847
مشترکین
-524 ساعت
-347 روز
-16030 روز
آرشیو پست ها
847
یه روز یه قاصدک تو هوا میزد پرسه؛ ناراحت و گریون فراری از لحظه. دیوونه شده بود میگفت هرجا میرم نحسه؛ میگفت این آدما دیگه بد لاشین بسه.
- 386
847
او چوپی کش وسط او کوره
که له زماوندن دو پیک اخواتوه کراشی لسر کچکه و تصمیم گرتوه عابروی خوی بره😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
