آکواریس ៸ بهمن
رفتن به کانال در Telegram
3 842
مشترکین
+924 ساعت
+577 روز
+25430 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+54
در 8 کانالها
اوت '26
+392
در 23 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+359
در 27 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+352
در 20 کانالها
Get PRO
مه '26
+61
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+5
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+101
در 13 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+62
در 9 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+198
در 33 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+177
در 32 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+188
در 30 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+161
در 15 کانالها
Get PRO
اوت '25
+220
در 26 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+296
در 38 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+236
در 35 کانالها
Get PRO
مه '25
+352
در 35 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+616
در 38 کانالها
Get PRO
مارس '25
+337
در 36 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+368
در 33 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+790
در 42 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+184
در 34 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+181
در 25 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+125
در 17 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+482
در 15 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 05 سپتامبر | +4 | |||
| 04 سپتامبر | +13 | |||
| 03 سپتامبر | +5 | |||
| 02 سپتامبر | +23 | |||
| 01 سپتامبر | +9 |
پستهای کانال
| 2 | #تعرفه فال با احترام💗
-فال کلی تاروت: 300 (همراه با سه تک نیت) 🤍
-فال کلی لنورماند: 300💜
-فال کلی قهوه: 400
-فال قهوه کلی به همراه فال کلی تاروت :500
-تاروت کاسانوا (ویژه افراد در رابطه): 230🤫
- فال احساسی (در رابطه): 200❤️🔥
- فال روابط احساسی آینده (بدون پارتنر، اکس یا کراش): 200 🤍
- فال کراش (قبل از رابطه): 200 🙂↔️✨
-فال کاتشدهها: 200 💔
- فال ازدواج : 230 👰🏽♀️
- فال بارداری: 230 🤱🏻
- فال کاری و مالی: 180🍃
- تاروت کاسانوا + فال کلی (بدون تک نیت): 350 ✨🤍
- فال به نیت شخصی (به جز تحصیلی زیر ۱۸ یا کنکور): 250 🩶
-تمامی فال هارو میتونید با 50 تومان اضافه تر به صورت فال قهوه دریافت کنید☕️
- تک نیت: 70 ✅🤍
- تک نیت فوری (در همان شب): 100✨
⸻
⚠️ فالها روز بعد گرفته میشن.
فال فوری که همون روز گرفته بشه 100تومان به هزینه فالتون اضافه میشه (حتما هماهنگ کنید).
در صورت انجام فال بهصورت تماس، 100+ تومن به مبلغ فالتون اضافه میشه و میتونید همون موقع نیتهاتونو بپرسید.
برای دریافت فال پیام بدید به 👇
👉 @Tanuyeiii | 61 |
| 3 | تعرفه #شمع_تراپی با احترام🙏🏼😍
-جذب کراش/بازگشت معشوق/ بهبود و گرمی رابطه/ پاکسازی رابطه/ move on,فراموشی رابطه قبلی 400
-جذب عشق /ورود به رابطه عاشقانه 300
-قبولی در امتحان و آزمون /بالا رفتن تمرکز برای درس 250
-رزق روزی/ برکت / ارتقا شغلی / استخدامی/دیده شدن در کار / گشایش شغلی 300
