𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞
رفتن به کانال در Telegram
_فرض کنید چیزی در اینجا برای کسی نوشته شده است. برای صحبت اینجام. https://t.me/HarfChatBot?start=79de261b47f0
نمایش بیشتر627
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+267 روز
+7130 روز
در حال بارگذاری دادهها
جذب مشترکین
ژوئن '26ژوئن '26
ژوئن '26
+18
در 4 کانالها
مه '26
+70
در 10 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+10
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+18
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+109
در 22 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+146
در 32 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+134
در 43 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+98
در 35 کانالها
Get PRO
اوت '25
+150
در 38 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+91
در 30 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+238
در 24 کانالها
Get PRO
مه '25
+72
در 29 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 03 ژوئن | +3 | |||
| 02 ژوئن | +12 | |||
| 01 ژوئن | +3 |
پستهای کانال
پیشاپیش بابت خبری که میخوام بدم عذر میخوام. تصمیم گرفتم چنل رو پاک کنم. شاید چنلنویسی یکی از قشنگترین و عزیزترین تجربههای عمرم بود و همیشه برای من باقی میمونه، اما مدتهاست که چیزی برای گفتن ندارم جز خستگی. خیلی وقتها اینجا نوشتم، خیلی وقتها هم ننوشتم. خیلی چیزها درون آدم میمونن و کمکم سنگینتر از اون میشن که بشه به کلمه تبدیلشون کرد. راستش مدت زیادیه که از حفظ ظاهر کردن خستهام. از وانمود کردن به اینکه همهچیز قابل تحملتر از چیزیه که واقعاً هست. گاهی بعضی اتفاقها، بعضی آدمها یا بعضی حسرتها کاری میکنن که آدم دیگه نتونه مثل قبل ادامه بده. توضیح بیشتری ندارم و فکر هم نمیکنم لازم باشه. فعلاً میخوام از اینجا فاصله بگیرم و در سکوتِ خودم گم بشم. از همهی کسایی که این مدت همراه بودن ممنونم. برای تمام پیامها، تمام حرفها و تمام لحظههایی که کنار این چنل گذشت. پیشاپیش هم بابت لفت دادن از چنلها و گروههاتون عذر میخوام. قصدم بیاحترامی یا بیارزش شدنِ همراهیهاتون نیست. فقط حس میکنم برای مدتی باید از همهچیز فاصله بگیرم و در سکوت خودم باشم. امیدوارم ناراحتتون نکنه.
مراقب خودتون باشید.
| 2 | رشد کردن بیشتر شبیه قدمزدن کنار دریاست. روزهای زیادی جلو میری و بعدش موجها، ردِ پاهات رو پاک میکنن و این به این معنی نیست که راهی رو نیومدی. شاید موج بیاد و همهی نشونههای تلاشت رو پاک کنه ولی مسافر رو که پاک نکرده و شاید یکی از غمانگیزترین اشتباهات زندگی اینه که فکر کنیم رشد کردن همیشه باید قابل مشاهده باشه. | 110 |
| 3 | خیلی وقتها ما دنبال زخم نیستیم، دنبال اطمینانیم که چیزی که حس کردیم واقعی بوده. ولی بعضی از مهمترین آدمهای زندگیمون بعد از رفتن، درد بزرگی به جا نمیذارن. فقط گاهی وسط یه روز معمولی یادشون میافتیم. مثلا موقع فیلم دیدن، شنیدن آهنگی که موردعلاقهش بوده، یا حتی وقتی میخوای یه خبر خوب رو برای کسی تعریف کنی و یادت میاد قبلا اول به اون میگفتی و بین خودمون بمونه، آدمها خیلی بیشتر از چیزی که خیال میکنن در یادِ دیگران باقی میمونن. نه به شکل یه زخم، به شکل یه عادت. به شکل یه جمله. به شکل یه طرزِ خندیدن. به شکل اینکه یکهو میبینی داری از کلمهای استفاده میکنی که از اون یاد گرفتی. | 123 |
| 4 | ولی خب آدمهایی که از عمقِ درد رشد کردن یه جورِ عجیبی قشنگن، مگه نه؟ | 127 |
| 5 | -حالت خوبه تو؟
+میشه از حال من حرف نزنیم؟ | 135 |
