ㅤ‘ 𝖣𝖨𝖵𝖱𝖦𝖭𝖳 诞 closed ,
رفتن به کانال در Telegram
ㅤㅤㅤ﹟𝟣 𝗌𝗈𝗎𝗇𝖽 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖿𝗎𝖼𝗄 @divrad ??ㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ﹢ 𝖩𝟩 ﹗ 𝗌𝗈𝗆𝖾 𝖽𝖾𝗏ı𝗅 ı𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝖾𝗌𝗍 ﹗ㅤㅤㅤ
نمایش بیشتر1 655
مشترکین
-424 ساعت
-287 روز
-8430 روز
آرشیو پست ها
⋆౨ৎ˚𝗟𝗨𝗡𝗔 𝗦𝗨𝗣𝗣𝗢𝗥𝗧 𝗙𝗢𝗟𝗗𝗘𝗥 📁 ⟡˖ ࣪
-فولدر حمایتی برای رشد چنلهاتون
-فور شدن پست و چلنچاتون داخل چنل رسمی فولدر
-افزایش ویو و حمایت از پستها
-برای تمامی چنلهای بیتیاس و کیپاپ، چنلهای پک، موودبرد، ادبت و نویسندگی …
آیدی جهت شرکت اونرها داخل فولدر حمایتی :
@thvnom
— 𝗧𝗵𝗲 𝗯𝗲𝘀𝘁 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 𝗮𝗿𝗲 𝗶𝗻𝘀𝗶𝗱𝗲 𝘁𝗵𝗶𝘀
𝗳𝗼𝗹𝗱𝗲𝗿 ՙՙᥫ᭡˖
Repost from ملـٺ ـعشـق
𝃫 🌝 𝁐 فـور کنیـد تا من بگـم اگه ֢ زندگیتـون یه باگ عجیـب داشـت اون باگ چـی بود
جوین باشیـد
Repost from ملـٺ ـعشـق
𝃫 👜 𝁐 فـور کنید این جمله رو ادامه بـدم
اونر این چنـل از اون تایـپ آدماست که ..
Repost from ملـٺ ـعشـق
𝃫 👩🦳 𝁐 فور کنید تا بر اساس وایب چنلتون یه مودبرد اینشکلی تقدیمتون کنم ֢
جوین باشید
Repost from N/a
فور کنید و تاس بندازید ،
اگر زوج اومد ازتون یه سوال میپرسم.
اگر فرد اومد یه سوال بپرسید.جوین باش گارنت عزیز چک میشه
Repost from N/a
فور کنید و iD قرار بدید تا بگم اگه یک شخصیت منفی بودید ، انگیزهی اصلیتون برای تغییر دنیا چی بود.
جوین باش گارنت عزیز چک میشه
Repost from N/a
فور کنید و iD قرار بدید تا بگم چه موجود افسانهای شما رو بهعنوان وارث خودش انتخاب میکرد.
جوین باش گارنت عزیز چک میشه
Repost from N/a
فور کنید و iD + ماه تولد بدید تا بگم در یک زندگی افسانهای چه سرنوشتی انتظارتون رو میکشید.
جوین باش گارنت عزیز چک میشه
Repost from N/a
Repost from N/a
بیگانهاو همانند دیگر انسانها نبود ؛ ذهنیتی متفاوت و رفتاری به دور از انتظار داشت. از نظرش ، او متفاوتترین فردی بود که تاکنون ملاقاتش کرده بود.
او نیامده بود که پسر را تغییر دهد ؛ آمده بود تا به او نشان دهد حتی در تاریکترین شبها هم میتوان جایی برای آرامش داشت.او باور داشت آن دختر دستان شفابخشی دارد ؛ چراکه هر زمان دست بر صورتش میکشید ، ذهنش از هر آنچه اتفاق افتاده و نیفتاده بود ، خاموش میشد.
شاید او تنها کسی بود که میتوانست از میان تمام ویرانههای وجودش ، چیزی برای دوستداشتن پیدا کند.آن پسر از هر آنچه لبخند بر لبانش میآورد ، محروم بود ؛ اما جنگل چشمان آن دخترک ، لبخندی وصفنشدنی بر لبان پسر مینشاند. او باور داشت آن دختر قدرتی دارد که میتواند از پسِ پسر برآید ؛ کتابی از کینههای آن پسر که به سنگینی شب بود ، با لبخند در آغوش میگرفت و بارها زمزمه میکرد:
«تنِ زخمیِ خود را به من بسپار»شاید معجزه همین بود ؛ کسی پیدا شود که زخمهایت را ببیند و بهجای پرسیدن دلیلشان ، آرام رویشان دست بکشد.
Repost from N/a
ㅤㅤ verona ' yeni pack
⌁ 𝗒𝖾𝗋𝖺𝗅𝗍ı ﹙𝗁𝖺𝗒𝖽𝖺𝗋𝖺𝗅ı﹚
𝗌𝖾ñ𝗈𝗋 𝗈𝖿 𝗌𝗁𝖺𝖽𝗈𝗐𝗌