-شفا بیمار/ صلح در خانه / رفع محدودیت /حاجت روایی 350
نیت های قانونی / آشتی و صلح /دفع سنگینی و پاکسازی /فاش شدن راز و پنهان کاری 350
-دفع رقیب(برای رقیبای خیلی ساده)350
-دفع رقیب (برای رقیبای خیلی سخت) 550
-نیت شخصی 550🤍
*بچها قیمت شمع تراپی برای سه شب هست🤍
*اگر نیاز به مشاوره برای گرفتن شمع تراپی مدنظرتون دارید میتونید پیام بدید و مشاوره بگیرید🙏🏼😌
*شمع تراپی ها نسبت به تعداد شنبه و سه شنبه شروع میشه (غیر از مواقع قمر در عقرب)
برای گرفتن شمع تراپی و مشاوره در خدمتتونم🤍👇🏼
@Tanuyeiii | 56 |
| 4 | نیت کن فال کاتت بگیروم😌🤍 | 97 |
| 5 | فروردین
این هفته باید یکم بیشتر صبر و حوصله به خرج بدید و با عجله تصمیم نگیرید. ممکنه یه خبر یا پیام از سمت کسی که مدتیه ازش بیخبرید داشته باشید. برای بعضیاتون یه دیدار یا صحبت مهم با یه نفر دیده میشه که میتونه تکلیف یه رابطه رو مشخص کنه. از نظر کاری و مالی هم یه اتفاق خوب و کوچیک دارم براتون میبینم که میتونه حالتون رو بهتر کنه | 136 |
| 6 | مرداد
این هفته بیشتر از همیشه نیاز دارید خودتون رو از حاشیهها دور کنید. یه سری اتفاقات یا حرفها ممکنه باعث بشه نسبت به یه نفر شک کنید، ولی بهتره قبل از اینکه چیزی رو باور کنید مطمئن بشید. برای بعضیاتون پولی که فکرش رو نمیکردید به دستتون میرسه. از نظر احساسی هم احتمال برگشتن یه نفر یا دریافت یه پیام ناگهانی خیلی پررنگه | 154 |
| 7 | بهمن
این هفته یه موضوع احساسی دوباره براتون پررنگ میشه. ممکنه شخصی از گذشته برگرده یا پیامی دریافت کنید که باعث بشه دوباره به یه رابطه فکر کنید. برای کسایی که توی رابطه هستن، یه صحبت صمیمی میتونه باعث نزدیکتر شدن دو نفر بشه. از نظر مالی هم هفتهی بدی نیست ولی یه خرج ناگهانی دارید که بهتره از قبل براش آماده باشید | 162 |
| 8 | نیت کن فال کراشت بگیروم🫐 | 162 |
| 9 | ♒️ آکواریس و تصمیمهای سخت
آکواریس ممکنه برای یک تصمیم ساده بیشتر از چیزی که فکر میکنی وقت بذاره.
نه به خاطر اینکه نمیدونه چی میخواد؛ چون میخواد مطمئن بشه تصمیمش از روی احساس لحظهای نیست.
اما یک تناقض جالب داره.
وقتی بالاخره تصمیمش قطعی بشه، ممکنه خیلی سریع عمل کنه؛ طوری که بقیه فکر کنن یکشبه تصمیم گرفته.
در حالی که آن «یکشبه» معمولاً نتیجه هفتهها فکر کردن بوده. | 294 |
| 10 | ♒️ آکواریس و رقابت
آکواریس همیشه با آدمها رقابت نمیکنه؛ خیلی وقتها با نسخه قبلی خودش رقابت میکنه.
ممکنه یک نفر ازش جلو بزنه و بهجای اینکه بخواد زمینش بزنه، با خودش بگه: «پس منم باید بهتر بشم.»
اما اگر رقابت تبدیل به تحقیر و مقایسه دائمی بشه، آکواریس خیلی زود از بازی خارج میشه.
برای آکواریس، برد واقعی زمانی اتفاق میفته که آخر مسیر ببینه از چیزی که بوده، جلوتر رفته. | 271 |
| 11 | ♒️ آکواریس و جاهطلبی
جاهطلبی آکواریس همیشه با سر و صدا همراه نیست.
ممکنه خیلی درباره هدفش حرف نزنه، اما در ذهنش تصویری از جایی که میخواد بهش برسه داشته باشه.
چیزی که بیشتر از پول یا عنوان شغلی تحریکش میکنه، اینه که احساس کنه زندگیای که ساخته واقعاً مال خودشه.
آکواریس اگر به چیزی باور داشته باشه، میتونه مدت زیادی برای رسیدن بهش تلاش کنه؛ حتی اگر بقیه هنوز نفهمیده باشن چرا این مسیر براش مهمه. | 261 |
| 12 | ♒️ آکواریس و اجتماعی بودن
آکواریس میتونه خیلی اجتماعی باشه و در عین حال از شلوغی آدمها خسته بشه.
