fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

𝐓𝐎𝐊𝐘𝐎

𝐓𝐎𝐊𝐘𝐎

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
201
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
آدم شکاکی نیستم، فقط مشکلم اینه که هیچوقت شک‌هام اشتباه در نیومده.

معدم داره خونریزی میکنه☺️

بیمارستان چه کوفتیه دیگه

معلومه که دلت تنگ میشه، من مهربون ترین و دلسوز ترین آدمی بودم که میتونستی تو زندگیت داشته باشی و از دستش دادی؛ بزن تو سر خودت، دلتنگی که چیزی نیست…

من شخصا از آدم‌های قدرنشناس متنفرم، اگه بهت خوبی کردم از روی لطفم بوده نه وظیفه‌ام، هیچکس مجبور نیست خوبی‌های من رو جبران کنه اما حداقل میتونه قدرشون رو بدونه چون پشت هر محبتی که از آدم میبینی، زمان، انرژی، احساس و گاهی حتی تیکه‌ای از دلشه.

اگه گذاشتم صورتم رو، موهام رو یا کلا خودم رو لمس کنی و از نوشیدنیم بخوری، هر روز بهت زنگ بزنم و از اتفاقات روزمره‌ام بگم و پیشت عجیب باشم، بزارم غذام رو گاز بزنی یا بغلم کنی، هیچوقت عشقم رو به خودت زیر سوال نبر.

‏همیشه کنار گذاشتن به معنای دوست نداشتن نیست، یه وقتایی بیخیال آدم‌ها میشی چون میبینی دارن به معنای واقعی روحت رو خسته میکنن.

هرگز خودت رو گول نزن، اون میدونست کارش اشتباهه و باعث ناراحتی تو میشه ولی باز هم انجامش داد.

نشد دیگه، باید میرفتم، موندن من چیزی رو درست نمیکرد،بعضی وقت‌ها همین میشه، همه وجودت میخواد بمونه،دلت گیرکرده، دوست داری بمونی، حتی اگه بمونی حالت بهتره، ولی باید جمع کنی بری، طوری بری که انگار هیچوقت نبودی و هیچ راه برگشتی نداشته باشی، منم باید میرفتم، انگار هیچوقت نبودم.

اگر هزاران نفر دوستت داشتند؛من یکی از آنها بودم، اگر یک نفر دوستت داشت؛ من او بودم، و اگر هیچ کس دوستت نداشت، بدان من مرده ام.

نمیدانم چه کنم، بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟ یا دوباره خودم را جمع کنم و فردا صبح، مثل آدمی که هیچ اتفاقی نیفتاده، از جا برخیزم و به زندگی ادامه بدهم؟ اما مگر آدم چند بار میتواند خودش را از روی زمین جمع کند؟ من مدت‌هاست خودم را جمع میکنم، هر بار تکه‌ای از من جایی می‌افتد و من خم میشوم، برمیدارمش، گرد و خاکش را میتکانم و به خودم میگویم: «چیزی نیست… میگذرد.» چه دروغ عجیبی!‌ همه‌چیز میگذرد، اما بعضی چیزها از آدم نمیگذرند، بعضی دردها نمیروند؛ فقط آن‌قدر ساکت میشوند که خیال میکنی درمان شده‌ای، بعد یک شب، درست وقتی همه‌چیز آرام است، برمیگردند و چنان گلویت را میفشارند که میفهمی تمامِ این مدت، درد فقط منتظر فرصتی بوده است تا دوباره خودش را به تو ثابت کند.

قطع ارتباط با کسی لزوما به معنی کینه و دشمنی نیست، من برات آرزوی خوشبختی میکنم، ولی دور از من و دنیای من.

اگه یک روز خواستی گریه کنی‌ منو صدا بزن، قول نمیدم که بخندونمت ولی میتونم باهات گریه کنم، اگه یک روز خواستی فرار کنی؛ واسه اینکه منو صدا بزنی اصلاً درنگ نکن، قول نمیدم که ازت بخوام بمونی، ولی میتونیم باهم فرار کنیم، اگه یک روز نمی خواستی با کسی حرف بزنی، منو صدا بزن تا باهم سکوت کنیم، اگه یک روز منو صدا زدی و جوابی نشنیدی، تو بدو بیا سمتم چون این‌بار قطعا من به تو نیاز دارم.

‏یه جایی از زندگی میفهمی ‏که قرار نیست کسی تو رو بفهمه، ببیننه، درک کنه، بهت اهمیت بده و یا نجاتت بده، و همون‌جا، کمی غمگین‌تر و کمی آزادتر میشی.

هر چی میخوای بگو؛حیوونا به سمتم میان،بچه‌ها بهم لبخند میزنن،غریبه‌ها داستان زندگیشون رو برام تعریف میکنن،آدما کنارم احساس امنیت میکنن،انرژی هیچوقت دروغ نمیگه.

بالاخره یه روز میرم، میرم جایی که هیچکس ندونه کجا ام، میرم جایی که هیچکس از من خبری نداشته باشه، میرم و غیب میشم.

یعنی فقط کافیه با کسی که ارتباطتون قبلا باهاش قطع شده دوباره ارتباط بگیرید و بخواید باهاش خوب باشید، سریع دوباره بهتون‌ یادآوری میکنه که چرا اون ارتباط همون دفعه اول قطع شد و چرا لیاقت اینکه باهاش خوب باشید رو نداره.

اما عزیز من؛ وقتی کسی بفهمد که به او وابسته اى، بارها و بارها تو را آزار‌ خواهد داد؛ چون مطمئن است هركارى هم بکند، تركش نمیکنی.

دردناک‌ترین بخش پذیرش زمانیه که میپذیری اصلا ارزشش رو نداشت، ارزش تمام انرژی و وقت و خوبی‌هایی که از جون مایه گذاشتی، زخم‌هایی که در ازاش خوردی و فرسودگی‌ای که در تار و پودت نشست، اصلا ارزش این همه غرامت رو نداشت.