fa
Feedback
آنتی پانفارسیسم

آنتی پانفارسیسم

رفتن به کانال در Telegram

نقد مواضع اتنوسنتریسم (قومگرایی) فاشیستی پانفارسی هدف از راه اندازی این کانال، جواب‌دهی به جعلیات دستگاه تبلیغاتی پانفارسیسم و آرشیو آن است. فهرست مطالب: https://t.me/anti_panfarsism/7 استفاده از مطالب، حتی بدون ذکر منبع، بلامانع است.

نمایش بیشتر
307
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
دسامبر '24
دسامبر '24
+42
در 7 کانال‌ها
نوامبر '24
+51
در 6 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+67
در 7 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+60
در 8 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+301
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '240
در 13 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+6
در 6 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
21 دسامبر0
20 دسامبر+2
19 دسامبر0
18 دسامبر+2
17 دسامبر0
16 دسامبر0
15 دسامبر0
14 دسامبر0
13 دسامبر0
12 دسامبر0
11 دسامبر0
10 دسامبر0
09 دسامبر0
08 دسامبر+1
07 دسامبر+1
06 دسامبر+6
05 دسامبر0
04 دسامبر+6
03 دسامبر+21
02 دسامبر+3
01 دسامبر0
پست‌های کانال
📚 اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ✍ دکتر مریم موسوی 📌 ایران کنونی بازمانده قلمرو امپراطوری‌های گذشته است. از قدیم الایام، سکنه این جغرافیا زبان، لباس، موسیقی، ادیان و مذاهب متفاوتی داشته‌اند. برحسب تعریف کلمات ملت و قوم، این تفاوتهای جمعیتی مصداق متفاوتی دارند. با خیس شدن دامن این منطقه به مدرنیسم، رلیجنیسمی (مذهب‌گرایی) که به طور سنتی هویت‌بخش و ضامن تجمیع مردمان، ذیل یک پرچم بود رو به افول گذاشت و برخی را به فکر تئوریزه کردن یک ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) برای این قلمرو انداخت تا خلا نبودن یک هویت جمعی و حس تعلق عمومی در این جغرافیای متکثر پر شود. 📌 آنچه که اتفاق افتاد، دولت - ملت سازی فاشیستی بر مبنی هویت و تاریخ پارس بود و زبانی که در ایران بدان فارسی گفته میشود. اکنون ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) ایرانی، چیزی نیست جز اتنوسنتریسم (قوم‌گرایی) فارسی. تئوریسین‌های این جریان، نه در پرده، بلکه به صراحت از نابود کردن زبان‌های غیر فارسی و آسمیلاسیون اقوام غیر فارس سخن گفته‌اند. سیاست‌های داخلی و خارجی از منظر یک دولت فارس‌گرا تنظیم میشود. 📌 این ایدئولوژی با کودتا ۱۲۹۹ رضاخان و تشکیل حکومت پهلوی، به ایدئولوژی رسمی حکومتی بدل گشته و قدرت سیاسی را به دست گرفت. علی‌رغم اجماع منطق عمومی بر ضرورت داشتن یک زبان میانجی در این جغرافیای متکثر، زبان فارسی نه‌تنها بدون رفراندوم به مردمان ساکن این جغرافیا تحمیل گردید بلکه سیاست‌های آسمیلاسیون جهت تخریب و از بین بردن هویت و زبان اقوام غیر فارس شروع به اعمال شد. هیچ سخنی از زبان میانجی و انتخاب آن در قانون اساسی مشروطه نیست. بلکه متمم قانون اساسی مشروطه، با تدبیر انجمن‌های ایالتی و ولایتی، قصد حفظ ساختار متکثر و غیر متمرکز ممالک محروسه را داشت. 📌 سرانجام رژیم پهلوی ساقط شد. پهلوی بزرگترین ضربه را از همان ترک‌هایی خورد که از روز اول علیه آنها برخاسته بود. آذربایجان، فارغ از جنبش اسلام‌گرای عمومی ایران به رهبری آیت الله خمینی، حساب شخصی خود را با رژیم فاشیست ترک‌ستیز پهلوی تسویه کرد. مجسمه محمدرضا در تبریز به زیر کشیده و لگدمال شد. با انقلاب ۵۷، این موضوعات داغ، به اصل ۱۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی انجامید که تمامی ایرانیان را فارغ از زبان و نژاد و... برابر دانست. در اصل ۱۵ قانون اساسی، زبان فارسی زبان رسمی و مشترک (میانجی) اعلام شد و دولت به تفسیر خود آیت الله بهشتی به تدریس زبان‌های غیر فارسی مکلف گردید. با رای آوردن کل قانون اساسی، این اصل نیز لباس قانون به خود پوشید. 📌 علی‌رغم اینکه مطابق قانون، هیچ منعی برای داشتن فرهنگستان، شبکه‌های سراسری تلوزیونی، رادیویی و روزنامه و... برای اقوام غیر فارس نیست، برخلاف درخواست عمومی، این مطالبات هرگز لباس عمل نپوشید. ممیزی‌های بیرحمانه انتشار آثار غیر فارسی را محدود کرد. اصل ۱۵ قانون اساسی، در آن قسمتی که مربوط به رسمی و میانجی بودن زبان فارسی است جدی گرفته و قسمت مربوط به اقوام غیر فارس، جز برای ارامنه متروک شد. جمهوری اسلامی میتوانست با تکیه بر جهان بینی خودش مبنی بر "انّ اکرمکم" این موضوعات را ریشه کن کند اما نکرد و نهایتا سیاست‌های داخلی و خارجی اصلاح نگردید. 📌 اصل ۱۵ قانون اساسی، خود ناقض و محدودکننده اصل ۱۹ است. این اصل تبعیض‌آمیز حقوق خاصه‌ای چون تحصیل به زبان مادری را تنها برای فارس‌ها در نظر گرفته است. ایران راهی جز حرکت به سوی پلورالیسم و داشتن چند زبان رسمی ندارد. طبعا قانون اساسی نیز نیازمند اصلاح است. امروزه زبان ترکی در تولید محتوای علمی، ادبی و رسانه‌ای، جایگاه منطقه‌ای و بین المللی یک سر و گردن از زبان فارسی بالاتر است. فاشیسم پانفارسی نه‌تنها ترک‌ها بلکه کل ایرانیان را از این ظرفیت محروم کرده است. 📌 هدف از نوشتن این پست، پاسخ به فاشیست‌هایی است که همین اصل حداقلی را هم تحریف میکنند. متن اصل ۱۵ اینچنین است "زبان‏ و خط رسمی‏ و مشترک‏ مردم‏ ایران‏ فارسی‏ است‏. اسناد و مکاتبات‏ و متون‏ رسمی‏ و کتب‏ درسی‏ باید با این‏ زبان‏ و خط باشد ولی‏ استفاده‏ از زبانهای‏ محلی‏ و قومی‏ در مطبوعات‏ و رسانه‏‌های‏ گروهی‏ و تدریس‏ ادبیات‏ آنها در مدارس‏، در کنار زبان‏ فارسی‏ آزاد است‏" 📌 کلمه "آزاد" در این اصل دستاویز تحریف و نقض این حق حداقلی شده است. فارغ از تفسیر آیت الله بهشتی در جلسه بررسی و تصویب قانون اساسی که در کلیپ مشاهده میکنید، باید گفت که نفس قانون برای منع یا ایجاب یک امر است نه مختاریت. اینطور نیست که اگر امری در قانون آزاد شمرده نشود از شما منع شده است. نفس کشیدن حق شماست. در قانون اساسی نیامده است که حق نفس کشیدن آزاد است. صدور یک قانون، در معنای ممنوع یا اجبار کردن یک امر است. لهذا دولت مکلف است به تدریس زبان اقوام غیر فارس، نه مختار. 🆔 @anti_panfarsism

2
بدون متن...