ممکنه وسط یک جمع کاملاً سرحال و پرحرف باشه و چند ساعت بعد دلش بخواد هیچکس باهاش حرف نزنه.
این تناقض نیست.
آکواریس از ارتباط با آدمها انرژی میگیره، اما برای برگشتن به خودش هم به تنهایی نیاز داره. | 266 |
| 13 | ♒️ آکواریس و نوستالژی
آکواریس ممکنه وانمود کنه گذشته براش تموم شده.
اما یک آهنگ، یک بو، یک عکس یا حتی یک خیابون قدیمی میتونه ناگهان سالها رو برگردونه جلوی چشمش.
با این حال، معمولاً دوست نداره در گذشته زندگی کنه.
خاطرات رو نگه میداره، اما ترجیح میده ازشون عبور کنه و چیزی تازه بسازه. | 256 |
| 14 | آکواریس کور: | 295 |
| 15 | ♒️ آکواریس و شکست
شکست برای آکواریس فقط «باختن» نیست؛ اطلاعاته.
بعد از شکست معمولاً سعی میکنه بفهمه کجای مسیر اشتباه کرده، چه چیزی رو ندیده و دفعه بعد چه چیزی رو باید متفاوت انجام بده.
اما اگر یک شکست به هویتش گره بخوره، ممکنه مدت بیشتری طول بکشه تا دوباره خودش رو جمع کنه.
آکواریس وقتی برمیگرده که شکست رو بخشی از مسیر ببینه، نه تعریف خودش. | 283 |
| 16 | ♒️ آکواریس و آدمهای باهوش
برای آکواریس، هوش فقط نمره و اطلاعات نیست.
اینکه یک نفر چطور فکر میکنه، چطور سؤال میپرسه و چقدر میتونه یک موضوع رو از زاویهای متفاوت ببینه، براش جذابه.
ممکنه آکواریس از کسی که جواب همه چیز رو میدونه خوشش نیاد؛ اما از کسی که سؤالهای جالب میپرسه، ساعتها حرف بزنه. | 274 |
| 17 | ♒️ آکواریس و عادتهای عجیب
آکواریس ممکنه برای بقیه یکسری رفتارهای عجیب داشته باشه که خودش اصلاً عجیب نمیدونه.
یک آهنگ رو بارها گوش بده، نصف شب ناگهان تصمیم بگیره اتاقش رو مرتب کنه، یک موضوع کاملاً بیربط رو ساعتها دنبال کنه یا وسط یک کار، سراغ ده کار دیگه بره.
ذهن آکواریس همیشه روی یک خط مستقیم حرکت نمیکنه.
ولی دقیقاً همین بینظمیِ ظاهری، بخشی از جذابیتشه. | 314 |
| 18 | ♒️ آکواریس و شروع دوباره
آکواریس از شروع دوباره نمیترسه؛ از موندن در جایی که دیگه بهش تعلق نداره بیشتر میترسه.
ممکنه یک روز تصمیم بگیره مسیر تحصیلش رو عوض کنه، شغل جدیدی شروع کنه، آدمهای اطرافش رو تغییر بده یا سبک زندگی متفاوتی بسازه.
برای بعضیها این رفتار بیثباتی به نظر میاد.
اما برای آکواریس، گاهی تغییر یعنی بالاخره شجاعت پیدا کرده چیزی رو که مدتهاست نمیخواد، رها کنه. | 364 |
| 19 | #E01
-پرونده کوپولینو
«سوکسینیلکولین: داروی بیهوشی یا سلاح قتل؟ قاتل خاموشی که برای نخستین بار در تاریخ جنایی، در پروندهی دکتر کارل کوپولینو به دام افتاد.»
#Part 1
داستان از جایی شروع میشه که یک مقاطعه کار میاد یه اراضی وسیع منتهی به جنگل و میخره(در نیوجرسی )و شهرک سازی میکنه، به شکلی که کمترین آسیب به درخت ها وارد بشه، اسم شهرک <فاکس ران> میشه و برای خانواده هایی با درامد بیشتر از متوسط بوده(قیمت جوری بوده که هرکسی نمیتونسته بخره)
#Part2
قطعه زمین شماره 35 و خانواده کوپولینو ها خریدند، دکتر کارل کوپولینو متخصص بیهوشی بود و همسرش کارملا دکتر داروساز و دو فرزند دختر هم داشتن
کارل 30 ساله، باریک اندام ، و با خلق و خوی عصبی بود. همسرش کارملا 29 ساله، باریک اندام و بسیار شاد و شوخ بود.
