fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽

𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽

رفتن به کانال در Telegram

شعر؛ سطر؛ کُد؛ هوشِ مصنوعی. ✨ در امتدادِ ادبیات و تکنولوژی. نویسندهٔ بین‌المللی | پای ثابتِ دانشگاه صنعتی شریف پژوهشگرِ مرکز ژرف‌دادهٔ دانشگاه استنفورد آمریکا پیغام‌های شما: @EchoesOfSetayeshBot

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام 𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽

کانال 𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽 (@echoesofsetayesh) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 43 463 مشترک است و جایگاه 632 را در دسته کتب و رتبه 8 340 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 43 463 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 31 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -1 384 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -241 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 4.35% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 3.47% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 866 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 489 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 604 است.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“شعر؛ سطر؛ کُد؛ هوشِ مصنوعی. ✨ در امتدادِ ادبیات و تکنولوژی. نویسندهٔ بین‌المللی | پای ثابتِ دانشگاه صنعتی شریف پژوهشگرِ مرکز ژرف‌دادهٔ دانشگاه استنفورد آمریکا پیغام‌های شما: @EchoesOfSetayeshBot”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 01 نوامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

Buy Ad
43 463
مشترکین
-24124 ساعت
-7497 روز
-1 38430 روز
آرشیو پست ها
چیه الانم میتونیم ثبت نام کنیم؟

هرکی ثبت‌نام کرده سر غرفه می‌بینمتون😂💆🏻‍♀️

بچه‌ها این‌جا کسی الکامپ ثبت‌نام زده؟ شرکت‌کننده یا بازدیدکننده منظورمه

Khooneye Man.mp32.92 MB

ربات آهنگ یاب | دانلود از اینستا 🎧

از یک «من» تا یک «ما».pdf1.04 KB

من ذوق میکنم نوشته‌هام استارز می‌خوره😂🥲

دوست‌داشتین‌نظرتونو‌راجب‌ فایل‌بگین:»

ری‌اکت‌بارونش‌کنین

از یک «من» تا یک «ما»
روایتِ یک سال از «لشکرِ ستایشیان»
| اثر از: فرماندهِ لشکرِ ستایشیان | شاعر و نویسندهٔ بین‌المللی

«لشکرِ ستایشیان» یک‌ساله شد؛ اینم روایتِ یک سالِ ما. ✨

ممنون که یه گوشه‌ی کوچیک از روزهاتون رو به اینجا دادین و باعث شدین این قصه، ارزش ادامه دادن داشته باشه. اگر سال‌ها بعد برگشتیم و این روزها رو دیدیم، امیدوارم فقط یه لحظه لبخند بزنیم و بگیم: «چه خوب که یه زمانی این روزها رو داشتیم.» به افتخارِ تمام روزهایی که گذشت، تمام آدم‌هایی که موندن، تمام خاطره‌هایی که ساختیم و تمام روزهایی که هنوز نرسیدن. یک‌سالگیِ «لشکرِ ستایشیان» مبارک. 🤍 و اگر بخوام آخر این یک سال رو فقط با چند کلمه امضا کنم، می‌گم: من یک روز، یه گوشه‌ی کوچیک از اینترنت رو ساختم؛ اما شما کاری کردین که اون گوشه، تبدیل بشه به یکی از قشنگ‌ترین تکه‌های زندگی‌م. با تمامِ مهرِ ستایش 🩵🐳

