fa
Feedback
Nolan Writes

Nolan Writes

رفتن به کانال در Telegram

نوشته‌ها، آثار و تولیدات نولان

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام Nolan Writes

کانال Nolan Writes (@nolanwrites) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 12 564 مشترک است و جایگاه 3 011 را در دسته کتب و رتبه 25 711 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 12 564 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 22 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 386 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 0 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 27.75% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 14.99% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 3 487 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 883 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 27 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند چیز, کس, بعدش, ترامپ, جهان تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
نوشته‌ها، آثار و تولیدات نولان

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 28 اوت, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

12 564
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+227 روز
+38630 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+458
در 11 کانال‌ها
ژوئیه '26
+443
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+791
در 21 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+369
در 14 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+400
در 15 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+119
در 4 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+3 257
در 218 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+1 825
در 24 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+979
در 5 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+1 241
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+1 671
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+496
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+328
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+592
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+834
در 3 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
21 اوت+16
20 اوت+24
19 اوت+6
18 اوت+12
17 اوت0
16 اوت+3
15 اوت+8
14 اوت+14
13 اوت+21
12 اوت+34
11 اوت+104
10 اوت+13
09 اوت+7
08 اوت+1
07 اوت+13
06 اوت+3
05 اوت+8
04 اوت+42
03 اوت+8
02 اوت+38
01 اوت+83
پست‌های کانال
«آدم‌های خوشبخت» در هر جمعی چند نفرشان هستند و من سال‌هاست مطالعه‌شان می‌کنم، با دقتِ مردم‌شناسی که به قبیله‌ای دوردست برخورده: آدم‌های خوشبخت. صبح‌ها به دلیلی که فاش نمی‌کنند سرحال‌اند، از تعطیلات برنامه دارند، عکس‌های‌شان بی‌تلاش خوب می‌افتد، و وقتی می‌پرسی چه خبر، چیزی دارند که بگویند. من با آن‌ها دشمنی ندارم؛ فقط زبان‌شان را بلد نیستم. مثل مسافری که به کشوری رسیده که در آن ظاهراً هیچ‌کس از قیمت‌ها خبر ندارد، گیج در میان‌شان می‌گردم و لبخند می‌زنم که مشکوک نشوند. فرضیه‌ی اولم این بود که تظاهر می‌کنند. راحت‌ترین فرضیه بود؛ بدبختِ صادق همیشه ترجیح می‌دهد خوشبخت‌ها را دروغ‌گو بداند تا خودش را ناقص. اما شواهد نگذاشت: بعضی‌شان واقعاً خوش‌اند، در خلوت هم خوش‌اند. فرضیه‌ی دوم: سطحی‌اند؛ نمی‌فهمند، پس نمی‌سوزند. این هم فرو ریخت؛ چند نفرشان را از نزدیک دیدم که کتاب می‌خوانند، داغ دیده‌اند، خبرها را دنبال می‌کنند، و باز شب‌ها راحت می‌خوابند. این‌جا بود که تحقیقاتم به مرحله‌ی خطرناک رسید: نکند چیزی بلدند؟ مشاهداتم را گزارش می‌کنم. اول: خوشبخت‌ها مقایسه نمی‌کنند؛ نه از تقوا، از بی‌حوصلگی. زندگیِ دیگران برای‌شان موضوعِ جذابی نیست، همان‌طور که ترازوی مغازه‌ی دیگران. دوم: حافظه‌شان غربال است، نه بایگانی؛ توهین‌ها از آن رد می‌شود و ته‌مانده‌اش شام‌های خوب است و چند غروب. سوم (و این از همه غریب‌تر است): سؤال‌های بزرگ نمی‌پرسند. نه چون جواب را می‌دانند؛ چون سؤال را جدی نمی‌گیرند. «معنای زندگی» برای‌شان مثل جدولِ روزنامه است: سرگرمی است، نه سرنوشت. من عمری خیال می‌کردم عمق، فضیلت است. حالا مشکوکم که شاید فقط یک جای زخم است که به آن مدال داده‌ام. بعضی شب‌ها به این فکر می‌کنم که شاید خوشبختی هم مثل استعداد موسیقی، تقسیمش از اول ناعادلانه بوده. یکی با گوشِ مطلق به دنیا می‌آید، یکی با خوشیِ مطلق: دستگاهی درونی که هر چه بریزی، تصفیه می‌کند و آبِ گوارا می‌دهد. اگر این‌طور باشد، نه آن‌ها طلبکارند نه ما بدهکار؛ قرعه است. این فرضیه آرامم می‌کند و مطمئنم نمی‌کند. چون دیده‌ام که بعضی‌شان خوشبختی را می‌سازند؛ با همان سماجتی که من بدبینی را می‌سازم. هر صبح، بی‌جار و جنجال، چیزهای خراب را نمی‌شمارند. این «نشمردن» کار است؛ عضله می‌خواهد. من عضله‌ی شمردن را قوی کرده‌ام. هر کس وزنه‌ای را که یک عمر زده، خوب بلند می‌کند. آخرین یادداشتِ دفترِ مشاهداتم این است: آدم‌های خوشبخت پایین را نگاه نمی‌کنند. نه پایینِ جامعه (اتفاقاً دست‌شان به کمک هم می‌رود) پایینِ هستی را. آن چاله که ما فصل به فصل در این کتاب دور تا دورش چرخیده‌ایم، آن‌ها لبِ آن زندگی می‌کنند و نگاهش نمی‌کنند. شاید ندیده‌اندش. شاید دیده‌اند و تصمیم گرفته‌اند نبینند. شاید (و این را با احترام می‌نویسم) می‌بینند و به روی زندگی نمی‌آورند، که اگر این باشد، شجاع‌ترین ساکنانِ زمین‌اند و من پرحرف‌ترین. در هر حال، حکم نمی‌دهم. فقط وقتی یکی‌شان می‌خندد، چند ثانیه بیشتر نگاه می‌کنم؛ آدم به چیزی که از دستش داده (یا هرگز نداشته) همین‌طور نگاه می‌کند: بی‌کینه، از پشتِ شیشه، مثل مهاجری به عکسِ وطن. از کتاب «هبوط در بیداری» به قلم نولان

