𝐖𝐞𝐬𝐥𝐞𝐲 𝐩𝐚𝐩𝐚'𝐬🎸🦈
کانال بسته
3 456
مشترکین
-624 ساعت
+3177 روز
+21230 روز
آرشیو پست ها
3 456
ترجمه کامل
لحظهی احساسی ویلیاماِست بعد از اینکه بلیتهای ۳ روز کنسرت سولد اوت شد 🥹
🎸: «فکر میکردم احتمالا استقبال خوبی بشه، ولی نمیدونستم بلیتها قراره سریع سولد اوت بشن یا نه. اما وقتی دیدم اینقدر سریع سولد اوت شد... اول یه دور سوم هم برای فروش باز کردن و بعد اونها هم همگی سولد اوت شدن. واقعا خیلی تعجب کردم...» 🎤: «اون موقع داشتی چیکار میکردی؟» 🎸: «ها؟ داشتم چیکار میکردم؟ یادم نیست...» 🎤: «آها، اشکالی نداره... پس تو داشتی چیکار میکردی؟» (خطاب به است) 🦈: «توی تخت بودم.» 🎤: «اوه، پس دراز کشیده بودی / خواب بودی، درسته؟» 🦈: «آره. اون روز بعدازظهر سرِ کار بودم، یه برنامه هم اواخر صبح داشتم. میدونستم که... خب، یکشنبه روز بلیتفروشی بود، درسته؟ شنبه شب سریال پخش شده بود، برای همین تا دیروقت بیدار موندم و تو توییتر ترند میکردم. برای همین عمدا برنامهریزی کرده بودم صبح زود بیدار نشم... آره، تصمیم داشتم تا دیروقت بخوابم. چون نمیخواستم بشینم و...» 🎤: «میخواستی وقتی بیدار میشی که دیگه همهچیز تموم شده باشه، همون موقع بفهمی که بلیتها سولد اوت شدن، بدون اینکه مجبور باشی توی استرس و هیجانِ انتظار بمونی و ببینی چی میشه...» 🦈: «دقیقا... میخواستم وقتی بیدار میشم که دیگه کار تموم شده باشه... میفهمی؟ من از وقتی شروع کردم تیمهای ورزشی رو تشویق کنم، همیشه یه همچین حالتی داشتم.» 🎤: «استرس میگیری، مگه نه؟» 🦈: «اون موقعها، هر وقت یه تیم ورزشی رو تشویق میکردم، معمولاً همون تیمی که طرفدارش بودم میباخت! میفهمی چی میگم؟ برای همین بعضی وقتها با خودم فکر میکردم: "هی، شاید اصلاً نباید تشویقشون کنم؟" و بعد، وقتی تشویقشون نمیکردم، تیم میبرد!» 🎤: «پس حس میکردی اصلاً نباید هیچ انتظاری داشته باشی، درسته؟» 🦈: «دقیقاً! برای همین این بار با خودم گفتم: "باشه، بیایم کلاً هر انتظاری رو کنار بذاریم و سعی کنیم تا دیروقت بخوابیم." ولی آخرش ساعت ۷ صبح بیدار شدم...» 🎤: «و بلیتفروشی چه ساعتی شروع میشد؟» 🦈: «فروش بلیت ساعت ۱۰ صبح شروع میشد. ساعت ۷ بیدار شدم و با خودم گفتم: "نه، نه، دوباره بخواب." ولی دوباره ساعت ۸ بیدار شدم... هر یک ساعت یک بار از خواب بیدار میشدم تا اینکه ساعت ۱۰ رسید و چشمهام اینطوری کاملاً باز شده بود... کاملاً باز!» 🦈: «نه، ولی واقعاً خیلی خوشحال شدم که سولد اوت شد. از همون وقتی که دو دور اول سولد اوت شدن، واقعاً خیلی خوشحال بودم. فقط... اگر کسی قبلاً بهم میگفت که یه روز همچین چیزی اتفاق میافته، باورش نمیکردم. اما حالا که امروز واقعاً اتفاق افتاده، یه جورایی احساساتی شدم...»