796
3
📚 پان‌غیرفارسیسم! ✍ دکتر مریم موسوی 📌 مارک‌زنی از قدیمی‌ترین تاکتیک‌های سرکوب است. منحصر به موضوعات سیاسی هم نیست. اهل سنت، شیعیان را با چماق رافضی میکوبیدند و شیعیان آنها را با درفش ناصبی! 📌 از مارک‌‌زنی‌های دگرستیزانه فاشیسم در ایران، پان‌غیرفارسیسم است! کافی است که از اقوام غیر فارس باشید و نسبت به تبعیضات قومی معترض! کافی است از اقوام غیر فارس باشید و علاقه‌مند به زبان و ادبیات و تاریخ‌تان! کافی است که دست به نقد دولت ملت ـ سازی فاشیستی در ایرانِ چند قومی و متکثر، بر پایه تاریخ و هویت پارسی و زبان تاجیکی بزنید و ناقد سیاست‌گذاری‌های داخلی و خارجی شوید! فی‌الفور مارک پان‌غیرفارسیسم را بر حسب قومیتتان، علاوه بر مارکهای قوم‌گرا، تجزیه‌طلب و... نوش جان خواهید کرد. 📌 مساله اتفاقی نیست! این رویه فاشیسم برای سرکوب مخالف است. عباس اقبال آشتیانی، از تئوریسن‌های فاشیسم پانفارسی، مینویسد: "تخریب زبان ترکی را با تحریف نام آن به آذری شروع کنید و با تغییر نام مناطق جغرافیایی و در مواردی با تعویض معانی و جلوگیری از نامگذاری اسامی کودکان به زبان ترکی ادامه بدهید. فعالان فرهنگی آذربایجان را با القابی چون تجزیه‌طلب، عامل شوروی، کمونیست و پانترکیست به انزوا بکشید. موسیقی، هنرمندان و لباس آذربایجانی را به تمسخر بگیرید تا حوزه فرهنگی این منطقه احساس حقارت کند" 📌 بگذریم از آنکه امروزه آنقدر "پان" را به زمین و زمان از رئیس‌جمهور و امام جمعه و نماینده مجلس گرفته تا هنرمند و معلم و فعال مدنی و در و دیوار چسباندند که دیگر کارایی تخریبی‌اش را هم از دست داده است. یک ترک در ایران که به دنیا می‌آید، اول پانترک است مگر خلافش را ثابت کند! فعالان مدنی ترک، به شوخی در مقابل مارک زنی "پان‌ترک"، از عبارت "خان‌ترک" و جناس ناقص فی ما بین استفاده میکنند. اما معنی حقیقی پانیسم و مصداق آن در ایران چیست؟ 📌 کلمه پان پیشوندی یونانی در معانی همه، تجمیع و اتحاد است. پان‌اسلامیسم هدف اتحاد مسلمین را حمل میکند. پان‌اسلاویسم به دنبال همگرایی اسلاوهاست. پان‌ترکیسم، پان‌کردیسم، پان‌عربیسم و... نیز به دنبال وحدت در جامعه تعریفی خود هستند. اتحاد فی نفسه بد نیست. آنچه که پانیسم را محکوم میکند، اتحادگرایی آن نیست. جریانات پان غالبا از ابزار غیریت‌سازی و دگرستیزی برای تهییج تعلقات مذهبی، قومی و ملی بهره می‌برند. این تاکید بر خودِ جدا از اغیار، گاه منجر به گرایشات افراطی میشود. 📌 حاکمیت‌های سیاسی مبتنی بر دین یا قومیت خاص، از تحرکات پانیستی گروه‌های جدا از ایدئولوژی حاکمیت احساس خطر میکنند. فی‌المثل، گرایش پان‌اسلامیستی شهروندان مسلمان یک دولت مسیحیت‌محور تنش زا است. بالاخص اگر تبعیضی باشد و زمینه رشد آن را فراهم کند. اگر عدالت و آزادی مذهبی برای همه ادیان و مذاهب یک کشور برقرار باشد، پانیسم مذهبی فرصتی برای رشد ندارد. همین مساله را به پانیسم قومی و ملی تعمیم بدهید. سوال این است که چرا هیچ شخص یا جریان جدایی‌طلب بین فارسی زبان‌ها نیست؟! 📌 تامل کنید! چرا هیچ فارسی زبانی نمیگوید که فلانی‌ها فرهنگستان، مدرسه و امکانات فرهنگی و اقتصادی را برای خود قرق کرده و به دیگران ظلم میکنند؟ لذا برای خلاصی و رسیدن به حقوق شهروندی درجه یک، بایستی کشور فارسستان را تشکیل دهیم! جواب این سوال، علت رشد روز‌افزون واگرایی در میان اقوام غیر فارس را مشخص میکند. چون اساسا ایران و ایرانیت معاصر، برای فارس تنظیم شده است! استقلال چه حقی بر حقوق فعلی‌شان خواهد افزود؟! 📌 در این کشور، فارسی زبان‌ها نیستند که برای احقاق یک حق کوچکی چون داشتن فرهنگستان سالها از مرکز گدایی کنند! فارسی زبانها نیستند که غصه رسمی نبودن زبان و نداشتن مدرسه، دانشگاه و تحصیل به زبان مادری را بخورند. آنها نیستند که در مقام مطالبه حقوق فرهنگی و اقتصادی برابر، انواع مارکها را متحمل و محاکمه شوند. آنها نیستند که برایشان جوک و کلیشه اهانت آمیز ساخته و جهت تخریب هویت جمعی و تسریع آسمیلاسیون به جامعه تزریق شود. به راستی در زمانی که کل ایران و ایرانیت برای آنها تعریف شده است، چرا جدایی‌طلب باشند؟ از چه جدا شوند؟! 📌 مصداق پانیسم در ایران، پانفارسیسم است که از زمان پهلوی قدرت سیاسی نیز دارد. وجه اتحادگرایی آن، از همگرایی زبانی با افغانستان و تاجیکستان هویداست. وجه دگرستیزی آن در منع حقوق اولیه اقوام غیر فارس ایران و سیاست خارجی ضد ترک در منطقه مشهود است. جنبش اتنیسیسم اتنیک‌های غیر فارس در ایران، در مقام مطالبه‌محوری و حق‌خواهی در مقابله با اتنوسنتریسم فارسی ظاهر شده است نه پانیسم قومی و نقض حقوق و تحمیل خود به اتنیک فارس. چگونه میشود که فعالین "برابری‌طلب" اقوام غیر فارس را که در حال مبارزه با تمامیت‌خواهی پانفارسیسم هستند، پان نامید؟ این فرار رو به جلو بی‌شرمانه، درصدد تعویض جای شاکی و متشاکی است. 🆔 @anti_panfarsism
4 283
4
