطور که رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم، صحابه و تابعین نیکوکار عمل میکردند، رضوان الله علیهم اجمعین. این عبادتی است پرشکوه که تنها کسی طعم واقعیاش را میچشد که با تسلیم کامل در برابر پروردگار آن را بهجا آورده باشد. گویی دوباره صحنهای از بنیاسرائیل را میبینیم: در هر جزئیاتی مجادله، بر هر چیزی اعتراض، حتی بر خود محاسبات نجومی که بارها با هم در تناقضاند و اغلب خطا میکنند. این یکی از نخستین نشانههای شکست در امتحان تقواست؛ در حالی که تقوا، هدف نخست روزهداری است. احکام خدا را باید همانگونه که آمده پذیرفت: بدون پیچاندن و تعمقهای ساختگی، بدون سختگیریهای بیمورد، بدون جدالهای بیفایده. دین ما روشن است، آسان است، مهربان است. نیازی به این محاسبات نجومی و فلسفهبافیهای بیثمر نداریم. شهادت انسانهای عادل کافی است و بس. اگر شهادت معتبر رسید، روزه واجب میشود؛ اگر نرسید، سی روز را تمام میکنیم؛ بدون تردید، بدون آشوب و پریشانی. این است معنای واقعی فقه و صداقت با خدا. برای مؤمن واقعی همین بس که در گمانهزنیها و شکها غرق نشود؛ او پیرو امر خدا و رسولش صلیاللهعلیهوسلم است و میداند این همان راه پذیرش و رستگاری است. پس با این همه هیاهو و تشویش، نیروی دلدادگیتان به خدا را تباه نکنید. دین را برای خدا خالص کنید، پاسخ به فرمانش را با تمام وجود بدهید تا دلها صفا یابد و برای ورود به باشکوهترین ماه سال آماده شود. این است راه رسیدن به همراهی خدا و قبولی اعمال؛ حکمت عبادتها همین است: اطاعت و اجابت خالصانه، نه سختگیری بیجا و نه سستی و آسانگیری. هر که هلال را دید، روزه بگیرد و به شایعهپراکنان و ناامیدکنندگان اعتنا نکند؛ این عبادت برای جلب رضوان خداست، نه خشنودی مردم. ای مردم، استوار باشید، با اخلاص کامل به سوی خدا رو کنید، پیرویای پاکیزه که در آن نه بدعت باشد و نه جدال بیثمر؛ و در راه خدا، سرزنش هیچ سرزنشکنندهای شما را نلرزاند. بلکه پایبندی به فرمان خدا، بزرگترین سبب توفیق و گشایش الهی است. خدایا، برای دینت قدرت و پیروزی عطا فرما.
@Dhamdan2