3 456
🎤: «این اواخر خیلی شما دوتا رو با هم ندیدم، چون هر دوتون برنامههای خیلی شلوغی داشتید. ویلیام مدام در حال پرواز و رفتوآمده و اِست هم کلی مراسم و ایونت داره. برای همین کنجکاوم بدونم رابطهتون چطور تغییر کرده؟ منظورم از نظر نحوهی صحبت کردنتون با همدیگهست. بد برداشت نکنید؛ منظورم اینه که وقتی آدمها به مرور زمان به هم نزدیکتر میشن، نوع خطاب کردن همدیگه، لحن صداتون یا حتی میزان صمیمیت و راحتی توی حرف زدنتون هم تغییری میکنه؟»
🎸: «فکر کنم یه کم راحت تر و رک تر شده.»
🎤: «از طرف کدومتون؟»
🎸: «هر دومون. هرچی به هم نزدیکتر شدیم، یه چیزهایی تغییر کرده. قبلا با صدای نرمتر و بامزهتری با هم حرف میزدیم، مثلا اون میگفت "پی است"... هنوز هم اینطوری حرف میزنیم، ولی حالا یه جنبهی رکتر و خودمونیتر هم بهش اضافه شده؛ مثلا خیلی عادی از هم میپرسیم: "هی، غذا خوردی؟"»
🎤: «آها، چون دیگه مدت خیلی زیادیه که همدیگه رو میشناسید.»
#WilliamEst ٭𓏲@Wesley papa's彡☆
3 456
🎤: «عزیزم، امروز اومدی چی بهمون نشون بدی؟»
🗣️: «حرف بزن !»
🐶: راهش رو میکشه و میره 😭😂
#WilliamEst ٭𓏲@Wesley papa's彡☆
3 456
این خیلی نازه😭 وسلی داشت میومد، پاپاها زود رفتن از دستش گرفتن کمکش کردن از پله ها بیاد بالا🤏🏻🥺
#WilliamEst ٭𓏲@Wesley papa's彡☆
3 456
🎸: «فقط وقتی روی خشکیام، خیلی با پاهای خودم آشنا نیستم.»
🦈: «با پاهای خودم آشنا نیستم، ولی ترجیح میدم با تو آشنا باشم.»
#WilliamEst ٭𓏲@Wesley papa's彡☆
3 456
🎸: توی کلیپی که همه دیدین، همهشون آدمایی هستن که من باهاشون صمیمیام. و آدمایی که کنارم بودن نمیتونستن فرار کنن، چون من گیرشون انداخته بودم، پس حرکت نهاییمو اجرا کردم
🦈: میدیدین که من همونجا بیحرکت مونده بودم، نمیتونستم فرار کنم.این همه موضوع قشنگ😂 این چیه اخه درباره ش حرف میزنین🤣
#WilliamEst ٭𓏲@Wesley papa's彡☆
3 456
🎸: خب، همونطور که گفتم، رایحههای مختلف زیادی وجود داره...
🦈: میشه کلا از این قسمت رد بشیم؟ 😣
🎸: 🤣🤣🤣ویلیام🤣🤣🤣
#WilliamEst ٭𓏲@Wesley papa's彡☆
3 456
🦈: وقتی هر دو روز سولد اوت شدن هم خیلی خوشحال شدم. اگه کسی قبل از این اتفاق بهم میگفت که قراره همچین چیزی بشه، احتمالا باورش نمیکردم. ولی حالا که واقعاً اتفاق افتاده، خیلی احساساتی شدم.
#WilliamEst ٭𓏲@Wesley papa's彡☆
3 456
است نرسیده سر به سر ویلیام میزاره،میخواست سمت چپ وایسته ویلیام نذاشت🤣
#WilliamEst ٭𓏲@Wesley papa's彡☆
3 456
امروز ویلیام است وسلی تو برنامه ی Live House حضور دارن، یعنی میشه وسلی امروز حرف بزنهههه؟!!!!😭 کاش بشه
3 456
خیلی کیوت و قشنگه اینکه همیشه حواسشون به هم هست و مراقب همدیگهان🥺🤍
#WilliamEst ٭𓏲@Wesley papa's彡☆
