𝒚𝒆𝒅𝒐𝒏𝒆 𝒕𝒂|روزمرگے
رفتن به کانال در Telegram
بَله آقایرَنگو، بَنده هَمون رَوانشِناسِ رَوانیم💅🏻 📌ناشناس: https://t.me/yektttta2005bot
نمایش بیشترإيران135 518دسته بندی مشخص نشده است
952
مشترکین
-524 ساعت
-207 روز
-7430 روز
در حال بارگذاری دادهها
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '260
در 0 کانالها
سپتامبر '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '26
+17
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+136
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+5
در 1 کانالها
Get PRO
مه '26
+2
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+1 799
در 8 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+82
در 37 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+191
در 27 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 24 اکتبر | 0 | |||
| 23 اکتبر | 0 | |||
| 22 اکتبر | 0 | |||
| 21 اکتبر | 0 | |||
| 20 اکتبر | 0 | |||
| 19 اکتبر | 0 | |||
| 18 اکتبر | 0 | |||
| 17 اکتبر | 0 | |||
| 16 اکتبر | 0 | |||
| 15 اکتبر | 0 | |||
| 14 اکتبر | 0 | |||
| 13 اکتبر | 0 | |||
| 12 اکتبر | 0 | |||
| 11 اکتبر | 0 | |||
| 10 اکتبر | 0 | |||
| 09 اکتبر | 0 | |||
| 08 اکتبر | 0 | |||
| 07 اکتبر | 0 | |||
| 06 اکتبر | 0 | |||
| 05 اکتبر | 0 | |||
| 04 اکتبر | 0 | |||
| 03 اکتبر | 0 | |||
| 02 اکتبر | 0 | |||
| 01 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
| 2 | طاها یه حرکتی زد بقیه زدن زیر خنده ولی
با جدیات برگشت گفت:
از اینکه منو مسخره میکنید خوشحالید؟!
و همه ساکت شدن...
اونجا بود فهمیدم تلاشهام نتیجه داده:))) | 29 |
| 3 | و فهمیدم شاید وقتی قراره از فداکاریش کمتر شه که مطمئن شه من یه فرد بزرگسال کامل مستقل شدم و دیگه هیچ دلیلی برای فداکاری نداشته باشه... | 15 |
| 4 | و وقتی دید منم بلدم مثل خودش آشپزی
کنم چشمش برق زد... | 15 |
| 5 | ولی نتونستم با اینکه ۸ونیم تا ۱۱ کلاس دوره
مهدکودک داشتم...
ولی ۶ صبح بیدار شدم و تا ساعت ۹ونیم که
مامانم اینا رسیدن ناهار رو آماده کردم. | 15 |
| 6 | و دیشب بعد کلی اشک ریختن گفتم بهدرک فقط خودم مهمم و میخواستم فقط یه فرد خودخواه بمونم... | 15 |
| 7 | و بابت دردی که داره گریه کردم...
اینکه من تموم تلاشمو دارم میکنم به خودش برگرده و همچنان حالت فداکاری رو داره... | 15 |
| 8 | بعد از تماس فقط زدم زیر گریه...
نه به خاطر اینکه مخاطب حرف مامانم من بودم نه، بیشتر به خاطر این بود مدام با خودم فکر میکردم مامان من که چیزی نمیگه الان تو چه شرایطی بوده
که همچین حرفی بهم زده... | 15 |
| 9 | در حالی که من با تموم دردی که داشتم بلند شده بودم وسایل ناهار امروز رو اماده کنم که اینا صبح رسیدن شیراز نیاز نباشه آشپزی کنه... | 15 |
| 10 | جالبه بدونید دیشب جهت یادآوری به
مامانم زنگ زدم یکسری از وسایلمو
یادش بمونه با خودش بیاره...
که نمیدونم چیشد به یه بحث خاتمه
شد و مامانم گوشی رو قطع کرد! | 15 |
| 11 | اینحا نزدیک بود ردشون کنیم گفتم مامان پشتسر موتوریه برو اونم قشنگ کارشو کرد فقط اینجا بخت یار نبود که فیلم قطع شد و بله حافظه گوشیم پر شد!😂😭 | 33 |
| 12 | نمیدونم چرا امشب دوست داشتم عکس و فیلمها رو اینجوری پست کنم هر چی که هست خیلی دوستشون دارم کاش میشد بتونم اینستامو هم راهاندازی کنم اگه خانم ایدهآلگرا اجازهشو صادر کنه!
فکر کن یه دفترچهخاطرات بزرگتر... | 33 |
| 13 | واقعا بعد یک ماه سختی امشب رو نیاز داشتم کنار خانوادهام بگذرونم:)🩵🫂 | 33 |
| 14 | بدون متن... | 32 |
| 15 | بدون متن... | 33 |
| 16 | اگر کوسهها حاکم بودن
برای ماهیها دینی میساختند
که در آن بهشت در شکم کوسهها باشد. | 42 |
| 17 | بدون متن... | 47 |
| 18 | و بله حالا نمایی از بلاگرها رو میبینیم که برای
اعتراض کشور اروپایی استوری میذازه...
ولی زمان کشور خودش معلوم نبود زیر کدوم
قبری بود! | 53 |
| 19 | پیام ویدیو | 48 |
| 20 | پیام ویدیو | 48 |
