fa
Feedback
nobody's daughter

nobody's daughter

رفتن به کانال در Telegram

queer they/them feminist

نمایش بیشتر
إيران112 686دسته بندی مشخص نشده است
734
مشترکین
+124 ساعت
+47 روز
+1830 روز
آرشیو پست ها
من واقعاً آدم تلاشگری‌ام و کیرم دهن هرکسی که هر چیزی غیر از این پشت سرم می‌گه.

فردا قراره تنها بفرستنم بخش راند انجام بدم. آیا سکته می‌کنم؟ با ما همراه باشید.

بعد از سه سال دوباره رفتم nicu و picu و واقعاً دلم تنگ شده بود😭

عه من‌.

photo content

مسئول بخش با بغض داشت می‌گفت توروخدا نیروی منفعل و از زیر کار در رویی نباش=)) بیچاره هنوز نمی‌دونه چه بلایی سرش اومده😔 وقتی انقدر کار کردم و سوال پرسیدم و فعالیت کردم که از دستم گریه‌ش گرفت، اون موقع می‌بینمش🧚‍♀

معلم ادبیات یکیتون توی مترو داره درس امروز رو مرور می‌کنه و کله‌ش کیریه.

دخترهای دبیرستانی خیلی نقش مهمی توی جامعه دارن، خودتون متوجه بشید چی می‌گم چون حوصله ندارم توضیح بدم (خوابم میاد).

هشتگ بزنم farsi has always been cunty😔🧚‍♀

یا مثلاً برای cunt که یک مفهوم خیلی کُلیه و مثلاً وقتی می‌گیم she served cunt، همه می‌دونن چی‌ داریم می‌گیم اما یک کلمه نمی‌تونیم براش بیاریم، چیکار می‌شه کرد؟ کلمه‌ای که به نظر من می‌شه پیشنهاد داد "فتنه"ست. چرا؟ فتنه یعنی چی؟ یعنی آشوب و شلوغی و سروصدا. حالا "فتانه" یعنی چی؟ اسم دختره به معنی "فتنه‌گر"، یعنی کسی که آشوب به‌پا می‌کنه که غالباً بار منفی داره اما cunt هم خیلی کلمه‌ی مودبانه‌ای نیست=)) فتنه: cunt فتانه/فتنه‌گر/فتنه‌انگیز: cunty فتنه‌ به‌پا کردن: serving cunt حالا مثال: دو جهان ز توست ای مه بکشی اگر یکی را به تو کس چه می‌تواند مکن آن چه می‌توانی همهٔ فتنه روید از خاک و ستیزه خیزد از گل به زمین کرشمه ریزان چو سمند ناز رانی (محتشم کاشانی) مثال بعدی: ناز آفت و کرشمه بلا، عشوه دل فریب یاران حذر کنید که توفان فتنه است (عرفی) مثال بعدی: بشکند آن روی دل ماه را بشکند آن زلف دو صد شانه را قصه آن چشم کی یارد گزارد ساحر ساحرکش فتانه را (مولانا) مثال بعدی: آتشی در دل و جان زان رخ تابان می‌زد علم فتنه به پا زان قد رعنا می‌کرد خویش را جمع و پریشانی دل‌ها می‌خواست گاه بر زلف گره می‌زد و گه وا می‌کرد (فیض کاشانی) و خلاصه فکر می‌کنم بشه بهش به چشم یه معادل خوب و نسبتاً کاربردی نگاه کرد.

girl fuck you for making me feel bad for him.

چند وقتیه ذهنم درگیر معادل فارسی پیدا کردن برای یه سری slangهاست، نه به‌خاطر اینکه حس می‌کنم "باید پارسی رو پاس بداریم" و "ای وای برا ما که اصطلاحات اجنبی‌ها رو استفاده می‌کنیم" و فلان، صرفاً چون کلمات و زبان برای من همیشه جالب بودن و خوشم میاد هی برم توشون بگردم ببینم چه خبره. نشستم فکر کردم و فکر کردم و یهو گفتم مثلاً diva رو چی می‌شه گفت؟ زنی که کلی به خودش می‌رسه و خیلی ناز داره و محل سگ به کسی نمی‌ده و توقع داره همه عاشقش باشن و این حرف‌ها رو توی فارسی چی می‌گیم؟ بعد مهمه که بار معنایی منفی هم نداشته باشه دیگه چون diva درحال‌حاضر یه وایب تحسین‌برانگیز می‌ده و مثبته، ولی ما متاسفانه اصطلاحات منفی زیاد داریم. حالا خلاصه، تهش رسیدم به مفهوم "کرشمه" و "زنِ کرشمه‌گر" و ترکبیات این چنینی. اجازه بدید توضیح بدم! با مثال شروع می‌کنیم: ای شیوهٔ تو کرشمه و ناز تا چند کنی کرشمه آغاز بستی در دیده از جهانم بر روی تو دیده کی کنم باز ای جان تو در اشتیاق می‌سوز وی دیده در انتظار می‌ساز (عطار) مثال بعدی: کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن به باد ده سر و دستار عالمی یعنی کلاه گوشه به آیین سروری بشکن به زلف گوی که آیین دلبری بگذار به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن (حافظ) مثال بعدی: ای سرو بلند بوستانی در پیش درخت قامتت پست بیچاره کسی که از تو ببرید آسوده تنی که با تو پیوست چشمت به کرشمه خون من ریخت وز قتل خطا چه غم خورد مست (سعدی) بله همونطور که می‌بینید، "کرشمه" خصوصیت زنیه که هم خیلی خوشگل و دافه و زیباییش خانمان‌سوزه، هم خیلی ناز و ادا داره، هم قطار قطار خاطرخواه‌ داره، هم خودش می‌دونه که چقدر خوشگل و دلبره، هم مهارت لاس زدنِ قوی‌ای داره و از همه مهم‌تر! محل سگ به شاعر نمی‌ده و حتی از گوشه‌ی چشمش هم بهش نگاه نمی‌کنه. در نتیجه من حس می‌کنم مفهوم "کرشمه" به اون چیزی یک diva هست خیلی نزدیکه و می‌شه -با استناد به آقای مارتیک- "پُرکرشمه" رو معادل diva دونست.

بهترین شب زندگیم.

ساعت تازه ۱۲ئه و من آلردی هشت‌هزارتا قدم راه رفتم. ایشالا که خیره.

وای جدی امروز هررررر چیزی باعث می‌شه یادم بیاد چقدر این رشته‌ی کیری رو دوست دارم.

احساس می‌کنم کلاس اولی‌ام🤡

فن شماره یک خانومی می‌شم.
فن شماره یک خانومی می‌شم.

مثل برگی که رها تو دست باده می‌خونیم با هم آواز

"ovulation made me like this! oh it's the ovulation talk!" COWARDS! embrace being a fucked-up freaky horny bitch like the rest of us!

دخترک‌، من هر وقت خسته می‌شم و می‌خوام یک‌ذره پا پس بکشم یاد تو میفتم و روم نمی‌شه. چهار ساله که از تو خجالت می‌کشم اگر رها زندگی نکنم. هنوز که هنوزه برای هیچکس به اندازه‌ی تو گریه نکردم و هنوز هم نمی‌دونم چرا.