آن طرف خیابان خونه ای اریب ساخته شده بود که متعلق به زوج مسنی به اسم فاربر بود.
ویلیام فاربر 50 ساله، فربه و با صورتی همیشه شاد، سرهنگ دوم بود و بعد از جنگ از ارتش بازنشسته شده بود و بخاطر نارسایی قلب حقوق ازکار افتادگی میگرفت، همسرش مارجوری 47 ساله و خانه دار اما بسیار جوان تر به نظر میرسید، این زوج هم دو فرزند داشتن.
#Part3
اوایل دهه 1960، هردو خانواده بشدت به همدیگه علاقهمند شده بودند و تمام اخر هفته ها با هم بیرون میرفتن اما کم کم اتفاق ها شروع شد.
ویلیام از بیرون رفتن با مارجوری خودداری کرد و میخواست بعد از دو جنگ که از سرگذرونده در فاکس ران زندگی آرام و به دور از شلوغی ای داشته باشه.
و کارل هم روزی به خانه برگشت و گفت که به علت بیماری قبلی استغفا داده از بیمارستان (بعدها کشف شد که دروغ گفته و در اصل نامه تهدید آمیزی به یک پرستار نوشته، جوری که پای fbi هم به ماجرا باز شدت بود)
#Part4
صبح ها که کارمیلا و ویلیام برای کار بیرون میرفتند، کارل و مارجوری اوقاتشونو باهم میمیگذروندن
مارجوری که هم به الکل معتاد بود و هم سیگار به پیشنهاد کارمیلا قبول کرد که کارل اونو هیپنوتیزم کنه تا ترک کنه(واقعا هم ترک کرد)
و همه این گذروندن اوقات منجر به عشق میشه، بله کارل و مارجوری مخفیانه عاشق هم میشن
#Part5
پس از چند هفته، به رسم هر اخر هفته دو خانواده دور هم جمع میشن و قهوه میخورن، تا اینکه کارل میگه بخاطر بیماری قلبیش و نوشتن کتابش میخواد بره فلوریدا و چون تنها نمیتونه بره، زنش هم باید بره سرکار پس مارجوری رو میبره همه موافقت میکنن😀
خلاصه که این دو زوج خیانتکار برای چند هفته میرن فلوریدا ( ایجا دقیقا مشخص نشد که چرا کارمیلا و ویلیام قبول کردن ، جوری که همسایه ها اونارو اوج روشنفکری میدونستن)
بعد چند هفته برمیگردن و زندگیشونو مثل قبل از سر میگیرن ، هرچند که هردو مجذوب فلوریدا شده بودن و کارل تصمیمی که درمورد خرید ویلا در شهرک های ساحلی فلوریدا داشته رو با همه درمیون میزاره
#Part6
ویلیام فاربر در فاصله کمتر از یکماه بعد برگشت همسرش از فلوریدا (ژوئیه 1963) به طرز یهویی و مشکوکی میمیره و مرگ اون سکته قلبی درج میشه.
حالا فقط 3 نفر مونده بودن اما همه جا باهم بودن
سهتایی کلیسا میرفتن، کوکتل پارتی میرفتن ، تعطیلات و.... همه هم میگفتن از خوبیه خانواده کوپولینو هست که مارجوری و تنها نگذاشتن.
بالاخره در بهار 1965 رویای کارل به واقعیت میپونده و یک خانه ویلایی در خلیج <لانگ بوت> میخره و دست خانوادشون میگیره و میبره
و یکماه بعد مارجوری هم خونشو میفروشه و با دوتا دوتادختراش میرن و دوباره همسایه کوپولینو ها میشن.
