4 815
مشترکین
+824 ساعت
+1 0907 روز
+1 50230 روز
آرشیو پست ها
4 815
بیداری؟
شب که میشه یه سوالی شبیه مَته توی سرم فرو میره و نمیذاره بخوابم. این سوال اختیار تمام مغزمرو در دست میگیره. گذشته، حال وَ آیندهرو تحت کنترل خودش در میاره. یه سوال بی جواب. یه سوال بی پاسخ. یه سوال ترسناک. سوالی که خوشبین ترین آدم جهان هم براش جواب امیدوار کنندهای نداره. سوالی که از گوگل نمیشه پرسید. تراپیست نمیتونه پاسخی براش داشته باشه. دوستات جوابی ندارن. خودت هم اگر از بی جوابی دیوونه نمیشدی، الان حال و روزت این نبود. یه سوال گنگ. شبیه رادیکال دو که جواب رُند وَ مشخصی نداره. این سوال اگه فیلم بود شبیه فیلمای کیارستمی توی ابهام غرفت میکرد. این سوال اگه موسیقی بود، سکوت بود. این سوال اگه مزه بود طعم آب میداد. این سوال اگه بو بود، از یه شیشهی عطر ساطع میشد که هنوز کسی توش هیچ عطری نریخته بود. این سوال اگه توی کنکور مطرح میشد کسی جواب صحیح نمیداد.
فهمیدی یا بیشتر توضیح بدم؟
بذار جوابش رو بگم اگر نفهمیدی، آخر سر سوالش رو هم بهت میگم. جوابش این شکلیه که وقتی یکی ازت این سوال رو میپرسه؛ یکم جا میخوری و یه سری چیزا برات تداعی میشه، گذشته دلهره آورت، تلاش های بی نتیجهت، زمان بی بازگشتت، عمر حروم شدهت، احساسات خرج شدهت، اعصاب داغون شدهت، روزهای برگشت ناپذیرت، شبای از دست رفتهت، خوشبینی تبدیل به بدبینی شدهت، عشق تلف شدهت، امیدِ ناامیدت وَ جوونی پیر شدهت… لبات رو گاز میگیری، دلت از اضطراب تلمبار میشه، زمین رو نگاه میکنی وُ جواب میدی؛ نمیدونم!
حالا بازم نفهمیدی؟ برای خودمم سخته بخوام حتی این سوال رو بنویسم. ولی باشه. میگم اون سوال لعنتی رو؛ یعنی دوباره پیش میاد؟!
@Text_Midnight
4 815
من نگویم که به درد دل مـن گوش کنید
بهتر آن است که این قصه فراموش کنید
عــاشقــــان را بگـــذاریــد بنالند همـــه
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید
رحیم معینی کرمانشاهی@Text_Midnight
4 815
از یه سنی به بعد ميفهمى؛ دوستانى اندک اما شايسته، اما عميق، اما اَمن..و خيلى خيلى اَمن..
@Text_Midnight
4 815
ترک کردن کسی که هنوز در قلبت جایی دارد آسان نیست، وقتی هنوز حرف هایی بین شما ناتمام مانده است
@Text_Midnight
4 815
این که باهم حرف نمزنیم
دلیل نمیشه که بهت فکر نکنم.
من فقط سعی دارم
ازت فاصله بگیرم
چون میدونم که نمیتونم
داشته باشمت.
@Text_Midnight
4 815
شب، شب که میشه خیلی چیزا عوض میشه، حتی اگه قوی ترین آدم دنیا هم باشی باز زورِت به غمها نمیرسه ؛)
@Text_Midnight
4 815
ما که دل کندیم از او ، دیگر چه فرقی میکند،
با سگان زرد باشد یا شغالان سیاه؟
علی اکبر یاغی تبار@Text_Midnight
4 815
کاش هیچوقت اونقدر بزرگ نمیشدم که به این درک برسم که هر چیزی که هست میتونه یه روزی نباشه.
@Text_Midnight
4 815
Repost from Midnight
بیداری؟
شب مبدا تمام دلتنگیها وُ دلگیریها وُ دلمُردگیها وُ دلدادگیها وُ دلمشغولیها وُ دلخوریها وُ دلشورهها وُ دلنگرانیهای… دنیاست. کلا شب مبدا تمام دردهای مربوط به دل هست. امان از این دلِ لعنتی. امان از این شبِ لعنتی. امان از این ترکیبِ دل وُ شب لعنتی…! :)
@Text_Midnight
4 815
بیداری؟
شب مبدا تمام دلتنگیها وُ دلگیریها وُ دلمُردگیها وُ دلدادگیها وُ دلمشغولیها وُ دلخوریها وُ دلشورهها وُ دلنگرانیهای… دنیاست. کلا شب مبدا تمام دردهای مربوط به دل هست. امان از این دلِ لعنتی. امان از این شبِ لعنتی. امان از این ترکیبِ دل وُ شب لعنتی…! :)
@Text_Midnight
4 815
اگر جویای احوال منی «من سخت غمگینم»
واگر از سر تکلیف میپرسی «من خوبم»
رضا احسان پور@Text_Midnight
4 815
حس میکنم اون قسمت از مغزم که باهاش میتونستم آدمهارو تحمل کنم، به کل از دست دادم.
@Text_Midnight
4 815
روزی با تنی خسته؛
و ظاهری آشفته…
اما با افتخار،
روی قله آرزوهایم مینشینم
و اشک می ریزم
@Text_Midnight
