Hani's Bunker.
رفتن به کانال در Telegram
One must imagine Sisyphus happy. All shots are taken by Nikon D7200 18 - 140mm @haniasefbot @haniasef
نمایش بیشترإيران129 267دسته بندی مشخص نشده است
414
مشترکین
-124 ساعت
+47 روز
+2430 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+26
در 7 کانالها
اوت '26
+54
در 9 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+83
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+53
در 5 کانالها
Get PRO
مه '26
+23
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+33
در 8 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+39
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '250
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+39
در 6 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+155
در 11 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 19 سپتامبر | 0 | |||
| 18 سپتامبر | 0 | |||
| 17 سپتامبر | 0 | |||
| 16 سپتامبر | 0 | |||
| 15 سپتامبر | +1 | |||
| 14 سپتامبر | +1 | |||
| 13 سپتامبر | +2 | |||
| 12 سپتامبر | +3 | |||
| 11 سپتامبر | 0 | |||
| 10 سپتامبر | 0 | |||
| 09 سپتامبر | +2 | |||
| 08 سپتامبر | +1 | |||
| 07 سپتامبر | 0 | |||
| 06 سپتامبر | +4 | |||
| 05 سپتامبر | +1 | |||
| 04 سپتامبر | +3 | |||
| 03 سپتامبر | +3 | |||
| 02 سپتامبر | +1 | |||
| 01 سپتامبر | +4 |
پستهای کانال
| 2 | بدون متن... | 168 |
| 3 | بدون متن... | 1 |
| 4 | بدون متن... | 178 |
| 5 | هزارتا پاییز و اکتبرم بیاد و بره، ما نفرین شده میمونیم. | 215 |
| 6 | بدون متن... | 218 |
| 7 | بدون متن... | 206 |
| 8 | بدون متن... | 177 |
| 9 | زندگی وقتی فرصتهارو شکار میکنی خیلی جالبتر میشه. | 226 |
| 10 | بدون متن... | 252 |
| 11 | بدون متن... | 194 |
| 12 | بدون متن... | 184 |
| 13 | 1|3 - We Watch The Stars (Berlin Session) - Fink (320).mp3 | 179 |
| 14 | بدون متن... | 217 |
| 15 | بدون متن... | 220 |
| 16 | بدون متن... | 229 |
| 17 | جایی میان سکوت و صدا بود،
همانجا که معلق و بیتعلق،
مینگریستم به تار و پودهای ظریف،
که آراسته بودند به خاکهای بازارِ قم،
و آغشته به نوای گیتاری خسته.
از من میپرسی کجایی؟
نمیدانم.
انگشتانم را به هر سو که دراز میکنم،
هیچ تصویر آشنایی را برملا نمیکند.
انگار تمامی قابها، آشفته و سرگردانند.
با این حال به قدم زدن و ثبت کردن ادامه میدهم.
چشمانم هرجا را که نگریست،
قدمهایم به همان سو میروند.
هر مسیر و هر شاخه، تصویر جدیدی را برای به قلم آوردن دارد.
اینجا شاید، هوا سنگین باشد.
شاید نگاههای دیگران به پوست برهنهام چنگ بزنند.
چشمهایی خسته ولی حواسجمع،
خوابآلود اما بیدار،
بیتفاوت اما قضاوتگر.
سالهاست با این چشمها زیست کردهام.
این زخمها...
این زخمها گاهی شبیه خانه میمانند.
اینجا "میان" است،
هویتی مبهم دارد.
گاهی در گوشهی انزوا استخوانهایت میپوسند،
و گاهی در حین رقصیدن، صدای تَرَک برداشتنشان را میشنوی.
گاهی های های گریه میکنی،
و گاهی دردِ تو فقط میگذارد بیحرکت به سیاهی خیره شوی.
گاهی دلت میخواهد روزمرهترین قابهارا ثبت کنی،
و گاهی این صحنه تکرار نشدنی را،
تنها یکبار زیست میکنی.
اینجا "میان" است،
نه کاملا آشنا،
و نه کاملا غریبه.
#متن | 235 |
| 18 | بدون متن... | 198 |
| 19 | بدون متن... | 217 |
| 20 | بدون متن... | 231 |
