Let's get wet ٘💦
رفتن به کانال در Telegram
where bad ideas become good stories به دیلی نویسندگیم خوش اومدی ناشناس: 1- @letsbewet_bot 2-http://t.me/BluChtBot?start=61a3ad06b8d9a88b8547 (جفتش قابل استفادس) گپ https://t.me/+9WPS2Rgwz1phNTdk
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
339
مشترکین
+224 ساعت
+47 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
+1
فاصلهی بین لبهاشون... شاید نیم سانتیمتر هم نبود..ولی هیچکدوم جرئت نمیکردن کار رو تموم کنن. هیچکدوم تکون نمیخوردن. مینگی لرزون لب زد. +چرا تمومش نمیکنی؟ یونهو لبخند خیلی محوی زد. -چون میترسم اگه این فاصله از بین بره... دیگه هیچوقت نتونم ازت فاصله بگیرم مینگی.. مینگی نفس کوتاهی کشید که لب های یونهو رو لمس کرد. +پس الان چی؟ نگاهش مستقیم توی چشمهاش قفل موند. -الان... دارم سعی میکنم به خودم ثابت کنم هنوز میتونم مقاومت کنم.. این در حالی بود که هیچکدوم، حتی یک قدم هم عقب نمیرفتن..
+7
+نمیخوای از زیر اون نور قرمز بیای کنار و بهم نزدیک شی؟ -نه +چرا؟ -از این فاصله هم داری دستپاچه میشی... نزدیکتر بیام بیانصافیه...
