ㅤКалон❗️⁉️
رفتن به کانال در Telegram
ㅤㅤㅤㅤ Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.
نمایش بیشتر605
مشترکین
-1424 ساعت
-117 روز
-14430 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+210
در 13 کانالها
اوت '26
+708
در 25 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+1 461
در 21 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+1 879
در 16 کانالها
Get PRO
مه '26
+113
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+845
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+139
در 9 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+1 141
در 24 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+1 236
در 40 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+688
در 22 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+193
در 44 کانالها
Get PRO
اوت '25
+352
در 45 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+192
در 37 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+63
در 13 کانالها
Get PRO
مه '25
+406
در 53 کانالها
Get PRO
آوریل '250
در 37 کانالها
Get PRO
مارس '25
+2
در 23 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 14 سپتامبر | +1 | |||
| 13 سپتامبر | 0 | |||
| 12 سپتامبر | +5 | |||
| 11 سپتامبر | +90 | |||
| 10 سپتامبر | +2 | |||
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | +1 | |||
| 07 سپتامبر | 0 | |||
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | +8 | |||
| 03 سپتامبر | +81 | |||
| 02 سپتامبر | +22 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
پستهای کانال
| 2 | +1 RCdDbZJkmgMxFUno.mp3 | 3 |
| 3 | فضای تالار گوتیک و کهنه، غرق در سنگینیِ سکوت و سایههای تاریک بود. بوی مومِ سوختهی شمعها و غبار روی مجسمههای مرمرین ترکخورده، هوا را خفقانآور میکرد. و او آنجا بود؛ با موهای سفید شلاقخورده و چشمان یخیاش، خیره به آینهی قابدار کهنه روبروی متحرکترین سایهها ایستاده بود. پنجرههای بزرگ با شیشههای منقوش، نور بیرمق مهتاب را در تاریکی پخش میکردند.
اورتینک و جنون مثل شلاق به ذهنش میکوبید. تاریکیِ تالار داشت افکارش را به حد انفجار میرساند و لرزش خفیفی به دستهایش میداد. ناخنهایش را به کف دستش فشرد و زیر لب زمزمه کرد:
- خندهداره ماهِ تار شدهام... تو نیستی و این دلتنگی، منو خیره به هیولایی توی این آینه کرده که تو دوستش داری.
همان لحظه، عطر آشنا و محبوب مرد در سالن پیچید. حتی فرصت نکرد رو برگرداند تا به چشمانی که مدتها بود او را غرقِ خود کرده بود نگاه کند. دستهای گرمی دور کمرِ مو سپید حلقه شد. نفس گرم مرد، نرمه گوشهایش را نوازش کرد و بوسهای که روی شانهاش نشست، باعث شد چشمانش را ببندد و تمام وزنش را روی تنِ کسی بیندازد که حالا حکم " خانه " را برایش داشت.
لرزش دستهاش کمی آرام گرفت، اما قلبش هنوز از فشار اضطراب و حضور ناگهانی او بینظم میزد.
-نبودم و مرواریدِ من رو دوباره اذیت کردی، پسرم؟
صدای آرامبخش مرد درون گوشهایش پیچید و یک بار دیگر باعث شد پسر از خودش بپرسد: آیا این جنونه یا همون عشقی که بقیه مردم ازش حرف میزنند؟
مکثی طولانی کرد. بدون هیچ تلاشی برای رهایی، لب باز کرد تا جواب بدهد:
- نبودت اذیتش کرد.
لبخندی از حرف پسر روی لبهای مرد نقش بست و نقره محو انعکاس تصویرشان در آینه بود؛ تضاد موهای یخی خودش و موهای مشکی مرد، در تاریکی تالار میدرخشید. مرد، پسر را کامل در آغوش کشید، او را به سمت خود چرخاند و بوسهای کوتاه روی لبهایش گذاشت.
- روزی میرسه که با این حجم از زیبایی و شیرینزبونیت بمیرم.
- زیبام؟
- زیبا؟ نه... پرستیدنیِ ایی.
- چرا؟
- چون کلمات برای بیانت ساخته نشدن پسرکم. چون چشات... اجازه هست قربون اون دو تا ستارهای برم که انگار شب، روشنترین نورهاشو توی نگاهت جا گذاشته؟ برقشون شبیه اولین پرتوِ صبحه که آروم روی شهر میشینه. چون موهات... انگار ابرها نرمترین تکههاشونو بخشیدن به تو. چون صورتت... همهچیز درست سرِ جای خودش، بیکموکاست. فقط نگاه میکنم و بیاختیار دلم میخواد هزار بار سجده کنم به پای وجودت.
لبخندی واقعی روی صورت مو سپید نقش بست و برق شادی جای ترس را در چشمانش گرفت. خواست پاسخ بده، اما تپش قلبش آنقدر بلند بود که گویا به جای کلمات، ضربان قلبش جواب عزیزترینش را میداد..