📚 تجزیه‌طلب! ✍ دکتر عقیل دغاقله 📌 کلیشه‌ها چه هستند و چرا خلق و بازتولید می‌شوند؟ کلیشه‌ها به نظام و سیستمی از باورها و پیش‌داوری‌ها گفته می‌شود که درباره گروهی از مردم جامعه (بر مبنای جنسیت، زبان، فرهنگ، قومیت و دین) در ذهن داریم و امکان قضاوت دیگری را فراهم می‌آورد. کلیشه‌ها عمدتا سطحی و فاقد عمق‌اند. ساده هستند و فرد به سرعت آنها را به خاطر می‌سپارد و به سختی تغییر می‌کنند. برای فهم یک کلیشه نژادی یا جنسیتی به عنصر دیگری نیز باید توجه کرد: نرمالیزه‌کردن نظام تبعیض و مشروعیت‌بخشی به انواع نابرابری‌ها. 📌 نابرابری‌ها و ستم‌ها تنها با زور ممکن نمی‌شوند. مشروعیت‌بخشیدن نظام‌های تبعیض‌آلود نیازمند تصوراتی است که انسان‌ها را قانع سازد که آنچه رخ می‌دهد نه تنها بی‌عدالتی و ظلم نیست که عین عدالت، منطق و عقلانیت است. تنها از طریق نرمال جلوه‌دادن یک پدیده غیر نرمال می‌توان آن پدیده را تداوم بخشید. برای مثال عبارت «زن موجودی احساسی است» کلیشه‌ای است که یک بعد (احساس) از شخصیت زنان را به تمامی وجود یک زن و در درجه دیگر به تمامی زنان تعمیم می‌دهد. کارکرد واقعی این کلیشه، محروم ساختن زنان از ایفای نقش‌های مهم در جامعه و مشروعیت‌بخشی به تبعیض سیستماتیک بر معیار جنسیت است. 📌 کلیشه «تجزیه‌طلبی» نیز تبعیض نژادی و قومی را تسهیل، ممکن و نرمالیزه می‌کند. امروزه صحبت از نابرابری‌های قومی در ایران حتی از منظر تخصصی دشوار و به نوعی حوزه ممنوعه است. ممکن است بگویید که برچسب تجزیه‌طلبی بسیار مشخص به فعالیت و گرایش‌هایی گفته می‌شود که برخی افراد برای جدا کردن بخشی از ایران دنبال می‌کنند و مشمول بقیه افراد آن گروه قومی نیست. مشکل اصلی در کلیشه‌ها این است که آنها بسیار انعطاف‌پذیرند و به سرعت قابل تعمیم! وقتی کلیشه «مسلمان تروریست» جا می‌افتد، تبعات آن دامن همه افرادی که از کشورهای مسلمان‌اند (حتی اگر دیندار یا اصلا مسلمان نباشند) را در بر می‌گیرد. بسیاری از سیک‌های هندی صرفا به دلیل عمامه و دستاری که به خود می‌بندند مشمول تبعیض و نژادپرستی قرار گرفته‌اند. 📌 برای فهم خصلت نرمالیزاسیون کلیشه تجزیه‌طلبی، به شکاف میان استفاده از این واژه و پرهیز از طرح مباحث قومی توجه کنید. کسانی که بیشترین میزان استفاده از کلیشه «تجزیه‌طلب» را دارند، افرادی هستند که به هیچ وجه مایل به صحبت در مورد تبعیضات قومی نیستند. اگر خطر تجزیه‌طلبی، آنگونه که مدعیان آن عنوان می‌کنند، جدی است، آنگاه باید درباره آن صحبت کنند. باید به این سوالات پاسخ دهند که چرا گروه‌هایی از مردم کشور به تجزیه متمایل شده‌اند؟ زمینه چنین تمایلاتی چیست؟ آیا ربطی میان رشد «تجزیه‌طلبی» و «نابرابری» وجود دارد؟ اما عبارت «تجزیه‌طلب» دقیقا کارکردی خلاف این راهکارها دارد. «تجزیه‌طلب» مهری است که حتی اجازه بحث در این حوزه‌ها را نمی‌دهد. کارکرد کلیشه «تجزیه‌طلب» نه تنها «نرمالیزه‌کردن تبعیض» بلکه فراتر از آن «تابو کردن» صحبت از تبعیض و ستم است. 📌 بر همین اساس، کلیشه «تجزیه‌طلب» باعث می‌شود تا در مطرح شدن بحث اعتراضات در استان‌های پیرامون، به سرعت «معترض» و «تجزیه‌طلب» به هم دوخته شوند و واکنش‌های بسیار شدیدتری در دستور کار قرار گیرد. موضوع به اینجا محدود نمی‌شود. احتمال دارد شما به عنوان تحلیل‌گر در مورد شهرهای حاشیه تهران بنویسید، اما به آذربایجان یا کردستان یا خوزستان که می‌رسید قلمتان می‌گیرد! اگر در مورد زندانیان می‌نویسید، به پیرامون که می‌رسید سکته می‌کنید! «تجزیه‌طلب» کلیشه‌ای نژادی و خطرناک است که استفاده فله‌ای از این عبارت نژادپرستانه بدون هیچ ممانعت قانونی و اخلاقی تداوم دارد. 📌 نکته آخر اینکه کلیشه «تجزیه‌طلب» خود عامل ایجاد و تقویت گرایش‌های تجزیه‌طلبانه است. تجزیه فرآیندی است که از ذهن شروع می‌شود. زمانی آغاز می‌شود که مردم تصور متفاوتی از یکدیگر پیدا می‌کنند و همدیگر را در یک قایق مشترک نمی‌بینند. این موضوع امری اجتماعی است. در این فضا، تجزیه‌طلبانه‌ترین اقدام را کسانی انجام می‌دهند که با به کار بردن برچسب «تجزیه‌طلب»، مطالبات را به یک تابو تبدیل کنند. احتمالا آنها نیز متوجه هستند که این تابو، شاید گفتگوها را در مقطعی در ساحت عمومی پنهان کند، اما به شکل‌گیری فرایندهای تجزیه ذهنی قوت می‌بخشند. 📌 ماخوذ از مقاله "کلیشه نژادی «تجزیه‌طلبی»" @adagha 🆔 @anti_panfarsism
1 341
5
📚 نظام آموزشی چند زبانه 📌 بعضا سوالاتی از نظام آموزشی و اداری کشورهای دارای چند زبان رسمی مطرح میشود. توضیحات جناب محسن رسو
📚 نظام آموزشی چند زبانه 📌 بعضا سوالاتی از نظام آموزشی و اداری کشورهای دارای چند زبان رسمی مطرح میشود. توضیحات جناب محسن رسولی، هموطن فارس زبانی که فعالیت شجاعانه‌ای در مقابله با فاشیسم پانفارسی دارد را بشنوید. بیش باد! 🆔 @anti_panfarsism
2 353
6
📚 تاریخ، از سال به روز! ✍دکتر مریم موسوی 📌 کلیشه دیگری که بعضا اسباب خنده و تمسخر برخی‌ها را فراهم میکند، طریقه گفتن تاریخ از کل به جزء (سال، ماه، روز) در زبان ترکی است. 📌 در زبان ترکی، هم آدرس هم تاریخ از کل به جزء بیان میشود. بالعکس زبان انگلیسی که آدرس را غالبا از جزء به کل بیان میکنند. یعنی اول طبقه و پلاک را میگویند بعد کوچه، خیابان و منطقه. 📌 تاریخ نیز در زبان ترکی از کل به جزء گفته میشود. یعنی اول سال را میگوییم بعد ماه و بعد روز. برای مثال "مین دؤرد یۆز اۆچۆن ایکینجی آیی‌نېن بئشی" این عکس تاریخ گویی در زبان فارسی است که آن را از جزء به کل بیان میکند "پنجِ دوِ هزار و چهارصد و سه" 📌 علت این امر به تفاوت ترتیب مضاف مضاف الیه و صفت موصوف در زبانهای ترکی و فارسی باز میگردد. در زبانهایی چون ترکی و انگلیسی اول صفت/مضاف‌الیه می‌آید و بعد موصوف/مضاف. این امر در زبانهایی چون عربی و فارسی بالعکس است. 📌 در فارسی میگویند "دوِ آبان". این یک ترکیب اضافی است که اول عدد آمده است. در ترکی میگوییم "قېروْو آیی‌نېن ایکی‌سی". مشاهده میکنید که عدد جزء دوم این عبارت است. 📌 این مسائل به علت عدم آموزش و آشنایی مردم کشور از زبان، فرهنگ، آداب و رسوم یکدیگر و خودحق‌پنداری یک گروه است. در کشورهای دارای چند زبان رسمی، کودکان از همان ابتدا تعامل، احترام متقابل، حقوق مساوی را یاد میگیرند و اغلب به چند زبان از زبانهای رایج کشورشان مسلط‌اند. 🆔 @anti_panfarsism
798
7
بدون متن...