#Part7
در هشتم اوت 1965 کارمیلا هم یهویی میمیره 😭و علت مرگ اون هم سکته قلبی میخوره (ارواح جدشون) اینجا دیگه مارجوری مطمئن بوده به عشقش میرسه، اما بومم 🤯، 6 ماه بعد کارل با یک زن پولدار دیگه ازدواج میکنه و خونشون هم از مارجوری جدا میکنن
اینجاست که مارجوری میزنه به سیم اخر و میگه که قتل شوهرش و کارملا به دست کارل اتفاق افتاده با یک داروی بیهوشی به نام (کلرید سوکسینیل کولین)
این دارو فقط دکترای بیهوشی بهش دسترسی دارن و برای شل کردن عضلات استفاده میشه در جراحی ها، اما در دوز بالا کشنده هست و همچنین اون موقع دانش کافی برای زدن رد این دارو در جسد وجود نداشته.
#Part8
توی دادگاه مارجوری برای قتل همسرش چندین داستان متفاوت تعریف میکنه که همگی باعث میشه به عقلش و راستگوییش شک کنن
یکبار گفت که اون دارو رو گرفته و به شوهرش تزریق کرده ، یکبار دیگه گفت کارل تزریق کرده اما اونم پیشش بوده، همچنین ادعا مرد که دارو شوهرش و نکشت پس کارل اونو با بالش خفه کرد.
او حتی در وسط دادگاه ادعای جدیدی کرد و گفت که در هنگام قتل تحت تاثیر هيپنوتيزم بوده.
#Part9
مارجوری حتی قبل شروع دادگاه هم بازنده پرونده بود، طبق نظریه دادستان اون به دیوانگی متهم شده بود .
در نهایت دادگاه نیوجرسی برگذار شد، افراد زیادی اومدن و شهادت دادن از جمله دکتر براسل: | 55 |
| 20 | #E09
-پرونده تد باندی
اسمش هنوز هم بعد از چند دهه، مو به تن میلیونها آدم سیخ میکنه.
وقتی عکسش رو میبینی، اولین چیزی که به ذهنت میرسه این نیست که با یکی از مخوفترین قاتلهای زنجیرهای تاریخ طرفی.
یه مرد خوشتیپ، خوشلباس، با لبخندی آروم، رفتاری مؤدب و اعتمادبهنفس بالا.
همون مدل آدمی که اگه یه روز توی خیابون ازت آدرس بپرسه، احتمالاً بدون هیچ شکی کمکش میکنی...
اما همین مرد، سالها با همین ظاهر فریبنده، دخترهای جوون رو شکار میکرد.
اول اعتمادشون رو جلب میکرد...
بعد سوار ماشینشون میکرد...
میبردشون به جاهای خلوت...
بهشون تجاوز میکرد...
خفهشون میکرد...
و وحشتناکتر از همه اینکه بعد از مرگ قربانیها هم دست از سر اجسادشون برنمیداشت.
پروندهای که امروز قراره بخونید، فقط داستان یه قاتل نیست...
داستان مردیه که ثابت کرد خطرناکترین هیولاها، همیشه چهره ترسناک ندارن.
گاهی کتوشلوار میپوشن...
لبخند میزنن...
و خیلی عادی کنارمون زندگی میکنن.
#Part1
قبل از اینکه وارد جنایتها بشیم، بهتره خود قاتل رو بشناسیم.
نام کامل: تئودور رابرت باندی (Theodore Robert Bundy)
تاریخ تولد: 24 November 1946
محل تولد: برلینگتون، ورمانت، آمریکا
تاریخ مرگ: 24 January 1989
سن هنگام مرگ: 42 سال
محل اعدام: ایالت فلوریدا، آمریکا
قد: 178 سانتیمتر
تحصیلات: لیسانس روانشناسی از دانشگاه واشنگتن و دانشجوی انصرافی رشته حقوق
همسر: کارول آن بون (ازدواج در سال 1980، داخل دادگاه)
فرزند: یک دختر به نام رز باندی (Rose Bundy)
ضریب هوشی: 136
یعنی از نظر هوش، خیلی بالاتر از میانگین جامعه بود.
