ʟ ɪ ʟ ɪ ᴜ ᴍ
رفتن به کانال در Telegram
«جریان زندهگی...» t.me/HidenChat_Bot?start=8440808622
نمایش بیشترإيران148 568دسته بندی مشخص نشده است
247
مشترکین
+324 ساعت
+167 روز
+3630 روز
آرشیو پست ها
247
چه جام جهانی خستهکنی.
رئالیهایی ک طرف هیچ تیمی نیستند و بارسا فنایی ک طرف هر دو تیم اند.
پس کو هیجان؟ کو نگرانی و استرس؟
247
امروز به همهکس حسرت میبرم، حتی یک مگس را هم که میبینم، وقتی که فکر هول و هراس فردا را میکنم آرزو میکنم که کاشکی جای اون بودم.
صادق هدایت
247
قصه میکنه: وقتی ازم پرسیدن پدر وکلیت کیست گریه کرده گفتم مه راضی نیستم.
به پدرم خبر دادند که دخترت راضی نیست. پدرم با تبر به سمتم آمده و میگفت اگر راضی نیست پس میکشمش.
247
داستایفسکی در ابله مینویسد: «زیبایی جهان را نجات خواهد داد.»
حالا بختیار علی در شهر موسیقیدانهای سپید میپرسد: «این همه زیبایی کشته شده به کجا میرود؟»
داستایفسکی جان پس خود زیبایی را کی نجات خواهد داد؟
247
+1
«جنگ چهرهای زنانه ندارد.»
خاطرات زنانی جنگیده در جنگ.
خاطراتی تمام این زنان از یک زندهگی عادی و زیبا شروع شده و بعد در وسط خاطرات یک جمله مشترک همهای آنها را به هم پیوند میدهد «ناگهان جنگ شروع شد.» و از آنجا به بعد داستان همهای آنها مشترک است؛ جنگ، مردن، کشتن، تفنگ، جیغ و فریاد…
میدانید؛ تمام این زنان به امید پیروزی و خوشبختی بعدی جنگ بودند ولی بیشتر آنها فقط چون در جنگ و جبهه جنگیده بودن به اسم بد یاد میشدند.
اکثریت میگفتند این تمام حقیقت نیست و اگر این خاطرات وحشتناک تمام حقیقت نیست پس حقیقت چقدر میتواند وحشتناک تر از باشد؟
پ.ن: این کتاب و فیلم پیانیست و آهنگ بلاچاو خیلی ترکیب غمانگیز و خوبی اند.
247
«حیف که من در جنگ خوشگل بودم… بهترین سالهای زندهگیام در جنگ گذشت. سوختیم. بعدش هم خیلی زود پیر شدیم.»
جنگ چهرهی زنانه نداردپ.ن: حیف ما هم که جوانی و بهترین روزهای زندهگیمان را در این دوره میگذرانیم.
