fa
Feedback
عشق های فراموش شده ؛

عشق های فراموش شده ؛

رفتن به کانال در Telegram

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ حرف های ناگفته، عشق های فراموش شده .‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌📬 puddingiebot.t.me

نمایش بیشتر
إيران146 129دسته بندی مشخص نشده است
243
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
ای بابا صدای کِلِ ملت از صدای هاپ هاپ شما بیشتره که 🤭

عید پیروزی رو جشن میگیریم امسال.

sticker.webp0.00 KB

ㅤㅤㅤㅤㅤ𝗌𝗁𝖺𝗄𝗂𝗇𝗀, 𝗐𝗁𝗂𝗆𝗉𝖾𝗋𝗂𝗇𝗀, 𝗁𝗈𝗐𝗅𝗂𝗇𝗀 man ♱ .
+1
ㅤㅤㅤㅤㅤ𝗌𝗁𝖺𝗄𝗂𝗇𝗀, 𝗐𝗁𝗂𝗆𝗉𝖾𝗋𝗂𝗇𝗀, 𝗁𝗈𝗐𝗅𝗂𝗇𝗀 man ♱ .

خب ببینید فکرای جالبی در سرم است

"blackpink will make you go" yes I'm going to heaven.

sticker.webp0.16 KB

+3
GO BLACKPINK.m4a3.02 MB

sticker.webp0.10 KB

همکاری جنتل مانستر و دیزنی و f1، چی؟

#همزاد_پنداری_با_مینگی

ᅠ‌‌ ᅠᅠ‌‌‌‌‌ᅠ‌‌ 🤍🤍🤍🤍 🤍 🤍🤍🤍🤍

       1st‌ ㅋㅋ ‌wyu popco ‌‌‌‌‌       : divaction mestai

Repost from 🔒

Repost from 🔒
⠀ ⠀ mafia ‘s ; 04th 女 ! website ➕ ៸៸ sınıor choi

Repost from 🔒

Repost from 🔒
⠀ ⠀ mafia ‘s ; 03th 女 ! website 🧂 ៸៸ sınıor choi

چی--- 😭😭😭

Repost from N/a
قلم رو بین دستاش میگیره و شروع به نوشتن روی برگه زیر دستش که با نور زرد کم رنگ اتاق روشن شده میکنه. نمیدونست چندمین نامه ای هست که برای معشوقش مینویسه، فقط این رو میدونست که قرار نیسن هیچوقت از این کار دست برداره حتی اگر این نامه ها هیچوقت به دست شوالیه عزیزش نرسه. قلم رو روی کاغذ کشید و شروع به نوشتن کرد: "نامه شماره بیست، شاید بیست و یک. نمیدونم دیگه شمارش نامه هایی که برات نوشتم از دستم در رفته عشق من. بعضی اوقات فکر میکنم شاید علاقه ای که من بهت دارم کورم کرده و باعث میشه رفتارت رو با خودم نبینم، همه بهم میگن اون شوالیه هیچوقت اونطور که تو نگاهش میکنی نگاهت نمیکنه، دست بردار از این علاقه یک طرفه اون مال تو نیست و قرار نیست هیچوقت برای تو بشه. اما میدونی سانا کمی برام سخته اعتراف به این موضوع اما فکر میکنم ذهن فربیکارم برای قانع کردن قلب احمقم دست به این کار میزد و فریبم میداد. باعث میشد فکرکنم توام من رو دوست داری. هربار که به واقعیت برمیگردم و میفهمم تو اصلا من رو نمیبینی قلبم درد میگیره مثل اینکه فقط باید قبول کنم سان شوالیه برای مینگی شاهزاده ساخته نشده. مجبورم قبول کنم که برای یکی دیگه بخندی قلبت برای کسی دیگه تند بزنه و من مثل یه بازنده شکست خورده از دور نگاهت کنم." اشکهاش دوباره صفحه کاهی کاغذ رو خیس کرد نامه رو لوله کرد و با روبانی قرمز بست و کنار باقی نامه های روی میز رها کرد. نامه هایی که خونده نشده رها شدند درست مثل خود پسرک.