˹ Med & Mind ˼
رفتن به کانال در Telegram
Just a curious medical student 🩺🍓 A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦⬛📚 .*•° 5/14 ----- منابع 🔗(https://t.me/manabe_man) ----- ارتباط 🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
نمایش بیشتر425
مشترکین
+724 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+3430 روز
آرشیو پست ها
واکنش سلول های چشم اون دانشجویی که کلی درس می خونه ولی به دوستاش دروغ میگه "هیچی نخوندم" :
شاید هم از قبل توطئه ای در کاره...
یعنی دولت و دانشمندان آنتی بیوتیک های بیشتری رو کشف کردن که ازش رونمایی نمی کنن تا نسبت بهشون مقاومت ایجاد نشه و برای شرایط خاص و سری استفاده می کنن 🤫
می دونید طبیعیه که برای یه آنتی بیوتیک هزینه زیاد بشه. چون پیدا کردن یه راه فرعی دیگه که باکتری بهش مقاوم نباشه سخته.
اما آنتی بیوتیک جدید باید و حتما کمیاب و گران باشه. چرا؟ برای اینکه مردم دیگه نتونن راحت بدست بیارن و بخرن و به همین راحتی مثل قبلی ها مقاومت نسبت بهش ایجاد نشه.
یه ایده جدید برای درآمد زایی هست و اون ساختن آنتی بیوتیک جدیده. می دونید الان جامعه ایران اینطوری که داری پیش میره، یعنی طرف تا احساس خارش گلو می کنه یه آموکسی کلاو می خوره یا سفکسیم رو مثل نقل و نبات می خوره معلومه زود این مقاوت رو داره ایجاد می کنه. بعد این طرف درآینده اگر به عفونتی مبتلا بشه که به اکثر اینها مقاوم باشه باید بره دنبال آنتی بیوتیک های کم یاب و گران قیمت💰💵 و چون بیماره چاره ای نداره! پس در آینده باید به دنبال کشف آنتی بیوتیک های جدید برای جایگزین اینها بود.
اگر دانشجوی داروسازی بودم این مسیر رو دنبال می کردم، بدک نیست ...
ایران برای سودوموناس ها بهشته 💐
چون اینجا هیچی حریفشون نمیشه. ما توی آزمایشگاه با بچه ها گروهی سودوموناس کشت آنتی بیوگرام دادیم به همه آنتی بیوتیک ها مقاوم بود ولی ما اولش فکر می کردم باکتری خرابه (😂) اصلا کشت اتفاق نیفتاده ولی بعدا بررسی کردیم فهمیدیم این بابا به همه مقاوم بوده برای همین دور هیچ دیسکی هاله تشکیل نشده.
ایران برای سودوموناس ها بهشته 💐
چون اینجا هیچی حریفشون نمیشه. ما توی آزمایشگاه با بچه ها گروهی سودوموناس کشت آنتی بیوگرام دادیم به همه آنتی بیوتیک ها مقاوم بود ولی ما اولش فکر می کردم باکتری خرابه (😂) اصلا کشت اتفاق نیفتاده ولی بعدا بررسی کردیم فهمیدیم این بابا به همه مقاوم بوده برای همین دور هیچ دیسکی هاله تشکیل نشده.
ولی دوست داشتنش خیلی سخته چون از هفته آینده به بعد توسط امتحانات پر میشه تا آخرش و حتی چند ماه بعدش ...
اکتبر ماه مورد علاقه من بود و اینقدر برای من زود تموم شد که انگار پاییز من امسال بدون اکتبر بود. حالا چون این رو خوندم امیدوارم نوامبر رو هم دوست داشته باشم :))
تاحالا اسم "نفرین فراعنه" به گوشتون خورده؟⚰️⚱️ باستانشناسهایی که بدون تجهیزات مناسب مقبرهی فرعون رو باز میکردن، بعد از مدتی بیمار میشدن یا حتی میمردن. مردم فکر میکردن اونها به خاطر تجاوز به آرامگاه فرعون، نفرین شدن 💀 اما بعدها مشخص شد که دلیلش احتمالاً عوامل میکروبی بوده. بعضی از مقبرهها به کپکها و باکتریهایی آلوده بودن که در محیطهای بستهی مقبره سالها دوام آورده بودن. همونطور که میدونید، بعضی باکتریها توی شرایط سخت (مثل کمبود غذا یا رطوبت پایین) به حالت غیرفعال درمیآن، یه پوشش محافظ دور خودشون میسازن و به «اسپور» تبدیل میشن. اسپور باکتری میتونه قرنها زنده بمونه. وقتی باستانشناسها مقبرهها رو باز میکردن، این اسپورها آزاد میشدن و با تنفس وارد بدنشون میگشتن. بعضی از این باکتریها یا قارچها، مثل گونههای Aspergillus، میتونن عفونتهای خطرناک ایجاد کنن. بهویژه اگه سیستم ایمنی فرد ضعیف باشه. پس شاید «نفرین فراعنه» واقعاً نفرین نبوده، بلکه کار میکروبها بوده! #علمی
Repost from 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐢𝐬𝐚𝐧𝐨𝐮𝐫
☕ روزای کنکوری پاییز
هوا خنکه، برگا میریزن، و من هنوز با یه لیوان چای داغ پای میزمم.
