𝖥𝖺𝗍𝗁𝗈𝗆
رفتن به کانال در Telegram
✽̸ I looked but He was already staring. @hemlockebot Archive @ptapes
نمایش بیشترإيران197 610دسته بندی مشخص نشده است
387
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1530 روز
آرشیو پست ها
سلام عزیزدلمم خوش اومدی💘
تقریبا هر دو هفته یه بار چپتر جدید اپ میکنم. البته به خاطر شرایط مدرسه و این داستانا ممکنه یکم تأخیر داشته باشه. (سعی میکنم چیزی تغییر نکنه)
درکل این موضوع خیلی عمیق تر از چیزیه که الان گفتم. به نظرم توی شاخههای متخلف دیگه هم میشه توصیف و تحلیلش کرد، چون انار معمولا استعارهای از جنون، obsession و افراطه.
ولی حرفایی که الان باهاتون درمیون گذاشتم، انگیزه و دلیلی بود که فاتوم رو نوشتم.
خلاصه، خوشحال میشم اگه شما هم نظری دربارهش دارین باهام به اشتراک بذارید.
"اینجا لحظهی مقدسیه. جاییه که میتونی حس یکی شدن و در هم تنیده شدن روحها رو حس کنی. میتونی سرخی خون خودت رو روی لب هاش ببینی و با هر بوسهای که مهمون لبهاش میکنی، اون طعم گَس و شیرین رو روی زبونش حس میکنی."
"و وقتی اون شخص عشق تو رو میپذیره، اون انار رو با احترام توی دستهاش نگه میداره. برای اینکه بهت نزدیک بشه و از هدیه ای که گرفته لذت ببره، دونههای یاقوتیش رو میچشه.
لبهاش، انگشتهاش و حتی وجودش رنگ میگیرن و خونی میشن. اما نه از انار... بلکه از تیکهای از وجود تو که حالا با اون یکی شده"
"وقتی عاشق کسی میشی، آماده میشی تا بخشهای مهمی از وجودت رو بهش تقدیم کنی. پس قلبت رو با کمال میل پوست میکَنی. توی این فرایند، انگشتهات سرخ میشن. قطراتی که حاصل له شدن اون دونههای فشرده شدهست، از بین انگشتات مثل ردی از خون پایین میچکه. بعد تو، اون انار تازه و شکافته رو دو دستی به طرف مقابلت تقدیم میکنی."
تاحالا به این فکر کردین که چرا میوههای قرمز، سرخ و مهم تر از همه انار رو توی چنل میبینین؟
باید بگم که این چیزیه که مینهو میخواد.
اون عشق رو به انار تشبیه میکنه.
حالا بذارین موضوع رو یکم عمیق تر کنم.
