fa
Feedback
𝖪𝗂𝗇𝗀 𝖢𝗁𝗂𝖼𝖺𝗀𝗈

𝖪𝗂𝗇𝗀 𝖢𝗁𝗂𝖼𝖺𝗀𝗈

رفتن به کانال در Telegram

هر قطره خون تو جان مرا در خود داراست. Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво. t.me/HidenChat_Bot?start=7436842904

نمایش بیشتر
إيران143 244دسته بندی مشخص نشده است
291
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-330 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
مه '26
مه '260
در 15 کانال‌ها
آوریل '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+1
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+14
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+100
در 41 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+39
در 51 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+210
در 59 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '250
در 40 کانال‌ها
Get PRO
اوت '250
در 47 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '250
در 47 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+53
در 24 کانال‌ها
Get PRO
مه '250
در 10 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '250
در 12 کانال‌ها
Get PRO
مارس '250
در 14 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '250
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+159
در 12 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
17 مه0
16 مه0
15 مه0
14 مه0
13 مه0
12 مه0
11 مه0
10 مه0
09 مه0
08 مه0
07 مه0
06 مه0
05 مه0
04 مه0
03 مه0
02 مه0
01 مه0
پست‌های کانال
2
𝚬𝗆𝗉𝗍𝗒 𝚴𝗈𝗍𝖾.mp3
28
3
sticker.webp
26
4
• عادت، بی‌رحم‌ترین زهر زندگی‌ست… عادت نه می‌کُشد، نه می‌گذارد زنده بمانی. این ذاتِ سمی آن است. عادت، سایه‌ای است که بر خورشیدِ انتخاب‌های لحظه‌ای می‌افتد. یک لایه‌ی محافظِ نازک و دروغین می‌کشد روی ریسک‌پذیری؛ همان ریسکی که تعریفِ اصلیِ «بودن» است. آنقدر نرم و متقاعدکننده است که تو را قانع می‌کند این رخوتِ امن، «آرامش» است. اما حقیقت آن است که عادت، انجمادِ روح است. مثل همان ماهیگیری که قلاب را می‌اندازد در همان نقطه‌ای که دیروز ماهی گرفته؛ او دیگر ماهیگیری نمی‌کند، فقط تکرارِ یک عملِ بی‌فکر را به نمایش می‌گذارد. تو، اگر اسیر عادت باشی، دیگر خالقِ فردایت نیستی؛ تو تنها پژواکِ دیروزت در سکوتی طولانی هستی. این سکون، مرگ تدریجیِ آن چیزی است که تو را از میلیون‌ها نفر متمایز می‌کرد: پتانسیلِ تغییر. باید شکافی ایجاد کنی. با یک تصمیمِ ناگهانی، یک مسیرِ نرفته، یک کلمه‌ی نگفته. اگر نجنبی، این سکوتِ آرام، همان گورِ تو خواهد بود، گورِ پنهان‌شده در دل روزهایی که فکر می‌کردی زندگی‌شان می‌کنی. 𔗨 . جواهر تراشِ واژگان
25
5
sticker.webp
21
6
sticker.webp
18
7
+1
𝐆𝗈𝗅𝖽.mp3
21
8
sticker.webp
18
9
رهایی، رقصِ ارواحے نبود ڪہ رها شده‌اند، بلڪہ رقصِ روحے بود ڪہ سوگند یاد ڪردہ بود تا با خود، میراثِ آن خونِ ریختہ شدہ را بہ آسمان ببرد. تمام وجودم، تبدیل بہ نامه‌اے شدہ بود ڪہ با خونِ جارے از زخمِ فقدان بر تنِ زمان نوشتہ شدہ بود؛ نامه‌اے ڪہ مقصدش، نہ فراموشی، ڪہ جاودانگیِ یڪ عشق در سرخیِ ابدے بود.