392
8
📚 فقر و ناکامی تحصیلی در پیرامون ✍️ دکتر عقیل دغاقله 📌 میانگین معدل امتحانات نهایی در استان سیستان و بلوچستان ۷-۸ است. در استانهای آذربایجان غربی، خوزستان و هرمزگان ۸-۹ است و در بخش عمده‌ای از دیگر استانهای پیرامون ۹- ۱۰ است. 📌 اگر به نقشه‌ای که در روزنامه فرهیختگان در سال ۱۴۰۲ چاپ شده است نگاه کنید متوجه میشوید که استانهای مرکزی تمام سبز رنگ هستند با معدل بالای ۱۰. البته این نقشه کلی است و اگر بعد طبقاتی را اضافه کنید، مطمئنا طبقات متوسط معدلی بالای ۱۵ دارند و مناطق فقیرنشین حتی در مرکز به زیر ۷-۸ می روند. اما چگونه می شود این نقشه را مشاهده کرد و باز روابط قومی را در آن ندید و از اهمیت آن ننوشت؟ چگونه؟ 📌 شاید گفته شود که فقر همه چیز را توضیح میدهد. قبول! اما دلیل نرخ فقر بالاتر چیست؟ این شکاف در ثروت حداقل باید معکوس میبود. در اروپا که مصدر سرمایه‌داری جهان بوده است، این پیرامون است که مرکز رشد بوده است. دلیل روشن است: تجارت یکی از بنیانهای اصلی گسترش سرمایه‌داری است و هر نقطه‌ای که راه به آبهای آزاد دارد یا نزدیک‌تر به جهان بیرون است امکان رشد بیشتری را دارد. 📌 فرنارد برودول (Fernand Braudel) مورخ فرانسوی در کتاب «تمدن و سرمایه داری» نشان میدهد که چگونه شهرهایی که در کنار دریا بودند به تدریج زمینه را برای تولد و گسترش سرمایه‌داری فراهم آوردند. بدون آن شهرها و شبکه ارتباطاتی که به تدریج برقرار شد تولد سرمایه‌داری ناممکن بود. در آمریکا نیز هر چه به سمت مرکز حرکت میکنید از شمار شهرهای بزرگ، صنعتی و پرجمعیت کاسته میشود. 📌 در جنوب ایران، در قرن ۱۸ و ۱۹، همین روند آغاز شده بود. رشد بندر لنگه خیره کننده بود و محمره (که بعد شد خرمشهر) تبدیل به یکی از بنادر اصلی منطقه شده بود که با بصره (بندر عثمانی‌ها) رقابت میکرد. رشد محمره و بندر لنگه مسیر طبیعی گسترش سرمایه‌داری در ایران بود. اما چه هنگام آن پروژه‌ها متوقف شدند؟ زمانی که مرکزنشینان تشخیص دادند آن مناطق و ساکنان آن غیر ایرانی هستند و باید مستقیما توسط مرکز مدیریت شوند و همه چیزشان «ایرانی» شود. 📌 مردم بومی را کنار زدند: آنها را به «دیگری» درون بدل کردند و خود به جای آنان نشستند.  این فقط در جنوب نبود. در همه جای  ایران داستان  توسعه سرمایه‌داری به شکل معکوس رخ داد. شهرهای بندری و نقاط جغرافیایی که راه به خارج داشتند فقیرتر شدند. و مناطق مرکزی کویری رشد کردند و نام این پروژه را رشد نامتوازن گذاشتند. 📌 خیر! نام این، رشد نامتوازن نیست. این رشد استعماری است! هنگامی که منطقه‌ای که هم آب دارد،  هم بالای ۹۰ درصد نفت و گاز، هم بر سواحل خلیج فارس است و به آبهای آزاد نیز دسترسی دارد در قعر فقر برود و در عوض شهرهای مرکزی کویری رشد کنند و تفاوت این دو با عنصر قومیت نیز ترکیب شده باشد، دیگر نمی توان از رشد نامتوازن گفت. بلکه باید به صراحت از استعمار درونی حرف زد. تنها از این راه است که می توان این درد را درمان کرد. آری، اگر آموزش با فقر مرتبط است، فقر و شکاف اقتصادی مرکز - پیرامون نیز ناشی از روابط قومی است که به شکل تاریخی بنیان گذاشته شد. 📌 اما فقر تنها عامل نیست. تفاوتهای زبانی و فرهنگی نیز به هزار شکل تبدیل به ناکامی در تحصیلات میشوند. بدون «آموزش به زبان مادری» کودکان قادر نیستند در همان مراحل اولیه زندگی با درس ارتباط برقرار کنند و از نظر آکادمیک ناموفق میشوند. اگر از پیرامون باشید این را تجربه کرده‌اید. لهجه همچنین باعث میشود تا معلم از همان روز اول از دانش‌آموز ناامید شده و حس عدم اعتماد به نفس و ناکافی بودن را در کودکان تزریق کند. 📌 یادم می‌آید، در سال اول راهنمایی برای ثبت‌نام در مدرسه در محله‌ای بهتر از جایی که زندگی میکردم اقدام کرده بودم. رد شدم! تنها به این دلیل که نتوانستم فارسی را خوب صحبت کنم. حس منفی ناشی از آن باعث شد تا فارسی را تمرین کنم. با صدای بلند کتاب بخوانم. تقلید کنم. بعد که به مدرسه راه یافتم تفاوت میان خود و دانش آموزانی که اکثر فارس بودند را مدام احساس میکردم. اما مگر چند نفر این راه را میروند؟ در حقیقت، بسیاری از همان ابتدا قید درس را میزنند یا میمانند و معدل جمعی کمتر از ۸ را شکل می دهند. 📌 سوگیری به فردی که لهجه دارد نیز باعث میشود تا سرمایه‌گذاری لازم را بر دانش‌آموزی که زبان فارسی نمیداند انجام نشود. در کشوری که بر سواد رئیس جمهورش به دلیل لهجه ترکی علامت سوال میگذارند، میتوان تصور کرد که دانش‌آموز مقطع ابتدایی و استعدادهای او را به دلیل لهجه ترکی چگونه ارزیابی میکنند. 📌 این نقشه برای هر انسان منصفی کفایت میکند تا اهمیت روابط قومی را در کشور متوجه شود. اگر باز شک دارند میتوانند کمک کنند و از دولت جدید بخواهند تا سوال زبان مادری را در سرشماری‌ها بگنجانند. @adagha 🆔 @anti_panfarsism
1 130
9
بدون متن...
