fa
Feedback
خاکسترِ سپید

خاکسترِ سپید

رفتن به کانال در Telegram

• روایتِ جانی که سوخت تا به سپیدی برسد.

نمایش بیشتر
4 422
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-317 روز
+18830 روز
آرشیو پست ها
«فرار از روزنامه، اخبار سیاسی، شایعات سیاسی، نقل و حکایت‌های مسافرها و دید و بازدیدهای ذکر و مصیبتی، تنها راه نجات از ابتذال روزانه، نومیدی و غرق شدن در بیهودگی است وگرنه آدم زیر خاکستر غصه، دلمردگی و افسردگی جان را به «جان آفرین» تسلیم و خودش را به دست خودش شهید می‌کند. در برابر «سیاست» و ابتذال روزمره، ادبیات، موسیقی یا نقّاشی پادزهر خوبی است. ادبیات وقتی از ابتذال روزانه یا از هر چیز معمولی حرف می‌زند آن را از ابتذال بیرون می‌کشد، به آن حقیقتی می‌دهد که دیگر همه‌چیز هست، جز مبتذل.» ‌
#شاهرخ_مسکوب؛روزهادر‌راه.

«از‌ یاد‌ می‌رویم‌ و‌ فراموش‌ می‌شویم دنیا‌ کجاست؟‌ خانهٔ از‌ یاد‌ رفته‌ها..»

photo content

- هست در سینه ی من آنچه به کس نتوان گفت ..

- به فکر حضورت، ماتم‌زده مانده‌ام .. @SepidAshe

هیچ نیمه‌ی گمشده‌ای وجود ندارد. تنها چیزی که وجود دارد تکه‌هایی از زمان است که در آن‌ها ما با کسی حال خوشی داریم. حالا ممکن است سه دقیقه باشد، دو روز، پنج سال یا همه‌ی عمر.
#آنتوان_چخوف؛زندگی‌من.

می‌گفت: «بعضی دلتنگی‌ها برایِ آدمِ خاصی نیست؛ برایِ نسخه‌ای از خودِ ماست که فقط کنارِ یک نفر زنده می‌شد..»

- کاش من تمام کسانی که نگاه می‌کنند، بودم ..

- Oldu mu şimdi sevgilim, Yarim biraktin beni .. @SepidAshe

گفتگوی با تو را این روزها ممنون شعرم دیدنت را سالیانی می‌شود مدیون خوابم
#مصطفی‌تبریزی.

«سال‌ها بعد، وقتی دیگر هیچ‌کس نام دقیق اندوهش را به یاد نمی‌آورد، فهمید که تنهایی ناگهان آغاز نمی‌شود! تنهایی از همان روزی شروع می‌شود که آدم حرفی برای گفتن دارد، اما پیشاپیش می‌داند هیچ‌کس آن را آن‌گونه که باید نخواهد فهمید. بعد آرام‌آرام سکوت را یاد می‌گیرد؛ و دیگران گمان می‌کنند آرام شده است.»

photo content

- هر یک از ما، آسمانی داشت در هر انحنای فکر ..

- منو از آدما پس بگیر، منو دست خودم نسپار .. @SepidAshe

«با خود فکر می‌کنم آیا روزی در خاورمیانه خواهد رسید که عشق، بر جنگ و خون پیروز شود؟ و قلب‌هایی که از عشق می‌تپند، گلوله نخورند؟»

جهل و تعصب، آنقدر قدرتمند است که میتواند "جنگ" را به "صلح" و "بردگی" را عین "آزادی" جلوه دهد.!
#جورج‌_اورول.

- نعمت همان چشمان تو بود که نمودار میشد در من ..

- Kokun geliyor burnuma .. @SepidAshe