2
«آدم‌های خوشبخت» در هر جمعی چند نفرشان هستند و من سال‌هاست مطالعه‌شان می‌کنم، با دقتِ مردم‌شناسی که به قبیله‌ای دوردست برخورده: آدم‌های خوشبخت. صبح‌ها به دلیلی که فاش نمی‌کنند سرحال‌اند، از تعطیلات برنامه دارند، عکس‌های‌شان بی‌تلاش خوب می‌افتد، و وقتی می‌پرسی چه خبر، چیزی دارند که بگویند. من با آن‌ها دشمنی ندارم؛ فقط زبان‌شان را بلد نیستم. مثل مسافری که به کشوری رسیده که در آن ظاهراً هیچ‌کس از قیمت‌ها خبر ندارد، گیج در میان‌شان می‌گردم و لبخند می‌زنم که مشکوک نشوند. فرضیه‌ی اولم این بود که تظاهر می‌کنند. راحت‌ترین فرضیه بود؛ بدبختِ صادق همیشه ترجیح می‌دهد خوشبخت‌ها را دروغ‌گو بداند تا خودش را ناقص. اما شواهد نگذاشت: بعضی‌شان واقعاً خوش‌اند، در خلوت هم خوش‌اند. فرضیه‌ی دوم: سطحی‌اند؛ نمی‌فهمند، پس نمی‌سوزند. این هم فرو ریخت؛ چند نفرشان را از نزدیک دیدم که کتاب می‌خوانند، داغ دیده‌اند، خبرها را دنبال می‌کنند، و باز شب‌ها راحت می‌خوابند. این‌جا بود که تحقیقاتم به مرحله‌ی خطرناک رسید: نکند چیزی بلدند؟ مشاهداتم را گزارش می‌کنم. اول: خوشبخت‌ها مقایسه نمی‌کنند؛ نه از تقوا، از بی‌حوصلگی. زندگیِ دیگران برای‌شان موضوعِ جذابی نیست، همان‌طور که ترازوی مغازه‌ی دیگران. دوم: حافظه‌شان غربال است، نه بایگانی؛ توهین‌ها از آن رد می‌شود و ته‌مانده‌اش شام‌های خوب است و چند غروب. سوم (و این از همه غریب‌تر است): سؤال‌های بزرگ نمی‌پرسند. نه چون جواب را می‌دانند؛ چون سؤال را جدی نمی‌گیرند. «معنای زندگی» برای‌شان مثل جدولِ روزنامه است: سرگرمی است، نه سرنوشت. من عمری خیال می‌کردم عمق، فضیلت است. حالا مشکوکم که شاید فقط یک جای زخم است که به آن مدال داده‌ام. بعضی شب‌ها به این فکر می‌کنم که شاید خوشبختی هم مثل استعداد موسیقی، تقسیمش از اول ناعادلانه بوده. یکی با گوشِ مطلق به دنیا می‌آید، یکی با خوشیِ مطلق: دستگاهی درونی که هر چه بریزی، تصفیه می‌کند و آبِ گوارا می‌دهد. اگر این‌طور باشد، نه آن‌ها طلبکارند نه ما بدهکار؛ قرعه است. این فرضیه آرامم می‌کند و مطمئنم نمی‌کند. چون دیده‌ام که بعضی‌شان خوشبختی را می‌سازند؛ با همان سماجتی که من بدبینی را می‌سازم. هر صبح، بی‌جار و جنجال، چیزهای خراب را نمی‌شمارند. این «نشمردن» کار است؛ عضله می‌خواهد. من عضله‌ی شمردن را قوی کرده‌ام. هر کس وزنه‌ای را که یک عمر زده، خوب بلند می‌کند. آخرین یادداشتِ دفترِ مشاهداتم این است: آدم‌های خوشبخت پایین را نگاه نمی‌کنند. نه پایینِ جامعه (اتفاقاً دست‌شان به کمک هم می‌رود) پایینِ هستی را. آن چاله که ما فصل به فصل در این کتاب دور تا دورش چرخیده‌ایم، آن‌ها لبِ آن زندگی می‌کنند