383
10
📚 تراکتور یا تیراختور؟ ✍ دکتر مریم موسوی 📌 هر زبانی قواعد آوایی مختص خود را دارد. طبعا کلمات خود آن زبان، از این قواعد آوایی تبعیت میکنند لکن لغات دخیل دیگر زبان‌ها ممکن است مطابق قواعد آوایی زبان مقصد نباشد. 📌 نکته اینجاست که اگر تلفظ لغت دخیل، مطابق قواعد آوایی زبان مقصد نباشد تلفظ تغییر میکند. برای مثال، کلمات غیر عربی دخیل در زبان عربی، مطابق قواعد آوایی دستگاه تکلم عربی تلفظ میشوند نه زبان مبدا. عربها تلفظ لغات دخیل در زبانشان را عربیزه (به قول خودشان مُعَرّب) میکنند. 📌 این قاعده بر تمامی زبانها حاکم است. دستگاه تکلم زبان فارسی، تلفظ لغات دخیل غیر فارسی را فارسیزه میکند. کلمات محمد، عباس، اقتصاد، قاضی و... عربی‌اند. قطعا قبول دارید که تلفظ این کلمات حین تکلم به فارسی، با تلفظ این کلمات در زبان عربی متفاوت است. هم از لحاظ ادا صامت‌ها و هم مصوت‌ها. این قاعده بر لغات ترکی چون قاشېق، قابلاما، توْپ و... نیز اعمال میشود. 📌 زبان ترکی از معدود زبان‌های ملودیک دنیا است. بخش مهمی از دستور زبان ترکی بر مبنی قواعد آوایی و هماهنگی مصوت‌هاست. قواعد آوایی دستگاه تکلم زبان ترکی بسیار سخت‌گیر است. هر کلمه غیر ترکی برای بکار رفتن در این زبان، بایستی از فیلتر قواعد آن عبور کند و ترکیزه شود. برای مثال، اگر تلفظ لغت عربی "انتشار" حین تکلم به فارسی، فارسیزه میشود؛ تلفظ این کلمه عربی حین تکلم به ترکی، ترکیزه شده و "اینتیشار" تلفظ میگردد. 📌 مثال بعدی، کلمه "کتاب" است. تلفظ این کلمه عربی در زبانهای عربی و فارسی یکسان نیست. طبعا تلفظ این کلمه حین عبور از دستگاه تکلم زبان ترکی، ترکیزه شده و "کیتاب" تلفظ میشود. مساله اینجاست که رسم الخط زبان ترکی چه با الفبای عربی چه لاتین، فنوتیکال است. یعنی کلمات آنگونه که تلفظ میشوند نوشته میشوند و هرچه نوشته شود خوانده میشود. اینطور نیست که ما "خواهر" بنویسیم و "خاهر" بخوانیم. ما حین نوشتن نیز "اینتیشار" و "کیتاب" مینویسیم چون اینگونه تلفظ میکنیم. 📌 ترکیزه کردن لغات غیر ترکی دخیل در زبان ترکی، توسط مجمع یا فرهنگستان انجام نمیشود. این قواعد نامرئی در دستگاه تکلم همه ترکها تعبیه شده است و به صورت ناخودآگاه به کار میروند. این قواعد توسط افراد مسن فاقد تحصیلات به علت عدم آشنایی با زبانهای دیگر به شدت اعمال میشوند. برای مثال، به علت عدم شروع هیچ کلمه ترکی با حرف "ر"، این عزیزان نمیتوانند کلمات دخیلی که با این حرف شروع میشوند را تلفظ کنند و لاجرم مصوتی به ابتدای آن اضافه میکنند. برای مثال به "رادیو" میگویند "ایرادیو" 📌 کلمه‌ای که باعث نوشتن این متن شد، "تیراختور" بود. تلفظ کلمه "tractor" در زبان انگلیسی "تراکتور" نیست! "تراکتور" فارسیزه شده تلفظ این کلمه است. طبعا این کلمه در زبان ترکی مطابق با قواعد آوایی خودش تلفظ خواهد شد. ما این کلمه را "تیراختور" تلفظ میکنیم و لذا "تیراختور" مینویسیم. 📌 گاه من سخنان خبرنگاران و مجریان رادیو و تلوزیون را میشنوم که اصراری عجیب بر عدم رعایت این قاعده زبانی دارند. آنها حین صحبت به ترکی، کلمات عربی را با تلفظ فارسی ادا میکنند! برای مثال، همان کلمه عربی "انتشار" را حین تکلم به ترکی، با تلفظ فارسی "اِنتِشار" ادا میکنند. جالب اینکه تلفظ ترکی آن (اینتیشار) به تلفظ عربی (اینتیشَـــــٰـر) نزدیک‌تر است! 📌 در عجیب و خنده‌دار بودن این اقدام، همین بس که فرض کنید کسی حین فارسی صحبت کردن، به هر کلمه عربی، ترکی، انگلیسی و... که میرسد آن را بر حسب تلفظ زبان مبدا ادا کند! خنده‌دارتر این است که این عزیزان حین صحبت به ترکی، کلمات غیر ترکی را نه حتی با تلفظ زبان مبداشان بلکه با تلفظ فارسیزه شده ادا میکنند. کسی نیست سوال کند که چرا شما حین تکلم به ترکی، قواعد این زبان زیبا را زیر پا میگذارید؟ حتی اگر لغت فارسی باشد، حین تکلم به ترکی باید تلفظ ترکیزه شده‌اش را به کار ببرید. 📌 نمیدانم ناشی از بی اطلاعی و تصمیم خودشان است یا ابلاغ فرهنگستان فارسی. هرچه که هست ایرادی مضاعف بر ایراداتی چون مخزن لغات ضعیف و اشکالات فاحش گرامری می‌باشد. در مورد فرم نوشتاری "تُرک یا تورک" به متن مربوطه در کانال مراجعه کنید. 🆔 @anti_panfarsism
828
11
بدون متن...
378
12
📚 حاکمیت هخامنشیان بر نیمی از جهان! ✍️ دکتر مریم موسوی 📌 وسیع‌ترین قلمرو حکومتی در طول تاریخ بشر، مربوط به امپراطوری بریتان
📚 حاکمیت هخامنشیان بر نیمی از جهان! ✍️ دکتر مریم موسوی 📌 وسیع‌ترین قلمرو حکومتی در طول تاریخ بشر، مربوط به امپراطوری بریتانیاست که ۱۳.۷۱ درصد از مساحت زمین را شامل میشود. 📌 وسعت قلمرو هخامنشیان (۵.۵ میلیون کیلومتر مربع) را بر وسعت قاره آسیا (۴۴.۶۱۴ میلیون کیلومتر مربع) تقسیم کردیم و عدد ۱۲.۳۲ درصد بدست آمد! وسعت قلمرو این حکومت، نصف آسیا هم نیست! 📌 مشاهده پست اصلی بررسی این ادعا 📌 آن نهضت روایت‌گری که جناب ضرغامی فرمودند که هنوز شروع نشده، به انتهای خود رسیده است! عصر ارتباطات و فضای آزاد گردش اطلاعات دیگر اجازه اشاعه اکاذیب پانفارسیستی را نمیدهد. 📌 تفرقه در جامعه، ناشی از تمامیت‌خواهی و دیگرستیزی پانفارسیسم است که اینچنین ترهاتی را به زبان امثالکم انداخته است. بیمه کجا بود جناب ضرغامی؟! چرا خودتان را مضحکه میکنید؟ کذب محض را آن قدر تکرار میکنند که کسی در دروغ بودنش شک هم نکند. شما مسیری را برای حل تفرقه پیشنهاد کردید که خود باعث تفرقه بوده است. 🆔 @anti_panfarsism
924
13
