حِرمان
رفتن به کانال در Telegram
968
مشترکین
-524 ساعت
+77 روز
+6030 روز
آرشیو پست ها
968
Repost from N/a
تومرا در راهى ترك كردى كه مسير من نبود و من كل آن راه را بخاطر تو امده بودم ...
968
نمیدونم میفهمین چی میگم یا نه، ولی بعضی شبا واقعاً دلم واسش تنگ میشه. نه اینکه هنوز حس گذشته رو بهش داشته باشم، نه اینکه بخوام دوباره برگرده... فقط دلم تنگ میشه واسش. یه جوری که انگار یه چیزی توی قلبم سنگینی میکنه و هیچجوری نمیشه ازش خلاص شد. شاید این دلتنگی هیچوقت واسم عادی نشه، شاید همیشه یه گوشه از قلبم براش تنگ بشه، حتی اگه دیگه نخوامش توی زندگیم.
968
از دستِ خودم عصبیام،نه کم، نه معمولی،واقعاً عصبیم.
از اینکه چرا به یه مشت آدمِ کثافت بها دادم،چرا وقتم، حواسم، دلم رو ریختم پای آدمهایی
که حتی ارزش نگاه هم نداشتن.
حرصم میگیره از خودم
که چرا دیر فهمیدم،چرا اجازه دادم آدمای بهدردنخور
فکر کنن مهمن،فکر کنن حق دارن تو زندگیم جا بگیرن.
این خشم بیشتر از همه
سمت خودمه؛
برای ساده بودنم،برای دیر دیدنم،برای اینکه یادم رفت
همه لیاقت نزدیک شدن ندارن.
968
در بلاک کن، میوت کن، آنفالو کن، ریمو کن، بزن، بکش، ول کن، برو، دعوا کن، گند بزن به همه کس و همه چی، گوش نده، داد بزن، عصبی باش، بزن بشکن، فکر نکن،تنها شو، بمیر ترین حالت ممکنم.
