چـکـامـهـ زار 🌘📜
رفتن به کانال در Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
نمایش بیشتر434
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
چه کنم، ای دل آشفته، پشيمان گشتم
ز آن همه عشق كه بيهوده فدايان گشتم
تو گمان بردي كه او لایق دل بستن بود؟
دير دير است، ولی آخر به زبان آمد گَشتم
نه، دگر اشك نريزم به خيالش هرگز
نه، دگر خنده نزنم به وصالش هرگز
دل بريدم ز دلش با همه دلبستگيم
تا نباشم سبب باز وبالش هرگز
#بهشت_ماندگار
چه شده ای دل دیوانه هوایش کردی؟
با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی!
گفته بودم که دلش معدن بی معرفتیست
تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟!
نه پیامی، نه نشانی، نه سراغی ز نگاهت...
دل من سوخته از داغ نبودت شب و روز،
نه امیدی به وصالت، نه تحمل به فراقت.
#_صهراوی🔥
باد هر شب به دلم قصهی تکرار تو گفت،
ماه هر شب خبر آورد زِ چشمانِ سیاهت.
من نشستم به تمنا، تو گذشتی به غرور،
نکند رفته زِ یادت دلِ دیوانهپناهت؟🔥
دلبرم، زلف تو طوفان قیامت دارد
چشم مستت غزل عشق حکایت دارد
هرنگاهی که ز چشمت به دلم میتابد
شعلهای در دل و در سینه قیامت دارد
🖤
خبرت؟
خبرت هست که یکی اینجاه نشسته چشم به راهت؟
نه نشانی، نه صدایی، نه سلامی ز نگاهت...
شبِ بیتو شده دوزخ، دل من در تب و آه است،
به خدا جانِ من این لحظه فقط هست به فدایت
🔥
ز بادهایست به بزمِ شهود، مستی ما
که کرد رفعِ خمارِ شرابِ هستی ما
بگو به شیخ که از کفر تا به دین فرق است
ز خودپرستی تو تا به میپرستی ما
بیدل
چه کنم؟
میدانم عشق ورزیدن به تو گناه است،
اما دلم هر شب نامت را فریاد میزند در سکوت.
چه کنم؟
میدانم نباید،
اما نگاهت را که میبینم، تمام حرامها حلال میشوند برایم.
چه کنم ای حضور ممنوع؟
که دوریات زخم است
و نزدیکیات، آتشی که دل را خاکستر میکند.
من عاشق شدم…
به گناهی که نامش تویی.
خواهی بشوی تو مستفید از حسنات
خوش فیض شوی، تو از تمام برکات
خواهی برسی به آن بهشت و درجات
بر احمد مصطفی محمد صلوات
"اَلهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد"
قهار عاصی میگوید
ای وطن! ای زخمیِ تاریخِ ما
ای تبِ جاری در اندیشهها
ای که لبریز از سکوتِ خون شدی
در غبارِ کوچهات، افسون شدی
نامِ تو، آوازهی درد است و داغ
هر درختت، سوخته در شعلههای زاغ
دستهای کودکانت بیقلم
مادرانت بیصدا، چشمانتظارِ شبنم!
شده عاشق باشی دل بدهی دل ندهد؟
در دلت قد بکشد ریشه کند ریشه زند!
دل تو وصل او باشد و عاشق باشی
به تو و ریشهی عشقت تبرش تیشه زند!