📚 تُرک یا آذری؟ ✍️ دکتر مریم موسوی 📌 کلمه آذری مخفف کلمه آذربایجانی است. همچنان که خوزی مخفف خوزستانی است. "ی" انتهای این کلمه، "ی" نسبت است. آذربایجانی یعنی منسوب به آذربایجان. خراسانی یعنی منسوب به خراسان. شیرازی یعنی منسوب به شیراز. 📌 این منسوبیت‌ها، منسوبیت‌های جغرافیایی هستند و ربطی به اتنیسیتی (قومیت) ندارند. یک خراسانی میتواند ترک، کرمانج، تات و... باشد. یک شیرازی میتواند ترک باشد و دل از حافظ برباید! یک آذری (آذربایجانی) نیز میتواند ترک، کرد، تات و... باشد. بین آذری بودن و ترک بودن دو قطبی نیست! همچنان که برخی از مردم ترکیه، آذربایجانی‌ها را مخففا آذری میخوانند. 📌 در متون تاریخی بالاخص متون عربی، کلمه آذربایجان به صوری چون آذربیجان، آذربیجیّه و منسوبین به آن را به اشکالی چون آذربیجیّ و آذریّ ضبط کرده‌اند. این کلمات بین محاوره عموم مردم ایران، چه آذربایجانی‌ها و چه غیر، چندان متداول نبود. همچنان که در کلیپ مشاهده میکنید، از این اشخاص مسن میخواهند که آذری حرف بزنند و آنها جواب میدهند که بلد نیستند. هنگامی که از آنها خواسته میشود ترکی حرف بزنند جواب میدهند، الان که دارم ترکی حرف میزم! این چه درخواستی است؟! 📌 غیر ترک‌ها نیز در ایران، آذربایجانی‌ها را ترک خطاب کرده و میکنند. جوک و کلیشه‌هایی که توسط دستگاه تبلیغاتی پانفارسیسم به اجتماع تزریق شد، هویت ترکی را هدف قرار میدهد. کسروی این کلمه را نساخت بلکه آن را از منابع تاریخی بیرون کشید و به نفع پانفارسیسم مصادره کرد. آنها بدین کلمه لباس آریایی پوشاندند و در تقابل با هویت ترکی به جامعه تزریق کردند. دو قطبی سازی از مفاهیم ترک و آذری محصول پهلوی و شوروی است. و الا هیچ دو قطبی بین اتنیسیتی و جغرافیا نیست. 📌 ترک‌ستیزان به این دو قطبی بسیار علاقه‌مندند. ارگان تبلیغاتی داشناکسیون (حزب افراطی ارمنی) در ایران، صفحات اینترنتی به نام آ.ذ.ر.ی.ه.ا (بخوانید ارمنی‌ها) راه اندازی کرده و خود را رسانه‌ای از طرف آذربایجان معرفی میکند. از طرفی مطالب تحت پوشش آنها تماما ضد ترک و ضد آذربایجان است. جالب اینکه در بحبوحه جنگ قاراباغ، مطالبی به زبان و الفبای ارمنی پخش کرده و همچون ستون پنجم ارمنستان، جو عمومی ایران را به آن سوی مخابره میکردند! 📌 فعالین مدنی ترک بجای دامن زدن به این دو قطبی، بایستی با گرفتن این کلمه از دست ترک‌ستیزان با آن مقابله کنند. همچنان که ترکِ خراسان، ترک است و خراسانی؛ همچنان که ترکِ شیراز، ترک است و شیرازی؛ ما نیز ترک هستیم و آذری. آذری مخفف آذربایجانی است و یک منسوبیت جغرافیایی؛ همین! این موضع هم مطابق با تعریف کلمه است و هم عقلانی. این دو قطبی را هم خنثی میکند. گاه برخی از فعالین، این کلمه را به کل جعلی و ساختگی میخوانند. آنها هم با آوردن تکه سندی از متون عربی یا محاوره مردم ترکیه خود را محق جا میزنند. 📌 اما در مورد اسم زبان باید گفت که تسمیه دقیق اسامی زبان‌ها، با منسوبیت به اتنیسیتی اتفاق می‌افتد نه جغرافیا. اگر بگوییم زبان خراسانی، مشخص نیست زبان ترکی را میگوییم یا زبانهایی چون کرمانجی یا تاتی. اگر بگوییم زبان عراقی مشخص نیست زبان مد نظر عربی است یا زبانهایی چون ترکی یا کردی. همین اشکال بر عبارات "زبان آذربایجانی" و "زبان آذری" نیز وارد است. 📌 آیا زبان ترک‌ها در شیراز، شیرازی است و در خراسان، خراسانی؟! زبان ترک‌ها از آذربایجانی‌هایش گرفته تا خراسانی، شیرازی و.. ترکی است. اینکه در قانون اساسی جمهوری آذربایجان به تاثر از تفکرات شوروی، این زبان را زبان آذربایجانی نامیده‌اند این غلط را تصحیح نمیکند. گاه زبانمان توسط معدودی از نویسندگان چون جناب زهتابی، زبان آذربایجانی (آذری) خوانده شده است که این عزیزان نیز سو‌ نیتی نداشته‌اند. شاید آن موقع، این دو قطبی چندان اهمیت نداشت. 📌 مخلص کلام اینکه، آذری مخفف آذربایجانی است و یک منسوبیت جغرافیایی. در مورد اسم زبان، زبان ترک‌ها فارغ از جغرافیای سکونتشان ترکی است. اگر میخواهیم به لهجه مورد تکلم نیز اشاره کنیم، میتوان از عباراتی چون "ترکیِ اردبیل"، "ترکیِ اورمیه" و... یا در مقیاسی بزرگتر، "ترکیِ آذربایجانی"، "ترکیِ خراسانی"، "ترکیِ خلجی" و... استفاده کرد. 🆔 @anti_panfarsism
1 310
14
بدون متن...
466
15
📚 ژن و قومیت ✍ دکتر کریم علیزاده 📌 هویت قومی هیچ کسی یا هیچ گروه اجتماعی در ژن‌هایشان حک نشده است. قومیت یک مقوله فرهنگی است و توسعه، تراکم یا توزیع جغرافیایی یک قوم را نمیتوان با مطالعات ژنتیکی مشخص کرد. خصوصیات و مقولات فرهنگی با خصوصیات و مقولات زیست شناختی بطور ماهوی متفاوت از هم‌اند. 📌 به زبان ساده و بدون وارد شدن به جزئیات فنی، خصوصیات زیست شناختی انسانها (جنسیت، رنگ پوست، نوع مو، رنگ چشم، خصوصیات ریخت شناختی...) همه از طریق ژنها و از نسلی به نسلی دیگر (از والدین به اولاد) منتقل میشوند و مکانیزم‌های انتقال، توزیع جغرافیایی، تغییر فراوانی و تراکم خصوصیات زیستی نیز همه مکانیزم‌های زیست شناختی هستند. این در حالی است که خصوصیات فرهنگی همه از طریق یادگیری و پروسه اجتماع پذیری و فرهنگ پذیری منتقل و یا کسب میشوند. 📌 بطور مثال، فرزندان بعد از تولد دین و مذهب را از طریق والدین یاد میگیرند و در پروسه رشد هویتی، زبان مادری، آداب و رسوم فرهنگی و از طریق پروسه اجتماع پذیری و فرهنگ پذیری هویت قومی‌شان شکل میگیرد. اینها هیچکدام در ژن‌های فرزندان حک نشده و همه بعد از تولد کسب شده‌اند. آنچه مطالعات فرهنگی را خیلی پیچیده‌تر از مطالعات ژنتیکی میکند همین مکانیزم یادگیری است. 📌 این بحث مفصل است و جوانب زیادی دارد و نمی توان همه این جوانب را در اینجا توضیح داد ولی بطور کلی باید بگویم که هویت‌هایی که منشاء فرهنگی دارند تغییرپذیرند، میتوانند سیال باشند، زمانمند و مکانمند هستند. حتی ممکن است موقعیتی باشند (situational)، ممکن است خیلی قدیمی و تاریخی و مقاوم در برابر تغییرات باشند ولی در عین حال این قابلیت را هم دارند که در زمان کوتاهی تغییر کنند. 📌 نسبت و رابطه ژن و قومیت را شاید با یک مثال بهتر بتوان توضیح داد. مطالعات ژنتیکی نشان میدهد که در سرزمین فلسطین، جمعیت بومی عرب مسلمان و جمعیت بومی یهودی (نه آنهایی که در یک قرن اخیر از اروپا به آنجا مهاجرت کرده اند) از نظر ژنتیکی قرابتهای خیلی زیادی با هم دارند بطوریکه هر دوی آنها بطور مساوی از نظر ژنتیکی از نوادگان کنعانیان محسوب میشوند. به زبان ساده تر، یهودیان و اعراب همچون برادران و خواهران یکدیگر هستند. 📌 هرچند از دیدگاه یک فرد بیرونی نیز قرابتهای زیادی هم بین اینها دیده میشود ولی این دو گروه اجتماعی خود را دو قوم متفاوت میدانند که آداب و رسوم فرهنگی و مناسک دینی و مذهبی متفاوتی دارند که اتفاقا در یک محیط جغرافیایی با هم زندگی میکنند. مشابه این وضعیت را میتوان در جنوب قفقاز و بین ترک‌های مسلمان آذربایجان، ارامنه مسیحی ارمنستان و گرجی‌های مسیحی گرجستان نیز مشاهده کرد. 