روی موج زندگی🌊🫧
رفتن به کانال در Telegram
همهمون توی مردابیم فعلا فقط غلت بزن. https://t.me/SendHarfBot?start=77abbcaf5837 @imsahelibot
نمایش بیشتر456
مشترکین
-124 ساعت
-127 روز
+8230 روز
آرشیو پست ها
بزرگسالی خیلی طاقت فرساست، وسط فروپاشی روانی باید پاشی خودتو جمع و جور کنی و ادامه بدی. کنار خانوادت هم باشی. بابا ولم کن میخوام برم زیر پتو گریه کنم.
خستم، برای زندگی کردن خستم، برای امیدوار بودن خستم، برای روابط پیچیده انسانی خستم، خیلی خسته خیلی خیلی خیلی خسته.
شاید هیچ کس به اندازه ی من نتونه حالشو بفهمه.. چون منم درست مث خودش با سمعک زندگی میکنم و میدونم خراب شدن سمعک فقط خراب شدن یه وسیله نیست. میدونم یعنی یه دفعه صداها ازت گرفته بشن، یعنی برای شنیدن حرف آدما بیشتر از قبل تلاش کنی، یعنی توی جمع بشینی و خیلی از حرف ها رو نشنوی و فقط از روی لب ها حدس بزنی چی گفتن.. اونم اگر درست حدس بزنی..
شاید برای خیلیامون مبلغی که میتونیم کمک کنیم زیاد نباشه، ولی برای اون میتونه دوباره شنیدن باشه.. توی جمع بودن و احساس نکردن اینکه از دنیای اطرافت جا موندی.
من ازتون خواهش میکنم اگه میتونید، حتی با یه مبلغ خیلی کم کمکش کنید.
من از همه بیشتر میفهمم که داشتن سمعک برای کسی مث ما ینی چی و چقدر سخته وقتی حتی توان خریدش رو نداشته باشی. 🤍
Repost from N/a
اسد یا آقای رنگو رو می شناسین
متاسفانه مبتلا به آسیب شنوایی هست و نیاز به سمعک داره.
کمترین هزینه یک جفت سمعک معمولی 180- 200میلیون هست..
شاید بخواد بره سرکار، یا دوباره کنکور بده، یا هرچیز دیگه ای... میدونم که درک میکنید زندگی بدون شنیدن چقدر سخته!
بیاید کنارهم جمع بشیم، بتونیم به این دوست عزیزمون کمک کنیم، هرچند کم، اما بتونیم حداقل کمک هزینه ای باشیم براش...
هر چقدر که در توانتون هست کمک کنید
، نگید این مبالغ کمه و به درد نمیخوره، به لطف خدا همه چیز درست میشه ان شاءالله...
بسم الله...
5022291591206659
و شبا بانک پاسارگاد
540570077700010807926001
بانک پاسارگاد- اسدالله اسماعیلی
اگر شماره کارت بالا مشکل داشت و محدودیت خورده بود به این واریز کنید:
6219861981656340
بلو بانک_اسدالله اسماعیلی (روی شماره کارت بزنید کپی میشه)
اگر بازهم محدودیت داشت به شبای بلو بانک انتقال بدید:
IR160560611828005843529101
بلوبانک_اسدالله اسماعیلی (روی شماره شبا بزنید کپی میشه)
مدارک برای کسانی که میخوان مطمئن بشن
ای که دستت میرسد، کاری بکن...
شمارو نمیدونم ولی من دلم میخواد برم. شاید بپرسید کجا؟ ولی برام مهم نیست. میخوام برم. از اینجا. از این زندگی. از ایران. از یاد. از حال. از دنیا.
زود باور نباشید، پسرا میتونن طوری رفتار کنن انگار واقعا عاشقتن درحالی که هیچ حسی بهت ندارن.
میپرسه: حالت چطوره؟
میگم: خاکستری فقط بعضی وقتها تیرهتر میشه و گاهی اوقات، روشنتر.
من نه اونقدر حالم بده، که از ادامه دادن دست بکشم، نه اونقدر دلم خوشه که به آینه لبخند بزنم.
نمیدونم، شاید معنای زندگی همینه.
کنار اومدم با این که الان زندگی اون چیزی نیست که میخوام. اما اگر این داستان هیچوقت تغییر نکنه چی؟
