fa
Feedback
زائقهٔ

زائقهٔ

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
395
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-117 روز
-3730 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
مه '26
مه '260
در 0 کانال‌ها
آوریل '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+459
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
18 مه0
17 مه0
16 مه0
15 مه0
14 مه0
13 مه0
12 مه0
11 مه0
10 مه0
09 مه0
08 مه0
07 مه0
06 مه0
05 مه0
04 مه0
03 مه0
02 مه0
01 مه0
پست‌های کانال
ما از راهی اومدیم که نه نور داشت نه ردپایی بعدش فهمیدیم نه تاریکی ترس داره نه تنهایی

2
از درون اشفته و ظاهر چو کوهی استوار   رنج ها اینگونه مارا بار آورده اند
4
3
ما که از زندگی دل کندیم دگر چه فرقی دارد ساقی میخانه باشیم یا دیوانه دربار
1 019
4
‌‌گرگ ها را رام کردیم تا سگ شوند حواسمان به گوسفند ها نبود برای خود گرگی شده بودن
1 010
5
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم بس که تک خال محبت بر زمین انداختیم الفت شب های خوش را زندگی از ما گرفت خوشا آن روزی که ماهم روزگاری داشتیم
1 117
6
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی صبر کن تا پیدا شود گوهرشناس قابلی آب پاشیده بر زمین شورزا بی حاصل است صبر کن تا پیدا شود در زمین باربری
1 090
7
ز صبح صادق پیری چه فیض خواهم برد مرا که بهره به جز غفلت از جوانی نیست برون میار سر از زیر بال خود صائب که تنگنای فلک جای پرفشانی نیست
1 042
8
ای ملائک که به سنجیدن ما مشغولید بنویسید که اندوه بشر بسیار است
1 012
9
شیران توبه کردند گرگ ها رفتند ببر ها اسیر شدند امان از دست آهو های تازه به دوران رسیده
1 021
10
این قافله عمر عجب می‌گذرد ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ دریاب دمی که با طرب می‌گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد
1 024
11
نه ثروت تاکنون زاییده مردی          نه قصر و کاخ درمان کرده دردی برو انسانیت را مشتری باش          قضاوت میشوی با آنچه کردی
1 044
12
اگر مرد گدا یک شبه سلطان بشود    مثل این است که گرگی سگ چوپان بشود هرکجا هُدهُد دانا برود کنج قفس       جغد ویرانه نشین مرشد مرغان بشود
1 154
13
شیادان ز دام مکر و فریب بافته‌اند پنداری ز رشتهٔ وهم سفته‌اند
1 058
14
نه هر قصاب ماهر می کند پوست      نه هر نون و نمک خور می شود دوست
1 053
15
شراب تلخ میخواهم مردافکن بود زورش که تا یک دم بیاسایم ز دنیا شر و شورش
1 082
16
در بیابان ها گر صد سال سرگردان شوی ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌‌بهتر از این است که محتاج نامردان شوی
1 050
17
صبر ایوب مثالیست که ما صبر کنیم وگرنه آن زجر که من دیده‌ام ایوب ندید
1 068
18
       تا جا داشت اشتباه رفتیم نادان بودیم از همه انتظار وفا داشتیم
1 046
19
مارا نیست منت این خلق دغل باز     ‌ ‌ ‌ ‌     ما یار خداییم نه منت کش رسوا
1 168
20
در شهری که هوس را با عشق و هر هوس بازی را عشق می نامند سر ما خم باشد بهتر است
1 187