| 6 | برای بودن هم حتی باید خیلی قوی و البته جسور بود. | 680 |
| 7 | چقدر تو لحظه با دیدن یه نشونه ازت حالم میگیره بعید نیست یهوقت بدون هیچ ردی بذارم و برم از این فضا. | 150 |
| 8 | آااا🥺 | 158 |
| 9 | اون چیز که اصله، از دیده پنهونه. و من به فدای تمام آدمهای اصل؛ چون اصالتی رو بهدوش میکشن که کمتر کسی شاهدشه. | 181 |
| 10 | اینجا یکی استارت زبانانگلیسی رو بعد چندین ماه زده. بهخیر شود. | 190 |
| 11 | پریسا بهم گفت: آدم نباید تو زندگیش، شبِ امتحانی باشه. نباید همهچیز رو موکول کنه به لحظهای که دیگه وقت چندان زیادی نمونده. نباید شبِ امتحانی از احساساتش حرف بزنه، نباید شبِ امتحانی به خودش اهمیت بده، نباید شبِ امتحانی از غمش تو رابطه حرف بزنه، نباید شبِ امتحانی عشقش رو ثابت کنه، نباید شبِ امتحانی برای آیندهش تلاش کنه. درستش اینهکه زندگی رو شبِ امتحانی زندگی نکنه. | 130 |
| 12 |
سلام پریسای عزیزم
من چند وقتیه اصلا تمرکز ندارم درس بخونم گفتم یه چنلی بزنم که توش پارت بندی بزارم که یکم انگیزه و تمرکز بگیرم بازم
میشه بزاری چنلت که بچه هایی که میخوان درس بخونن عضو بشن؟🌿💙
https://t.me/+3b4tcIAfABMwNDNk | 154 |
| 13 | بدون متن... | 214 |
| 14 | تموم روزم رو زنده موندم که برسم به این لحظهای که صورتمو شستم، مسواک زدم، روتین پوستی انجام دادم، خزیدم زیر پتو، خرسم رو بغل گرفتم و میخوام قسمت جدید فرام رو پلی کنم. | 207 |
| 15 | اگه واقعا از درونت میاد و دلته بالاخره از یه شکاف سر در میاره. | 762 |
| 16 | دوست دارم خودم رو بسپارم به کتابی که ساعت رو از یادم ببره. به فیلمی که بعد از تماشاش چند دقیقه به سقف خیره بشم. به کاغذهایی که روشون جملههای نصف و نیمه و قصههای پخش و پلا جوونه میزنه. احساس میکنم خیلی گرسنهی زندگی کردنم. | 233 |
| 17 | اینکه یه چیزی رو میخوای خیلی خوبه، حتی اگه نداشته باشیش چون باعث میشه براش بجنگی. اما امان از اون موقعی که دیگه دلت هیچی نمیخواد. | 154 |
| 18 | روزِ لبخند شادباش ِتویی که زیباترین لبخند دنیا رو داشتی طاها.🤍 | 202 |
| 19 | درد ارزشمند نیست چون لابد آخرش به آسودگی میرسی. درد ارزشمنده چون اگه ازش رد بشی، خود عبور کردنه که ارزشمنده و میشه مدرک تواناییت. نقطهی آخر هر هدفی که داری لزوما بهشت نیست، ممکنه برسی بالا و هنوز هم اتفاقهای ترسناک و مسخره بیفته. هنوز هم غصه بخوری، هنوزم زندگی بیرحم باشه، اما فرقش اینه که پشتِسرت یه برج ایستاده که خودت با زمینِ خالی ساختیش. امید هم همیشه که نورِ درخشان آخر تونل که نیست. گاهی هم امید؛ حافظهست. برای همین بعضی آدمها وقتی به تهِ توانشون میرسن، به آینده نگاه نمیکنن، به گذشته نگاه میکنن. به ردِ پای خودشون توی مسیری که دارن میرن نگاه میکنن، از اینکه یه بار، دو بار، ده بار ثابت کردن میتونن از زیرِ آوار بیان بیرون و هنوز آجر بعدی رو روی آجر قبلی بذارن. | 213 |
| 20 | درد ارزشمند نیست چون لابد آخرش به آسودگی میرسی. درد ارزشمنده چون اگه ازش رد بشی، خود عبور کردنه که ارزشمنده و میشه مدرک تواناییت. نقطهی آخر هر هدفی که داری بهشت نیست، ممکنه برسی بالا و هنوز هم اتفاقهای ترسناک و مسخره بیفته. هنوز هم غصه بخوری، هنوزم زندگی بیرحم باشه، اما فرقش اینه که پشتِسرت یه برج ایستاده که خودت با زمینِ خالی ساختیش. امید هم همیشه که نورِ درخشان آخر تونل که نیست. گاهی هم امید، حافظهست. برای همین بعضی آدمها وقتی به تهِ توانشون میرسن، به آینده نگاه نمیکنن، به گذشته نگاه میکنن. به ردِ پای خودشون توی مسیری که دارن میرن نگاه میکنن، از اینکه یه بار، دو بار، ده بار ثابت کردی میتونی از زیرِ آوار بیای بیرون و هنوز آجر بعدی رو روی آجر قبلی بذاری. | 1 |