مرد با سکوتِ مو سپیدش دوباره لب باز کرد و اینبار مقصد بوسش چشم های بود که برای مرد حکمِ اقیانوس تاریکی رو میداد که میخواست درونش غرق شه..
- نور من رو دوباره تاریکی ترسونده؟
و بازهم سکوت بود که مرد از مو سِپید دریافت کرد، دستی به موهای مشکی خود کشید و توجه پسر رو دوباره به خودش جلب کرد..
با لبخندی که تنها متعلق به پسرش بود، آرام لب زد..
- نور من از تاریکی میترسه اما دنیایی سیاه من رو با وجودش روشن کرده..
- شاید چون اونقدر خوش شانس بوده که خدای به زیبایی تو داشته باشه و با ترس هاش مقابله کنه و تو بشی تمام وجود و زندگیش اینطور فکر نمیکنی هیگهٔ؟
- اشتباه نکن پسرم.. هرچیزی که الان به من نسبت دادی تویی.
- منم؟
-اره، تویی. تو خدای منی، بهشتِ منی، زیباترینِ منی، حالا هیچی از من باقی نمونده تا به خودم نسبت بدم. تو، تمام تاروپود منی، هر چیزی که تمام سالهای عمرم گم کردم و از دست دادم، توی وجود تو پیدا شد.
بازهم قلبِ مو سپید تپشی جا انداخت اما اینبار بجایی سکوت بوسه ای روی لب های مرد کاشت و گذاشت تا تمامِ عشقش رو از این طریق به مرد بفهماند، سرش را روی شانه مرد گذاشت و چشمانش را بست؛ برای چند لحظه همهچیز بوی امنیت میداد.
اما ناگهان صدای سنگینِ باز شدن درِ تالار در سکوت پیچید.
حباب امنشان شکست. مرد بیدرنگ پسرک را پشت خود کشید، دستش به سمت داخل کتِش رفت و نگاهش از نرمی که عشق را فریاد میزد به سردی و کشندگیِ مطلق تغییر کرد.
سایهای ناشناخته روی ستونهای مرمرین افتاد.
مرد بدون اینکه چشم از انتهای سالن بردارد، زیر گوش پسرِ مو سپید توی آغوشش آهسته گفت:
- وقت خوش گذرونیه پسرم، پشت من بمون و چشمات رو ببند... وقتش رسیده بفهمیم چرا این تالار امشب انقدر تاریک بود.
و این پسرِ مو سپید بود که بدون ذره ترسی که دقایق پیش دامن گیرش بود، پوزخندی زد، محکمتر بازوی مرد رو نگه داشت و با لحنی پر از شیطنت و قدرت گفت:
- فکر کردی میذارم تمام این هیجان رو تنهایی به جیب بزنی؟ کور خوندی و اگر فکر کردی قراره بذارم حتی یه خراش برداری، اصلاً منو نشناختی. جایی نمیرم... یا با هم غرق میشیم یا این تالارو رو سرشون خراب میکنیم. | 3 |
| 4 | ❝ 𝖩𝗎𝗅𝗒 𝟣𝟦, 𝟤𝟢𝟢𝟢 ❞ | 3 |
| 5 | sticker.webp | 7 |
| 6 | . | 6 |
| 7 | sticker.webp | 1 |
| 8 | ㅤㅤ﹫ 𝖵𝖾𝗌𝗉𝖾𝗋𝗎𝖺 ﹟𝖽𝗅𝗇𝖿𝗋
ㅤ Amir 、#TravisFimmel ﹙ 🧩 ﹚ | 4 |
| 9 | بدون متن... | 4 |
| 10 | ㅤㅤ﹫ 𝖵𝖾𝗌𝗉𝖾𝗋𝗎𝖺 ﹟𝖽𝗅𝗇𝖿𝗋
ㅤ Arian 、#BenedictCumberbatch ﹙ 🎩 ﹚ | 4 |
| 11 | بدون متن... | 4 |
| 12 | ㅤㅤ﹫ 𝖵𝖾𝗌𝗉𝖾𝗋𝗎𝖺 ﹟𝖽𝗅𝗇𝖿𝗋
ㅤ Arian 、#DesmondHarrington﹙ 🏅 ﹚ | 4 |
| 13 | بدون متن... | 4 |
| 14 | sticker.webp | 4 |
| 15 | 449_86748777961668.mp3 | 2 |
| 16 | در نهایتتمامقصههایپاریسبه یه نقطهختم میشن
چشمای تو | 2 |
| 17 | sticker.webp | 5 |
| 18 | 희망으로 만들어졌고. -🥂.
빛으로 움직입니다. 94. | 4 |
| 19 | sticker.webp | 5 |
| 20 | @X7AVX | 5 |