بعضی از قشنگ‌ترین اتفاق‌های زندگی، خیلی ساده شروع می‌شن؛ آن‌قدر ساده که همون لحظه نمی‌فهمی قراره یک روز برگردی و ببینی چقدر از زندگی‌ت رو با خودشون بردن. یک تصمیم کوچیک، چند کلمه، یه گوشه‌ی خالی و دختری که فقط می‌خواست جایی برای خودش داشته باشه؛ برای نوشتن، برای فکر کردن، برای قسمت کردن چیزهایی که دوستشون داره. آن روز هیچ تصوری از ادامه‌ی این قصه نداشتم؛ فقط شروعش کردم. روزِ 𝟤𝟥 𝖠𝗎𝗀𝗎𝗌𝗍 𝟤𝟢𝟤𝟧، «لشکرِ ستایشیان» شروع شد. اولش فقط یه کانال بود؛ اما بعضی چیزها قرار نیست همون چیزی بمونن که روز اول بودن. آدم‌ها کم‌کم اومدن؛ یکی با یه ری‌اکشن، یکی با یه پیام، یکی با یه «سلام»، یکی با یه شوخی و یکی شاید فقط اومد، خوند و هیچ‌وقت چیزی نگفت، اما موند. بعد روزها روی هم جمع شدن و اینجا کم‌کم صاحب خاطره شد؛ چالش‌ها، خنده‌ها، تبریک‌ها، موفقیت‌ها، شب‌های طولانی، پست‌هایی که با ذوق منتشر شدن و پیام‌هایی که شاید برای فرستنده فقط چند کلمه بودن، اما برای من گاهی خیلی بیشتر از چند کلمه معنا داشتن. این یک سال همیشه بی‌نقص نبود؛ بالا داشت و پایین، ذوق داشت و خستگی، روزهای شلوغ داشت و روزهای آرام. آدم‌هایی اومدن، بعضی‌ها موندن و بعضی‌ها رفتن. و شاید این یکی از حقیقت‌های زندگیه که باید قبولش کنیم؛ همه‌ی آدم‌هایی که وارد قصه‌مون می‌شن، قرار نیست تا آخرش کنارمون بمونن. بعضی‌ها برای همیشه میان، بعضی‌ها برای یه فصل و بعضی‌ها فقط برای ساختن یه خاطره؛ اما کوتاه بودنِ یک حضور، از ارزشش کم نمی‌کنه. امروز وقتی به «لشکرِ ستایشیان» نگاه می‌کنم، دیگه فقط یه اسم نمی‌بینم؛ یه سال از زندگی‌م رو می‌بینم. شب‌هایی که با ذوق اینجا بودم، روزهایی که خسته بودم ولی باز هم نوشتم، لحظه‌هایی که از یه ری‌اکشن ساده ذوق کردم و پیام‌هایی که شاید کوتاه بودن، ولی گاهی دقیقاً همون چیزی بودن که لازم داشتم. شاید هیچ‌وقت نفهمم چند نفر اینجا رو توی یه شب سخت باز کردن، چند نفر با یه پست خندیدن یا کدوم جمله‌م برای چه کسی مهم بوده؛ اما می‌دونم اون طرفِ این صفحه‌ها، آدم‌های واقعی بودن، با زندگی‌ها و قصه‌های خودشون، و چه اتفاق عجیبیه که آدم‌هایی که شاید در دنیای واقعی هیچ‌وقت همدیگه رو پیدا نمی‌کردن، اینجا به هم رسیدن. امروز ۲۷ هزار نفریم. و من نمی‌تونم این عدد رو فقط یه عدد ببینم. پشت این ۲۷ هزار، ۲۷ هزار زندگیه؛ ۲۷ هزار قصه، ۲۷ هزار دنیای متفاوت. شاید خیلی‌هاتون رو هیچ‌وقت از نزدیک نبینم، شاید اسم خیلی‌هاتون رو ندونم و شاید بعضی‌هاتون همیشه ساکت باشین، اما حضورتون برای من واقعی بوده. حتی با یه ری‌اکشن، یه پیام کوتاه یا همین که هر چند وقت یک‌بار برگشتین و اینجا رو باز کردین. این یک سال یه چیز مهم بهم یاد داد: خاطره‌ها همیشه با اتفاق‌های بزرگ ساخته نمی‌شن. گاهی یه شب معمولیه، یه پست معمولیه، یه شوخی ساده یا یه پیام کوتاه؛ بعد زمان می‌گذره و می‌بینی همون چیزهای ساده، شدن چیزهایی که دلت براشون تنگ می‌شه. شاید قشنگ‌ترین قسمت خاطره همین باشه؛ وقتی داری توش زندگی می‌کنی، نمی‌دونی خاطره‌ست. فقط بعدها می‌فهمی چقدر عزیز بوده. امروز که به 𝟤𝟥 𝖠𝗎𝗀𝗎𝗌𝗍 𝟤𝟢𝟤𝟧 نگاه می‌کنم، فقط شروع یه کانال رو نمی‌بینم؛ خودم رو هم می‌بینم. یه دختر ۱۶ ساله که نمی‌دونست یک سال بعد چقدر تغییر کرده، چقدر یاد گرفته، چند بار خسته شده و چند بار ذوق کرده. دختری که فقط می‌خواست یه گوشه‌ی کوچیک برای خودش بسازه و حالا می‌بینه اون گوشه، بخشی از زندگی‌ش شده. من شاید اولین کلمه رو نوشته باشم، اما شما ادامه‌ی این قصه شدین؛ من شاید اینجا رو ساخته باشم، اما شما بهش دلیل موندن دادین. چیزی که با «من» شروع شد، آرام‌آرام تبدیل شد به «ما». برای همین امروز سالگرد یه کانال نیست؛ سالگرد یه سال «ما»ست. سالگرد تمام آدم‌هایی که اومدن، موندن یا رفتن و یه تکه از خاطره‌شون رو اینجا جا گذاشتن؛ سالگرد تمام خنده‌ها، ذوق‌ها، موفقیت‌ها، نگرانی‌ها و روزهای معمولی‌ای که اون موقع نمی‌دونستیم قراره یه روز دلمون براشون تنگ بشه. نمی‌دونم یه سال دیگه کجاییم. نمی‌دونم چه کسی هنوز اینجاست، چه کسی مسیرش عوض شده و خودم چقدر با دختری که اینجا رو شروع کرد فرق کردم. اما امیدوارم یه چیز هیچ‌وقت عوض نشه: این حس که یه زمانی، ما همدیگه رو داشتیم. یه زمانی، توی یه گوشه‌ی کوچیک از اینترنت، با هم خندیدیم، حرف زدیم، ذوق کردیم، ناراحت شدیم و ادامه دادیم. یه زمانی، اینجا فقط یه کانال نبود؛ یه تکه از زندگی‌مون بود. روزِ 𝟤𝟥 𝖠𝗎𝗀𝗎𝗌𝗍 𝟤𝟢𝟤𝟧، من یه کانال ساختم. و من، 𝟤𝟥 𝖠𝗎𝗀𝗎𝗌𝗍 𝟤𝟢𝟤𝟨، فهمیدم که یه کانال نساخته بودم؛ یه خاطره ساخته بودم. خاطره‌ای که اسم ۲۷ هزار نفر، به شکل‌های مختلف، روی صفحه‌هاش نوشته شده. ممنون که اومدین، موندین، خوندین، خندیدین، ذوق کردین و حتی وقتی چیزی نگفتین، بودین.

می‌خوام قبل رفتن به جلسه یه پستی رو دلی بذارم. هستین؟

پیامارو هم دیلیت می‌زنم

بقیه پیاما فردا

بریم بخوابیم بااجازه‌تون

درحال حاضر دو روزی میشه فقط روی کنفرانسام کار میکنم راجب کدنویسی و ماشین لرنینگ

https://t.me/EchoesOfSetayesh/7738 یکمشو بگو خببب کنجکاویممم

چون اکثرا یا سهمیه‌این یا وقتی میان شریف درسو ول میکنن بلاگر میشن