˹ Med & Mind ˼
رفتن به کانال در Telegram
Just a curious medical student 🩺🍓 A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦⬛📚 .*•° 5/14 ----- منابع 🔗(https://t.me/manabe_man) ----- ارتباط 🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
نمایش بیشتر426
مشترکین
+224 ساعت
+27 روز
+3130 روز
آرشیو پست ها
شاید بگید "وای این که چیزی نیست، تو نباید سریع نتیجه گیری کنی..."
در واقع من سریع نتیجه گیری نمی کنم. من صرفا با توجه به نشانه های کوچیک رفتار های آدم ها رو بررسی می کنم و متوجه میشم که مثلا کی از ارتباط با من یا یکی دیگه راضی هست یا از روی اجبار یا رفع تکلیف باهاش دوسته. یا اصلا کی آدم فیکی هست و فقط داره وانمود می کنه. اینها رو باید توی رفتار های ریز و پنهانی تشخیص داد.
میدونید من معمولا جوری ام که رفتار آدم ها رو می خونم. با توجه به جوری که رفتار می کنن یه چیز هایی رو در موردشون حدس می زنم. من هر روز با یکی از بچه ها که با هم دوست های نسبتا خوبی شدیم صحبت می کنم. راجع به هر موضوعی صحبت می کنیم و من گاردم رو پایین آوردم و زیادی باهاش صمیمی شدم (که اشتباهه). امروز توی ازمایشگاه بودیم و می بایست اسم باکتری که کشت دادیم رو بنویسیم. مخفف باکتری ما st بود و من و اون بین استافیلوکوک و استرپتوکوک مونده بودم. تصمیم گرفتم از استاد بپرسم. وقتی که من از استاد پرسیدم و استاد استافیلوکوک رو تایید کرد بهش گفتم ولی با این حال به من اعتماد نکرد و این اسم رو ننوشت... این عدم اعتماد خیلی برام عجیب بود.
بیشتر دلیلش به خاطر اینکه من قبلا از آدمها ضربه خوردم. احساس می کنم اگر گاردم رو پایین بیارم و به دیگران نزدیک بشم بعدا آسیب می بینم. میگن آدم دو بار از یه سوراخ گزیده نمیشه و این حرفها...
چون از ترم جدید به خاطر کلاس های زیاد و طولانی مدت (و همچنین جبرانی ها!!) مدت زیادی توی دانشگاه می گذرونم، احساس می کنم دارم به طرز عجیبی به محیط دانشگاه و بچه ها نزدیک میشم. مثلا قبلا موقع صحبت کردن با بچه ها گارد داشتم. هر حرفی رو نمی زدم. به هر چیز بی مزه ای نمی خندیدم با هر کسی صحبت نمی کردم ولی الان... اصلا نمی دونم چی شد که گاردم رو پایین اوردم. احساس خوبی ندارم :(
این لیست آپدیت می شود:
https://t.me/midnight_11_11
https://t.me/itsasallifee
https://t.me/mi_town
...
اگر کسی جا موند بگه.
دوستانی که لینک چنلشون داخل لیست هست فور کنند.
دوستانی هایی که دانشگاه قبول شدید اگر چنل دارید یا تازه چنل زدید، لینک چنل رو بدید تا شب یه لیست درست کنم.
بچه ها من به یه جمجمه واقعی نیاز فوری دارم!
واقعا نمی تونم از طریق کتاب خوب زواید رو متوجه بشم باید یه جمجمه داشته باشم.
+1
ظاهرا بین کتاب خون ها Alchemised ترند شده. من هم manacled (ورژن بدون تغییرش) رو خوندم و سرش گریه کردم و تراماتایز شدم. برای همین سمت alchemised نمیرم. البته وقتش رو هم ندارم. به هر حال اینها دو تا از عکس های مورد علاقه ام از manacled بود که هنوز توی گالری سیو داشتم 😭😭
کارما :(
مامانم گفت مهمون آمده نیم ساعت بیا یه سلام احوال پرسی کن و بعد برو. گفتم "این خانواده مگر چقدر احوال من رو جویا میشن که وقت باارزشم رو براشون صرف کنم؟؟" منصرف شد و رفت و من مشغول نوشتن شدم که یه اشتباه کردم. غلط گیر رو برداشتم تا درستش کنم غلطیر پوسته اش ترک خورد و پاشید توی صورتم.
خلاصه... الان یک ساعته که صورتم رو شستم ولی جلوی موهام پاک نشد و دارم و قیچی می چینم :(
کمال گرایی من فقط برای دوران مدرسه جواب می داد. جمعه شب بدون استرس می خوابیدم چون خیالم راحت بود که تمام مباحث جدید تدریس شده طول هفته رو خوندم و تست زدم ولی خب حالا دارم با خودم کنار میام که نمیشه مثل قبل همه کارها کامل و بی نقص انجام بشه.
به این نتیجه رسیدم که زندگی جوریه که اصلا نمیشه تضمین کرد همه چیز تحت کنترله، نگرانی و استرس فقط اوضاع روانی خودت رو بدتر می کنه و باید باهاش کنار بیای.
