fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

whispers of the Eclipse

whispers of the Eclipse

رفتن به کانال در Telegram

پیغام گیر: https://t.me/areadnee_bot

نمایش بیشتر
إيران177 130دسته بندی مشخص نشده است
233
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
-130 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26
اکتبر '26
+2
در 2 کانال‌ها
سپتامبر '26
+7
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '26
+5
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+35
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+52
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مه '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+9
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+1
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+91
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+63
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+86
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+119
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+819
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+135
در 2 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
11 اکتبر0
10 اکتبر+1
09 اکتبر+1
08 اکتبر0
07 اکتبر0
06 اکتبر0
05 اکتبر0
04 اکتبر0
03 اکتبر0
02 اکتبر0
01 اکتبر0
پست‌های کانال
2
4_5949644807319062336.mp3
39
3
پس بزن زیرش بزن زیر گریه گه‌گاهی
39
4
audio.mp3
1
5
93334557 (1).mp3
42
6
شلبی! تا حالا فکر کردی شاید غروب، تنها راه خورشید برای گریه کردن باشه؟
42
7
شِلبی از اون دسته آدماییه که کل روز از خورشید میگن ,شب که میشه یادشون میره خورشیدی هم وجود داره ؛ این روزها،هرجا ساعت میبینم یاد تو می‌افتم، عقربه‌هایی که تمام عمر دور خودشون می‌چرخند. اگر دفترت هنوز روی میز بود چایت را دور نریز. پنجره باز مانده و باد صفحه‌های سفیدت را ورق می‌زند. چند روزی ،صبح‌ها ،جهان زیادی کوچک میشود برای تمام فکرهایی که به سرش می‌زند و چند شبی، خودش زیادی کوچک است برای جهانی که باید تحمل کند؟ تصور میکنم فقط یک زندگی نداری .[چند نفری که انقد از همدیگه بی‌خبرید؟] من فکر می‌کنم چه کسی باور می‌کند، شلبی ، همان مردی‌ست که هفته‌ی پیش، وسط جلسه، از جا بلند شد و با آن برق لعنتی در چشم‌هایش گفت تمام شهر را از نو خواهد ساخت؟ اما حالا حتی برای خراب شدن هم وقت نمی‌گذارد؟عقب می‌اندازد، انگار مالیاتی‌است که موعد پرداختش رسیده باشد. شلبی! فکر می‌کنی خورشید هم وقتی غروب می‌کند، همین‌قدر از خودش بیزار است؟ بدبختی اینجاست که هیچ‌‌یک از تو ،دیگری را باطل نمی‌کند. مثلاً همین کتفم. جای سیگاری که خاموش کردی هنوز می‌سوزد. مسخره است، نه؟ از تمام اتفاقاتی که می‌توانستند در زندگی‌ام بیفتد، حالا چیزی که نمی‌گذارد بخوابم همین است. نه خاطره‌ی درست‌وحسابی‌ای دارم که بشود به آن فکر کرد، نه حتی می‌توانم از این ماجرا یک داستان قشنگ دربیاورم. فقط وقتی دراز می‌کشم، لباسم که به پوستم میخورد یادم می‌افتد که تو، آنقدر نزدیک شدی که توانستی سیگارت را روی تنم خاموش کنی؟ به هرحال اگر از تمام این ها بگذریم تنها چیزی که می‌خواهم این است که یک شب بخوابم و مجبور نباشم برای فراموش کردن سوزش کتفم را نادیده بگیرم. تو با فرداهایت چه می‌کنی؟ من ؟ چه می‌دانم؟ من حتی نمی‌توانم پرده‌ای را که باد برده، سرِ جایش برگردانم. اما فردا فردا صبح دوباره از خورشید حرف بزنیم؟ _mary
42
8
شلبی! تا حالا فکر کردی شاید غروب، تنها راه خورشید برای گریه کردن باشه؟
1
9
شِلبی از اون دسته آدماییه که کل روز از خورشید میگن ,شب که میشه یادشون میره خورشیدی هم وجود داره ؛ این روزها،هرجا ساعت میبینم یاد تو می‌افتم، عقربه‌هایی که تمام عمر دور خودشون می‌چرخند. اگر دفترت هنوز روی میز بود چایت را دور نریز. پنجره باز مانده و باد صفحه‌های سفیدت را ورق می‌زند. چند روزی ،صبح‌ها ،جهان زیادی کوچک میشود برای تمام فکرهایی که به سرش می‌زند و چند شبی، خودش زیادی کوچک است برای جهانی که باید تحمل کند؟ تصور میکنم فقط یک زندگی نداری .[چند نفری که انقد از همدیگه بی‌خبرید؟] من فکر می‌کنم چه کسی باور می‌کند، شلبی ، همان مردی‌ست که هفته‌ی پیش، وسط جلسه، از جا بلند شد و با آن برق لعنتی در چشم‌هایش گفت تمام شهر را از نو خواهد ساخت؟ اما حالا حتی برای خراب شدن هم وقت نمی‌گذارد؟عقب می‌اندازد، انگار مالیاتی‌است که موعد پرداختش رسیده باشد. شلبی! فکر می‌کنی خورشید هم وقتی غروب می‌کند، همین‌قدر از خودش بیزار است؟ بدبختی اینجاست که هیچ‌‌یک از تو ،دیگری را باطل نمی‌کند. مثلاً همین کتفم. جای سیگاری که خاموش کردی هنوز می‌سوزد. مسخره است، نه؟ از تمام اتفاقاتی که می‌توانستند در زندگی‌ام بی‌افتد، حالا چیزی که نمی‌گذارد بخوابم همین است. نه خاطره‌ی درست‌وحسابی‌ای دارم که بشود به آن فکر کرد، نه حتی می‌توانم از این ماجرا یک داستان قشنگ دربیاورم. فقط وقتی دراز می‌کشم، لباسم که به پوستم میخورد یادم می‌افتد که تو، آنقدر نزدیک شدی که توانستی سیگارت را روی تنم خاموش کنی؟ به هرحال اگر از تمام این ها بگذریم تنها چیزی که می‌خواهم این است که یک شب بخوابم و مجبور نباشم برای فراموش کردن سوزش کتفم را نادیده بگیرم. تو با فرداهایت چه می‌کنی؟ من ؟ چه می‌دانم؟ من حتی نمی‌توانم پرده‌ای را که باد برده، سرِ جایش برگردانم. اما فردا فردا صبح دوباره از خورشید حرف بزنیم؟ _mary
1
10
پشت چشامی تو همه لحظه هام میبینم هنوز داری میرقصی باهام
45
11
پشت چشامی تو همه لحظه هام میبینم هنوز داری میرقصی باهام
1
12
میزنم صدات نمیشنوم جواب بیدارم ولی خودمو میزنم به خواب
45
13
Poshte Pelkam.m4a
45
14
باید صبر ایوب داشت برای موند کنارت.
45
15
+1
بدون متن...
55
16
+1
بدون متن...
1
17
Unknown - Onvar Jangal - 320.mp3
54
18
پیام ویدیو
1
19
پیام ویدیو
56
20
اون‌روز که مسیر آدمای عادی رو طی نکردیم
اون‌روز که مسیر آدمای عادی رو طی نکردیم
98