📌 دو سال قبل مقاله‌ای منتشر شد که در آن با انجام مطالعات ژنتیکی بین گروهی از مردمان ساکن در تبریز به این نتیجه رسیدند که ترکهای ایران از نظر ژنتیکی با کردها و بقیه مردمان نواحی همجوار [گرجستان، ارمنستان و...] قرابت دارند. این نتیجه برای کسی که با مطالعات ژنتیکی آشنایی دارد به هیچ وجهی دور از انتظار و تعجب آور نیست. تعدادی از کانالها در شبکه‌های اجتماعی این مقاله و نتایج ژنتیکی آن را مورد سو استفاده قرار داده‌اند و با تیترهای گمراه‌کننده مدعی‌اند که "آذری‌ها ترک نیستند" 📌 یکی از دوستان در این رابطه سوال کرد و از من توضیح خواست. تصمیم گرفتم مطلب فوق را بنویسم و نشان دهم هیچ ژنی نمیتوان پیدا کرد که محققین روی آن دست بگذارند و بگویند که این ژن شاخصه قوم ترک است، فلان ژن شاخصه قوم کرد و بهمان ژن شاخصه قوم فارس و... است. نشان دادن اینکه مردمان مختلف از نظر ژنتیکی با هم قرابت دارند نافی تفاوتهای آنها نیست و بدین معنی نیست که اینها یک قوم هستند. هیچ احدی نباید به خودش اجازه دهد که هویت قومی کسی یا گروهی را انکار کند. 📌 همانطور که اویغورها از شمال غرب چین یا مردمانی از آسیای مرکزی یا افغانستان ممکن است هویت قومی خود را ترک معرفی کنند، قشقایی‌های ساکن حوالی تخت جمشید و نقش رستم هم میتوانند قومیت خود را ترک معرفی کنند. آذربایجانی‌ها در شمال غرب ایران، مردمان غربی‌ترین نقطه کشور ترکیه، بخشی از مردم بلغارستان و مولدوا و حتی مردم کشور مجارستان در شرق اروپا هم میتوانند قومیت خود را ترک معرفی کنند و اینها همه شدنی است. قومیت یک مقوله فرهنگی و هویتی است و قلمرو قومی با خصوصیات ژنی تعیین حدود نمیشود. @archaeologicalanthropology 🆔 @anti_panfarsism
1 009
16
📚 تُرک یا تورک؟ ✍️ دکتر مریم موسوی 📌 در دنیا صدها زبان تکلم میشود لکن تعداد الفباهای موجود انگشت شمار است. همچنان که زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و... از الفبایی ماخوذ از الفبای لاتین بهره میبرند، ملل مسلمان نیز غالبا زبانشان را با الفبایی ماخوذ از الفبای عربی مینویسند. 📌 همچنان که "گچ‌پژ" به حروف الفبای عربی اضافه شد تا زبان‌هایی چون فارسی (تاجیکی) راحت‌تر نوشته شوند، حروفی چون "ۆ" به این الفبا اضافه شده است تا زبان ترکی را با آن راحت‌تر نوشت. به طریق مشابه، پشتون‌ها، کردها و... نیز از الفبایی ماخوذ از الفبای عربی که متناسب با زبانشان شده است استفاده میکنند. 📌 امکان دارد که املا یک کلمه واحد، در رسم الخط ترکی، فارسی، کردی و... با الفبای عربی، با یکدیگر متفاوت باشد. این طبیعی است. در رسم الخط ترکی چه با الفبای عربی چه لاتین، تمامی مصوت‌ها نوشته میشوند. درحالیکه در رسم الخط فارسی با الفبای عربی، مصوت‌های فتحه، کسره و ضمه غالبا نوشته نمیشوند. 📌 برای مثال، "کتاب" یک کلمه عربی است. رسم الخط ترکی چه با الفبای عربی چه لاتین، فنوتیکال است. یعنی هرچه نوشته شود خوانده میشود و هرچه تلفظ شود نوشته میشود. ما این کلمه را "kitab" تلفظ میکنیم. لذا آن را "کیتاب" مینویسیم. 📌 تلفظ کلمه مورد بحث، نه "Tork" است و نه "Turk". تلفظ این کلمه "Türk" میباشد. مصوتی است که در زبان‌هایی چون عربی و فارسی نیست. در ترکی نویسی با الفبای عربی و لاتین، این مصوت به ترتیب با علائم "ۆ" و "ü" نشان داده میشود. مختص این کلمه هم نیست. در ترکی به "بالا" میگوییم "اۆست". 📌 فرم نوشتاری صحیح برای این کلمه، "تۆرک" و "Türk" میباشد. حال کیبورد برخی از عزیزان فاقد آن علامت هفت شکل به روی حرف واو است. لذا به ناچار "تورک" مینویسند. سوال اینجاست که حین فارسی نویسی با الفبای عربی، این کلمه را چگونه بنویسیم؟ 📌 بایستی به فرم نوشتاری آن کلمه در آن زبان توجه کنیم. شکل تاریخی املای این کلمه در عربی و فارسی، "تُرک" میباشد. نکته اینکه، رسم الخط وحی منزل نیست! رسم الخط زبان عربی در طول تاریخ بارها عوض شده است. رسم الخط زبان فارسی به تبع اصلاحات فرهنگستان در صده اخیر نیز تغییرات بسیاری داشته است. 📌 برخی‌ها به علت اشتباه نشدن کلمه "تُرک" با کلمات "تَرک"، "تَرَک" و "تِرَک" ترجیح میدهند حین فارسی نویسی نیز آن را به شکل "تورک" بنویسند. عزیزان کُرد نیز به علت اشتباه نشدن کلمه "کُرد" با فعل "کَرد"، حین فارسی نویسی تمایل به شکل املایی "کورد" دارند. گویا فرهنگستان فارسی نیز اشکال "تورک" و "کورد" را به عنوان کلمات دو املایی به رسمیت شناخته است. ناگفته نماند که دو املای "آذربایجان" و "آزربایجان" نیز صورت تاریخی دارد و این لغت همچون "طوس" و "توس" دو املایی است. 🆔 @anti_panfarsism
840
17
بدون متن...
370
18
📚 اقوام یا ملل ایران؟ «تعاریف مفهوم ملت» ✍ دکتر مریم موسوی 📌 کلمه ملت، کلمه‌ای عربی است. در خود زبان عرب، گاه در معنی دین و عقیده، گاه در معنی پیروان آن مورد استفاده قرار گرفته است. تبادل غیر افراطی لغات بین زبان‌ها امری عادی است. این کلمه وارد زبان‌های فارسی، ترکی و... نیز شده است. در اثر تبادل بین زبانی لغات، گاه معنای کلمه‌ای در زبان مقصد، متفاوت از زبان مبدا میشود. در بحبوحه مدرنیسم در ایران، کلمه ملت معادل nation ایفای نقش میکند. حال اینکه در خود زبان عربی، کلمه "شعب" بدین نقش میپردازد. 📌 در علوم سیاسی، nation و معادل آن یعنی ملت، تعریف واحدی نداشته است. در برخی تعاریف، فاکتورهایی چون زبان، رسوم و... بسیار مهم است. مردمانی که زبان، سنت، رسوم، جغرافیا و آمال خاص خود را دارند یک ملت را تشکیل میدهند. چه دولت تشکیل داده باشند چه نه. بر مبنای این تعریف، ایران کشوری کثیر المله است که از ملل ترک، فارس، کرد، لر، عرب، بلوچ و... تشکیل شده است. 📌 از طرفی، در تعاریف مدرن و متاخر کلمه ملت، این کلمه بار حقوقی دارد و به اتباع یک دولت فارغ از تمایزات گروه‌های زیر مجموعه اطلاق میشود. در صورت مبنا قرار دادن تعریف حقوقی کلمه ملت، ایران ملتِ واحدی دارد که جوامع تُرک، فارس، کُرد، لر، عرب، بلوچ، گیلک و... ethnic (اتنیک) یا معادلش یعنی قوم، محسوب میشوند. در این مبنی، ایران کشوری کثیر القوم است. 📌 اغلب مناقشاتی که در فضای مجازی بر سر کلمات ملت و قوم شکل میگیرد ناشی از مشخص نکردن تعریف مد نظر از این کلمات و وجه صدق آنهاست. ملت یا قوم فرقی نمیکند. مشکل که کلمات و تعاریفشان نیست. مشکل تبعیض، فاشیسم و دگرستیزی است. 📌 در یک خانواده نیز، اگر زن و مردی بجای احترام متقابل، قصد تحمیل علایق، نظرات و تفکرات خود به دیگری و فرزندان داشته باشند، فروپاشی آن خانواده دور از انتظار نیست. چه رسد به یک کشور متکثر، با جمعیت میلیونی گروه‌های زیرمجموعه و استقلال زبانی، هویتی و جغرافیایی‌شان از هم. ایران بایستی به سوی پلورالیسم (تکثرگرایی) و داشتن چند زبان رسمی حرکت کند. 🆔 @anti_panfarsism