15
10
sticker.webp
17
11
‹ ﺯِﻭاﻟ ﻭ سُرودِ سُرخ › هنگامے ڪہ آنڪہ چونان ستونی، ستونِ آسمانِ تو بود، از میان می‌رود، جهان نہ در تاریڪی، ڪہ در یڪ سرخیِ اش
‹ ﺯِﻭاﻟ ﻭ سُرودِ سُرخ › هنگامے ڪہ آنڪہ چونان ستونی، ستونِ آسمانِ تو بود، از میان می‌رود، جهان نہ در تاریڪی، ڪہ در یڪ سرخیِ اشباع‌شدہ از درد غرق می‌شود. این روایت، نہ از فروپاشے یڪ بنا، بلڪہ از ریختنِ هر آنچہ بودیم بہ پایِ خاڪے سرد آغاز می‌شود؛ سفرے ڪہ در آن، تنها خونِ باقی‌ماندہ از زخم‌ها می‌تواند نغمه‌اے براے ادامهٔ زیستن بسازد. دیگر نہ یڪ خانهٔ فرسوده، ڪہ ڪالبدے عزیز بود ڪہ در هم شڪست. هر لختهٔ خون، یادگارے از گرماے تپش او بود ڪہ اڪنون بر سنگفرش سرد نشسته. سقفِ باورهایم، زیر سنگینیِ سڪوتِ ناگهانی‌اش فروریخت. رگ‌هاے زمین خشڪیدہ بہ نظر می‌رسیدند، زیرا سرچشمهٔ حیاتے ڪہ بہ آن‌ها انرژے می‌داد، بہ خاڪ سرد پیوستہ بود. این زوال، نہ از درون، بلڪہ از بیرون بر ما تحمیل شد؛ زخمے بہ قامت یڪ نبودنِ همیشگی. اما در این گودالِ تاریڪ، جایے ڪہ تنها بوے نمِ خاڪ و یادِ سرخِ آخرین نگاہ باقے ماندہ بود، ندایے برخاست. این صدا، نالهٔ ضعف نبود؛ بلڪہ جوششے از آتشے پنهان بود ڪہ از اشتیاقِ بازآفرینیِ آن رفتہ برمی‌خاست. آزادی، دیگر نہ فرار از ساختار، بلڪہ پریدن بہ سوے آن خورشید سرخگون بود ڪہ او را بلعید.
17
12
sticker.webp
34
13
و موضوعش واقعا جالبه
37
14
کاور ها و رنگ بنفش زیادی جذابه
37
15
واو چه جذابه به به
39
16
🟣 اطـلاعات تکـمیلی مولـتی‌شـات نـام: Devils night (شب شیاطـین) ژانـر: دراک‌رومنـس، امـگاورس، اسمـات کاپـل: دو ورژن ویـکوک‌ و میـنسونگ خلاصــه: داستانی در مورد عشق ممنوعه دو پسر با تندباد حوادث، دروغ، نفرت و عشق. - عشق مثل یک جام پر شده با شراب قرمز و قاطی شده با سم می‌مونه... هر چقدر که می‌نوشی بیشتر بهش وابسته می‌شی و به مرگ نزدیک‌تر... -و تو داری خودت رو بیشتر به مرگ نزدیک می‌کنی؟ -من خیلی وقت اون جام رو سَر کشیدم و مُردم!
35
17
ㅤㅤ𝁈 𝖣𝖾𝗏𝗂𝗅𝗌 𝚴𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾,𝗈𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾 𝁈 #شـب_شیاطین 𝖵𝖪𝗈𝗈𝗄𝖵𝖾𝗋𝖯𝖳1 چی می‌شه که
ㅤㅤ𝁈 𝖣𝖾𝗏𝗂𝗅𝗌 𝚴𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾,𝗈𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾 𝁈 #شـب_شیاطین         𝖵𝖪𝗈𝗈𝗄𝖵𝖾𝗋𝖯𝖳1 چی می‌شه که کیم‌تهیونگ پسری که از یک خانواده اشراف‌زاده است، دلباخته استاد ژاپنی‌اش جئون جونگ‌کوک بشه؟
29
18
sticker.webp
31
19
ㅤㅤ𝁈 𝖣𝖾𝗏𝗂𝗅𝗌 𝚴𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾,𝗈𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾 𝁈 #شـب_شیاطین 𝖬𝗂𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀𝖵𝖾𝗋𝖯𝖳1 چی می‌ش
ㅤㅤ𝁈 𝖣𝖾𝗏𝗂𝗅𝗌 𝚴𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾,𝗈𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾 𝁈 #شـب_شیاطین 𝖬𝗂𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀𝖵𝖾𝗋𝖯𝖳1 چی می‌شه که لی‌مـینهو پسری که از یک خانواده اشراف‌زاده است، دلباخته استاد ژاپنی‌اش هان جیسونگ بشه؟
28
20
بدون متن...
42