fa
Feedback
ادبیات

ادبیات

رفتن به کانال در Telegram

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟ تبادل، پیشنهاد، انتقاد و...: @JeanBaptisteClamence2

نمایش بیشتر
5 587
مشترکین
-224 ساعت
-367 روز
-17330 روز
آرشیو پست ها
از خیابان می‌گذرم اما این‌بار دستی نیست که مرا نگهدارد. _ هر دو در نهایت می‌میرند، آدام سیلورا

اعتقاد دارم که هر آدمی باید عشق حقیقی رو تجربه کنه؛ عشقی که تا آخر عمر براش پابرجا بمونه. _ نحسی ستارگان بخت ما، جان گرین

65f03f1774edf-mia-sebastians-theme-justin-hurwitz(320) (2).mp34.13 MB

راه می‌رویم و خورشید سراسیمه‌مان می‌کند و تاریکی ما را می‌بلعد و ما راهمان را ادامه می‌دهیم. _ برای من غمگین نشوید، چارلز بوکوفسکی

او با زنده ماندن چیزی به دست نمی‌آورد، در حقیقت تنها رنج‌هایش افزایش می‌یافت. _ ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد، پائولو کوئیلو

ثورو گفت:"بااطمینان سمت رویاهایت برو. زیستنی را زندگی کن که تصورش کرده‌ای." _ کتابخانه‌ی نیمه‌شب، مت هیگ

بی‌وجه نبوده است که سقراط کل حکمت فلسفه را در یک دستور ساده خلاصه کرده است:"خودت را بشناس". _ خودشناسی، آلن دوباتن

در نظرش فرقی با دیگر غریبه‌ها نداشتم! _ نازنین، فیودور داستایفسکی

گاهی آدم فقط وقتی به مرگ نزدیک می‌شود، می‌فهمد تا امروز واقعاً زندگی نکرده است. _ مرگ ایوان ایلیچ، تولستوی

هم‌نوعانم در نظرم دیگر آن مخاطب‌های محترم و باشخصیتی که به آن‌ها عادت داشتم نمی‌آمدند. _ سقوط، آلبر کامو

آن‌ کس که تنها تا حدودی به آزادی خرد دست یافته‌ باشد، خویشتن را در جهان جز آواره‌ای نخواهد یافت... زیرا مقصدی وجود ندارد. _ انسانی بسیار انسانی، نیچه

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی مایهٔ نقد بقا را که ضمان خواهد شد؟ _ حافظ

_ نان و شراب، اینیاتسیو سیلونه
_ نان و شراب، اینیاتسیو سیلونه

زندگی فقط از جهش‌ها، اشتیاق‌ها و حرارت‌ها تشکیل نمی‌شود، بلکه سازش‌ها، فراموشی‌ها و سرسختی‌ها هم هست. _ اکسیر‌عشق، امانوئل اشمیت

ای دوست شاد باش، که شادی سزای توست _ هوشنگ ابتهاج

Repost from N/a
آه! چه آرزوهای زیادی داشتم! اما اکنون هیچ چیز نمی‌خواهم، هیچ چیز! من سوگند خورده‌ام که دیگر هیچ‌چیز نخواهم! باشد که در غیاب م
آه! چه آرزوهای زیادی داشتم! اما اکنون هیچ چیز نمی‌خواهم، هیچ چیز! من سوگند خورده‌ام که دیگر هیچ‌چیز نخواهم! باشد که در غیاب من، حقیقت را جست و جو کنند!
ابله، داستایفسکی

اين كه بدانى در راه درستى هستى يک چيز است، و اين‌ كه فكر كنى راه درست فقط همين است يک چيز ديگر ما هرگز نمى‌توانيم درباره‌ى زندگى ديگران قضاوت كنيم، هركس رنج‌ها و چشم‌پوشى‌هاى خودش را دارد! _ كنار رود پيدرا نشستم و گريستم، پائولو کوئیلو

آنچه در درون آدم‌ می‌ماند، بی‌نهایت بیشتر از چیزی است که به صورت کلمات بیرون می‌آید. _ جوان خام، فیودور داستایفسکی

خارج از آفتاب و بوسه‌ها و عطرهایِ وحشی همه‌چیز بیهوده است. _ آلبر کامو

به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام دل تو را می‌طلبد دیده تو را می‌جوید _ صائب تبریزی