1 148
19
همراهان گرامی 📌 یک ماه از شروع فعالیت ما گذشت و امروز تعداد اعضا به ۲۲۰ نفر رسید. رویه ما این نبوده و نیست که روزانه پست‌هایی کوتاه با هدف جذب مخاطب ارائه کنیم. شاید مدتی مطلب نگذاریم. شاید یک پست طولانی باشد تا حق مطلب ادا شود. 📌 چنل بدون اعضای اولیه فیک شروع به کار کرد. ویو تمامی پست‌ها، حتی پست‌های ابتدایی، از تعداد اعضای فعلی نیز بیشتر است. رکود دست پست خود مغول پنداری است (بیش از 3.5K) که علامت تکدر خاطر عمومی ترک‌ها از این حمله ترک‌ستیزان است. 📌 باری این ماییم که نبایست اجازه دهیم تا فاشیسم ترک‌ستیز با جوک و کلیشه، تحقیرها، تمسخرها و اهانت‌ها با روح و روان نوجوانان ما بازی کند. بعضی پست‌ها، در کانال‌های همراهان ویو بیشتری داشته است. پست مربوط به اسلم الترکی القزوینی، در یکی از کانال‌ها بیش از 12K بازدید شده است. 📌 هدف ما این است که موضوعات و کلیشه‌های دستگاه تبلیغاتی پانفارسیسم را رصد کنیم و همراه با جواب در کانال قرار دهیم. این کلیشه‌ها روزانه بارها و بارها از زبان مسئولین، صدا و سیما، صفحات مجازی، کتب درسی و... تکرار میشوند. 📌 بر شما همراه جدید لازم است یک دور تمامی مطالب را مطالعه کنید تا از موضوعات ارائه شده اطلاع داشته باشید. سپس هر وقت که نیاز شد (مثل زمان‌هایی که حین بحث هستید) به مطالب رجوع کنید و بجای صرف وقت برای تایپ، از مطالب استفاده کنید. این فهرست همچون جعبه ابزار شما در مقابله با پانفارسیسم است. 📌 در به اشتراک گذاری مطالب و معرفی چنل، خصوصا به جوانانی که تازه وارد جبهه مدافعه از خود در برابر فاشیسم شده‌اند، کوشا باشید. ما برای نوشتن وقت و انرژی صرف میکنیم. چه بهتر که این مکتوبات توسط افراد بیشتری مطالعه شوند. با تشکر. مریم موسوی
490
20
📚 قوم‌گرایی ✍ دکتر مریم موسوی 📌 ایران کنونی بازمانده قلمرو امپراطوری‌های گذشته است. از قدیم الایام، سکنه این جغرافیا زبان، لباس، موسیقی، ادیان و مذاهب متفاوتی داشته‌اند. برحسب تعریف کلمات ملت (nation) و قوم (ethnic) ، این تفاوتهای جمعیتی مصداق متفاوتی دارند. 📌 با خیس شدن دامن این منطقه به مدرنیسم، رلیجنیسمی (مذهب‌گرایی) که به طور سنتی هویت‌بخش و ضامن تجمیع مردمان، ذیل یک پرچم بود رو به افول گذاشت و برخی را به فکر تئوریزه کردن یک ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) برای این قلمرو انداخت تا خلا نبودن یک هویت جمعی و حس تعلق عمومی در این جغرافیای متکثر پر شود. 📌 آنچه که اتفاق افتاد، دولت - ملت سازی فاشیستی بر مبنی هویت و تاریخ پارس بود و زبانی که در ایران بدان فارسی گفته میشود. اکنون ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) ایرانی، چیزی نیست جز اتنوسنتریسم (قوم‌گرایی) فارسی. تئوریسین‌های این جریان، نه در پرده، بلکه به صراحت از نابود کردن زبان‌های غیر فارسی و آسمیلاسیون اقوام غیر فارس سخن گفته‌اند. سیاست‌های داخلی و خارجی از منظر یک دولت فارس‌گرا تنظیم میشود. 📌 به علت جمعیت پایین، ایران سنگری است که این جریان پشت آن پنهان میشود. ایران کلیتی است که در ورای آن، هر نوع تکثر و عدالت قومی را با تکبیر "همه ایرانی هستیم" سر میبرند و همین ایرانیت را به نفع فارس مصادره میکنند. بزرگترین خیانت به ایران و ایرانیت و منزجر کردن اتنیک‌های غیر فارس از ایرانی بودنشان توسط این جریان انجام شده است. 📌 آنتونیو گرامشی در زمینۀ تئوریزە کردن مفاھیم کلیدی ھمچون ھژمونی و جنگ قدرت بە خوبی توضیح داده است کە چگونە جنبە‌ھای سیاسی نظامی و اقتصادی قدرت با جنبە‌ھای فرھنگی و زبانی ھمراە می‌شوند و از طریق جامعە مدنی، سیستم‌ھای تعلیم و تربیت، ادبیات رسمی و غیر ‌‌‌‌رسمی و رسانەھای عمومی در استقرار و استحکام ھویت گروە حاکم بە مثابە ھویتی غالب، طبیعی، کاملا صحیح و عاری از عیب و نقص خود را نشان می‌دھند. 📌 مسئلەای کە بە این هژمونی کمک میکند، مزیت نامرئی بودن اتنیک در قدرت است. بر همین اساس پانفارسیسم‌ خود را پشت نقاب ایران، ایرانیت، پان‌ایرانیسم و ملی‌گرایی پنهان نموده و در حالی که تمامیت‌خواهانه از حقوق زبانی، فرهنگی، هویتی و قومی برخوردار است، زمینه‌ی استعمار داخلی و تضییع حقوق فرهنگی، سیاسی و اقتصادی اتنیک‌های غیر فارس را فراهم می‌کند. 📌 اتنوسنتریسم توسط قوم در قدرت انجام میشود نه مبارزین با آن. چگونه اتنیک‌های غیر فارس در ایران میتوانند قوم‌گرا باشند؟ با چه قدرتی؟ با چه تشکیلاتی؟ قوم‌گرایی صفت خود پانفارسیسم است که  به مخالفینش میزند. فرار رو به جلویی بی‌شرمانه که جای شاکی و متشاکی را عوض میکند. 📌 قوم‌گرا آن جریانی است که اسامی جغرافیایی غیر فارسی را تحریف و فارسیزه میکند. قوم‌گرا آن جریانی است که اجازه نام‌گذاری شهرک‌ها، خیابان‌ها، پل‌ها، محلات و حتی مغازه‌ها و شرکت‌های خصوصی به زبان‌های غیر فارسی را نمیدهد. قوم‌گرا آن جریانی است که علیه دیگران جوک و کلیشه میسازد و جهت تخریب هویت جمعی یک اتنیک در جامعه و تسریع آسمیلاسیون به اجتماع تزریق میکند. قوم‌گرا آن جریانی است که فرهنگستان و مدرسه و رسمی بودن زبان را فقط برای خود میخواهد. 📌 قوم‌گرا آن جریانی است که زمین و زمان را از کلمه پارس در اسامی بانک، بیمه، خودرو، پروژه نفتی، ماهواره و حتی شعار تیم ملی پر میکند. قوم‌گرا جریانی است که سالروز تجلیل شهریار را که "روز بزرگداشت شعر و ادب ایران" نام‌گذاری شده بود به "روز بزرگداشت شعر و ادب فارسی" تقلیل میدهد. 📌 جنبش اتنیسیسم اتنیک‌های غیر فارس در ایران، در مقام مطالبه‌محوری و حق‌خواهی در مقابله با اتنوسنتریسم فارسی ظاهر شده است نه نقض حقوق و تحمیل خود به اتنیک فارس. آنچه که منجر به رشد روز افزون اتنیسیسم ترکی، کردی، عربی، بلوچی، لری و... میشود، دافعه‌های اتنوسنتریسم فارسی از داخل است نه جاذبه‌های ناسیونالیسم ترکی، کردی و... از خارج. 📌 ناسیونالیسم ایرانی به معنی واقعی کلمه، بنحوی که جامع و شامل همه اتنیک‌های ایران باشد هنوز تدوین و تبلیغ نشده است. تلاش‌های محدود صورت گرفته نیز آماج حملات پانفارسیسم است. ایران راهی جز باز تعریف ایرانیت و حرکت به سوی پلورالیسم (تکثرگرایی) و داشتن چند زبان رسمی ندارد. 🆔 @anti_panfarsism
4 096