و نگاهش نمی‌کنند. شاید ندیده‌اندش. شاید دیده‌اند و تصمیم گرفته‌اند نبینند. شاید (و این را با احترام می‌نویسم) می‌بینند و به روی زندگی نمی‌آورند، که اگر این باشد، شجاع‌ترین ساکنانِ زمین‌اند و من پرحرف‌ترین. در هر حال، حکم نمی‌دهم. فقط وقتی یکی‌شان می‌خندد، چند ثانیه بیشتر نگاه می‌کنم؛ آدم به چیزی که از دستش داده (یا هرگز نداشته) همین‌طور نگاه می‌کند: بی‌کینه، از پشتِ شیشه، مثل مهاجری به عکسِ وطن. از کتاب «هبوط در بیداری» به قلم نولان
1
3
اگر کسب‌وکاری داری که می‌خوای پیشرفت یا گسترش‌اش بدی، خوبه به این کتاب هم گوش بدی
1 290
4
ده برابر آسان‌تر از دو برابر است.zip
1 249
5
۷. نتیجه‌گیری: ده برابر آسان‌تر از دو برابر است
1 203
6
۶. شرکتی خودگردان بسازید: از مدیرِ خردنگر به رهبری تحول‌آفرین تبدیل شوید
1 182
7
۵. سالانه بیش از ۱۵۰ «روز آزاد» داشته باشید: از زمانِ کارخانه‌ای رها شوید و برنامهٔ خود را برای جریان، لذت و دگرگونیِ «کایروس» باز کنید
1 172
8
۴. گذشتهٔ ده‌برابری خود را کشف کنید تا آیندهٔ ده‌برابری‌تان را روشن کنید: قبلاً این کار را کرده‌اید و دوباره هم انجام خواهید داد
1 075
9
۳. ده برابر، فراوانی را می‌پذیرد و کمبود را رد می‌کند: دقیقاً به آنچه می‌خواهید برسید، آزادی رادیکال را تجربه کنید و توانمندی منحصربه‌فرد خود را شکوفا سازید
1 069
10
۲. کیفیت همهٔ کارهایتان را ده برابر کنید: هویت دوبرابری خود را کنار بگذارید و بی‌وقفه استانداردهایتان را ارتقا دهید
1 085
11
۱. سادگی شگفت‌انگیز رشد ده‌برابری: چرا ذهنیت دوبرابری دشمنِ نتایج است
1 119
12
۰. ده برابر، نقطهٔ مقابلِ آن چیزی است که به شما گفته‌اند
1 166
13
خلاصه‌های صوتی کتاب «ده برابر آسان‌تر از دو برابر است: چگونه کارآفرینان ترازِ جهانی با انجامِ کمتر، دستاوردهای بیشتری کسب می‌
خلاصه‌های صوتی کتاب «ده برابر آسان‌تر از دو برابر است: چگونه کارآفرینان ترازِ جهانی با انجامِ کمتر، دستاوردهای بیشتری کسب می‌کنند»
1 206
14
شاگرد پرسید: «استاد، آیا آدم عاقل اشتباه نمی‌کند؟» استاد گفت: «چرا.» شاگرد گفت: «پس فرقش با بقیه چیست؟» استاد گفت: «او از اشتباهاتش دفاع نمی‌کند.» از کتاب «حکمت فرسوده» به قلم نولان
1 800
15
از وقتی هواداریشو کردم هم از قله‌های قهرمانی و حرفه‌ای افول کرد، هم از قله‌های اخلاقی سقوط کرد. نکن با خودت مسی جان، نکن! من هنوز هوادارتم😁
1 982
16
درباره‌ی تاثیر فرهنگ در مسیر فرگشتی انسان
2 109
17
فرگشت فرهنگی.zip
2 120
18
۱۰. به‌سوی یک سنتز فرگشتی برای علوم اجتماعی
2 106
19
۹. فرهنگ در گونه‌های غیرانسانی
2 018
20
۸. اقتصاد فرگشتی فرگشت فرهنگی در بازار
1 927