خستگی هست، ولی تهش یه امید قشنگ منتظره؛ به اون روزی که نتیجهی این همه صبرو ببینم.
لینک شماره ۱ - لینک شماره ۲
زمانی که طاعون همه دنیا رو درگیر کرده بود و اون موقع هیچ آنتی بیوتیکی برای درمان نبود، افراد زیادی فوت می کردند و اجساد بیماری رو به آدمهای سالم بیماری رو منتقل می کردند که به دلیل آلوده بودن اونها بود. برای همین هیچ کسی اجساد رو دفن نمی کرد چون می ترسیدند به محله هایی که مردم مریض اونجا وجود داره رسیدگی کنن و اونجا رو ترک می کردند و یا در بهترین حالت اگر می تونستند اجساد رو دسته جمعی می سوزاندن. حالا در این بین احتمال داشت کسی هنوز نمرده باشه ولی چون بیمار بود قاطی اجساد می سوزاندند :( چرا می ترسیدند به اجساد نزدیک بشوند؟ چون زمان مردم فکر می کردند که بوی اجساد عامل بیماری هست و البته یه باور خرافی بود که کلاغ ها بیمار نمیشن. پس پزشک لباس هایی به شکل کلاغ می پوشیدن که توی منقارش ترکیبات معطر بود تا بوی بد اجساد به مشامشون نرسه و بیمار نشن.حالا این صحبت من برای این بود که پزشک های اون زمان خیلی خفن بودن که برای رسیدگی به بیمارهاشون این لباس ها رو اختراع کردن و برخلاف بقیه مردم از شهر فرار نمی کردن.
چی بهتر از پزشک یه جماعت طاعون زده؟
+ چون به این موضوع علاقه زیادی دارم. طاعون فقط یه بیماری نبود. دنیا رو عوض کرد.
با بچه ها رفته بودیم تا آناتومی تمرین کنیم توی موزه آناتومی
(جایی هست که برای مطالعه آناتومی میز و مولاژ حتی نمونه های طبیعی استخوان هایی قرار داره که توی دانشگاه ما به این مکان میگن موزه آناتومی، گاهی کلاس هایی هم برگزار میشه که توی ساعت کلاس اونجا نباید حضور داشته باشی)خلاصه ما رفتیم و مسئول اونجا گفت که شما فعلا نمی تونید اینجا درس بخونین چون دانشجوی های رشته "کتابداری پزشکی" الان اینجا کلاس دارن. بعد من خنده ام گرفت، واقعا چرا باید رشته کتابداری بیان موزه آناتومی و ما که دانشجوی پزشکی هستیم نتونیم اون ساعت از موزه استفاده کنیم. خلاصه که ما اصرار کردیم که بزودی امتحان داریم و ایشون اجازه دادند یه گوشه بریم و تمرین کنیم. تا آخرش مثل دخترای خوبی ساکت و آروم تمرین رو انجام دادیم ولی من از اینکه به این رشته خندیدم عذاب وجدان دارم.
دانشجوهای پزشکی که زیاد درس می خونن دو دسته اند:
۱. یک دسته که از روی عادت یا ترس از افت نمره زیاد درس می خونن
۲. یه دسته که به خاطر علاقه زیادی که به پزشکی دارن زیاد درس می خونن
و من با هر دو دسته ارتباط نزدیک دارم و خودتون می تونید حدس بزنید از کدوم بیشتر لذت می برم!
#تجربه
