fa
Feedback
زنِ جوان غزلی با ردیفِ آمد بود.

زنِ جوان غزلی با ردیفِ آمد بود.

رفتن به کانال در Telegram

چنل دوم ما برای شعر معاصر: @moasershaer

نمایش بیشتر
2 862
مشترکین
-424 ساعت
-227 روز
+14030 روز
آرشیو پست ها
هنر برای احساس کردنه نه قضاوت کردن

و می‌گه همینی که من می‌فهمم درسته و تجربه‌ی زیسته‌ی پشت اون اثر رو حذف می‌کنم و این سخت‌گیری من از باسوادی من و بی‌سوادی شما میاد

فرمولیزه شدن هنر یعنی مرگ هنر طرف فکر می‌کنه با ضابطه‌‌‌ای کردن فلان سبک و فلان شاعر داره تحلیلش می‌کنه و به فهم بهترش کمک می‌کنه و این که حساسیت و احساس رو علمی کنی یعنی محرک رو حذف کردی و می‌خوای با توضیح فرایند پردازش، به کسی یاد بدی خودآگاهانه حواسش رو براَنگیزه!

نمی‌خوام منتقدِ نقد در کلیت خودش باشم، می‌تونه در جای درست استفاده‌ی درست تاثیر درست داشته باشه ولی این جمله رو می‌تونم با صدای بلند بگم که بخش خیلی غالبی از نقد و منتقدین رو اساساً زایده‌ای می‌بینم که نه‌تنها کمکی به پیش‌ رفتنِ هنر نکرده‌ن بلکه اساساً همچین چیزی رو ارزش و هدف نمی‌بینن، در نتیجه تنها روندی که تسریعش کردن ابزارانگاری هنر بوده و فرمولیزه کردنش

لذت از هنر نداره یعنی

صرفا هنر رو یه ابژه‌ای می‌بینه که با تحلیل کردنش یه مقبولیت اجتماعی می‌گیره یا حس خودبرترپنداری همه‌چی‌دان بودنش رو ارضا می‌کنه

امیدوارم درست بتونم بیانش کنم ولی من معتقدم که کسی که می‌گه فلان سبک کلا هنره فلان سبک کلا هنر نیست و آشغاله هیچی از هنر حالیش نیست

اما عذاب‌وجدانی که می‌گم بابت اینه که وقتی این‌طوری حرف می‌زنم حس می‌کنم منم عین همونا شدم صرفاً در جهت مخالف

هنر برای احساس کردنه نه قضاوت کردن

و می‌گه همینی که من می‌فهمم درسته و تجربه‌ی زیسته‌ی پشت اون اثر رو حذف می‌کنم و این سخت‌گیری من از باسوادی من و بی‌سوادی شما میاد

فرمولیزه شدن هنر یعنی مرگ هنر طرف فکر می‌کنه با ضابطه‌‌‌ای کردن فلان سبک و فلان شاعر داره تحلیلش می‌کنه و به فهم بهترش کمک می‌کنه و این که حساسیت و احساس رو علمی کنی یعنی محرک رو حذف کردی و می‌خوای با توضیح فرایند پردازش، به کسی یاد بدی خودآگاهانه حواسش رو براَنگیزه!

نمی‌خوام منتقدِ نقد در کلیت خودش باشم، می‌تونه در جای درست استفاده‌ی درست تاثیر درست داشته باشه ولی این جمله رو می‌تونم با صدای بلند بگم که بخش خیلی غالبی از نقد و منتقدین رو اساساً زایده‌ای می‌بینم که نه‌تنها کمکی به پیش‌ رفتنِ هنر نکرده‌ن بلکه اساساً همچین چیزی رو ارزش و هدف نمی‌بینن، در نتیجه تنها روندی که تسریعش کردن ابزارانگاری هنر بوده و فرمولیزه کردنش

لذت از هنر نداره یعنی

صرفا هنر رو یه ابژه‌ای می‌بینه که با تحلیل کردنش یه مقبولیت اجتماعی می‌گیره یا حس خودبرترپنداری know-all بودنش رو ارضا می‌کنه

امیدوارم درست بتونم بیانش کنم ولی من معتقدم که کسی که می‌گه فلان سبک کلا هنره فلان سبک کلا هنر نیست و آشغاله هیچی از هنر حالیش نیست

توضیحش رو می‌ذارم و پذیرای نظرات هم هستم: این‌جا

ببخشید، شما هم وقتی آدما متوجه زیبایی شعر نمی‌شن از دستشون ناراحت می‌شید؟ در حالی که بابت ناراحتیتون عذاب‌وجدان هم دارید؟

مرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری… #سعدی

دل را چو انار ترش‌‌وشیرین خون‌بسته و دانه‌دانه دیدم. #مولوی

نی با تو اتفاقم نی صبر در فراقم زآسیبِ این دو حالت جان می‌شود فشرده. #مولوی