Teaholic☕️
رفتن به کانال در Telegram
سحرم، ز زمرهی طالبان طب📚🩺(۳/۱۴) دلباختهی خواب نیمروزی و جام چای پررنگم☕️ نه بهکلی فاضلم، نه بهتمامی جاهل کمالجویم با نقص بسیار آبی، رنگ من است -اِمِلیا
نمایش بیشتر252
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-1830 روز
آرشیو پست ها
252
حقیقتا وضعیت انرژی دخترانه ام نگران کننده ست🧔🏻♀️
یکی از خانوما توی باشگاه بود من توی این مدت باهاش بین ست هام همکلام شده بودم چند بار، امروز منو دید خم و راست شد بهم گفت:«چطوری حاجی » منم گفتم:«چاکر داداش خوبم»
😁😁😁
252
وای یادش بخیر😂
من سر کلاس کورس تنفس داشتم نوت برمیداشتم، اون روزا هم کلا محوطه دانشگاه پر از زنبور بود
بعد یه زنبور توی کلاس بود حواس همه رو پرت می کرد هی رو سر استاد تردد می کرد
بعد استاد گفت یه چی بدین من اینا بکشم منم چون ردیف جلو بودم دفترمو دادم بهش اونم یدونه محکم زد به زنبوره، دفتر منم این وسط به همراه زنبور شهید شد😂
252
توی تاریکی نشستم، هیچ صدایی نیست جز آهنگای علی یاسینی که آروم تو گوشم پخش میشن
هر آهنگش یه تیکه از دل منه، یه بغض مونده پشت صداش
برای آدمایی که دیگه نیستن،
برای لحظههایی که گذشتن و دیگه برنمیگردن
این شب ها عجیب دل آدمو میگیرن
نه میشه خوابید، نه میشه فراموش کرد
فقط میمونه یه من، یه دلتنگی، و یه پلیلیست پر از خاطره…
252
وای امروز وسط تمرین عجیب دلم چایی میخواست، هی با خودم میگفتم کاش یکی یه لیوان چایی بهم بده🤣😭
از فردا با خودم تراول ماگ چایی رو هم میبرم بین ست هام بخورم🤣🤣
252
اینجا اتاقیه که حدودا ۲.۵ سال پیش یه بازه ای رو توش درس میخوندم
دورانی که خیلی سخت بود واسم خودمو سر پا نگه دارم
امروز بعد ۲.۵ سال رفتم اون اتاق هر نقطه اش رو که نگاه میکردم اون چند هفته ای که توش درس خوندم یادم میافتاد
یهو پشت درش این نوشته رو دیدم که از همون موقع مونده بود
قانونی که اون موقع گذاشته بودم که ۷صبح باید وارد اتاق بشی، ۱۲شب ازش دربیای😐
کاش میشد برگردم به اون دورانم و اون دختر رو محکم بغل کنم بگم بمیرم برات که انقدر داری درد میکشی انقدر دلت گرفته انقدر داری تلاش میکنی ولی هی بنبست میخوری نگران نباش یه روز قراره به آرزوت برسی...