همین هوش بالا بعدها باعث شد سالها پلیس رو بازی بده و تبدیل بشه به یکی از فراریترین قاتلهای تاریخ آمریکا.
#Part2
تد باندی از همون لحظهای که به دنیا اومد، زندگیش با یه دروغ بزرگ شروع شد.
اون یه فرزند نامشروع بود.
توی دهه 1940، این موضوع برای خیلی از خانوادههای آمریکایی یه رسوایی بزرگ محسوب میشد.
مادرش، الینور لوئیز کاول، حاضر نبود کسی حقیقت رو بفهمه.
برای همین تصمیم گرفتن یه نمایش عجیب اجرا کنن.
مادر واقعی تد، خودش رو خواهر بزرگترش معرفی کرد.
پدربزرگ و مادربزرگش هم نقش پدر و مادرش رو بازی کردن.
یعنی تد سالها فکر میکرد مادری که هر روز میبینه، خواهرشه.
و زن و مردی که بابا و مامان صداشون میکرد، در واقع پدربزرگ و مادربزرگش بودن.
شاید الان این ماجرا عجیب به نظر برسه...
اما تصور کن یه نفر سالها با یه هویت کاملاً دروغین بزرگ بشه.
بعد یه روز بفهمه تمام زندگیش بر پایه یه دروغ بوده.
از اون بدتر...
پدربزرگش هم طبق گفته اطرافیان، مردی بهشدت خشن، عصبی و الکلی بود.
رفتارهای خشونتآمیزش بارها اعضای خانواده رو میترسوند.
حتی بعضی منابع از آزار حیوانات و خشونت شدیدش حرف زدن.
تد توی همچین خونهای بزرگ شد.
نه احساس امنیت داشت...
نه هویت مشخص...
نه محبت واقعی.
سالها بعد که حقیقت رو فهمید، ضربه روحی شدیدی خورد.
خیلی از جرمشناسها معتقدن همون لحظه، یکی از مهمترین نقطههای تاریک شخصیتش شکل گرفت.
چون از اون به بعد، خشم عجیبی نسبت به زنها، مخصوصاً مادرش، توی وجودش دیده میشد.
این فقط یه فرضیه روانشناسیه و هیچوقت به طور قطعی ثابت نشد، اما تقریباً همه متخصصها قبول دارن که کودکی تد، اصلاً شبیه یه زندگی عادی نبود.
#Part3
اگر فکر میکنید اولین قربانیهای تد باندی انسان بودن...
اشتباه میکنید.
سالها قبل از اینکه اسمش تیتر روزنامههای آمریکا بشه، قبل از اینکه پلیس دنبالش بگرده و قبل از اینکه اولین جسد پیدا بشه، یه زنگ خطر از همون دوران کودکی به صدا دراومده بود.
اون از آزار دادن حیوانات لذت میبرد.
حیوانات کوچیکی که هیچ راهی برای دفاع از خودشون نداشتن، تبدیل شده بودن به اولین قربانیهای خشم و خشونتش.
امروز جرمشناسها این رفتار رو یکی از نشونههای هشداردهنده در بعضی از قاتلهای زنجیرهای میدونن؛ البته نه به این معنا که هر کودکی که حیوانآزاری میکنه بعدها قاتل میشه، اما در پروندههایی مثل باندی، این رفتار بعدها اهمیت زیادی پیدا کرد.
اما این فقط شروع ماجرا بود.
هرچی بزرگتر میشد، رفتارهاش عجیبتر و نگرانکنندهتر میشد.
شبها یواشکی توی محله پرسه میزد.
پشت پنجره خونه مردم میایستاد.
و بدون اینکه کسی متوجه بشه، زندگی خصوصی همسایهها رو تماشا میکرد.
امروز به این رفتار «چشمچرانی پنهانی» یا Voyeurism میگن؛ رفتاری که در بعضی مجرمان جنسی، سالها قبل از اولین حمله دیده میشه.
در دوران نوجوانی هم چند بار به اتهام سرقت و دزدیدن خودرو بازداشت شد. | 74 |
