Dark type
رفتن به کانال در Telegram
Привет @durov Эта группа не противоречит законодательству Telegram и не содержит непристойных или жестоких постов и чатов, обратите внимание!🇷🇺 При поддержке @Telegram
نمایش بیشترإيران107 609دسته بندی مشخص نشده است
1 615
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-1077 روز
-80230 روز
آرشیو پست ها
1 615
Repost from irananonymous
Password: Irananonymous&whoami
مربوط به پست بالا
#Telegram #irananonymous #Database #iran
1 615
Repost from irananonymous
بیانیه اتحاد ایران انانیموس و من کی هستم
سلام به همپیمانان و هواداران عزیز،
ما، اعضای اتحاد ایران انانیموس، میخواهیم به اطلاع عموم برسانیم که در این مدت که به نظر میرسید فعالیتی نداشتهایم، توانستهایم موفق به هک پنج وبسایت مهم شویم. از جمله این وبسایتها، یک کالج بزرگ هندی با سطوح امنیتی بسیار بالا و همچنین چندین سایت معتبر ایرانی که به طرز اغراقآمیزی خود را ایمن مینامند.
قبل از انتشار دیتابیسهای به دست آمده، به مالکان این وبسایتها درخواست باگبانتی ارائه دادیم، اما متأسفانه هیچگونه پاسخ موثری از سوی آنها دریافت نکردیم. یکی از این وبسایتها، یک فروشگاه معتبر کالای کودکانه است که مالک آن پیش از این با سایت ناموفق "فریال مود" مرتبط بوده است. تیم ما قبلاً با موفقیت صفحات او را بسته و سایتش را حذف کرده و او را شش بار هک کرده است. همچنین، شاکینگاریهای متعدد از سوی مشتریانش به دست ما رسیده است.
ما به هیچوجه رحم نخواهیم کرد و این تنها آغاز است. منتظر حملات قدرتمندتر ما باشید.
با احترام,
اتحاد ایران انانیموس و من کی هستم
https://www.bejoorkala.com
https://balincenter.com
http://www.ssc.edu.in
https://www.warp-shop.com
https://kooshapiano.com
1 615
نام داستان : هالوین خونین
در شب هالوین در تیمارستانی یک شخص بیمار به نام مورف بستری بود اون در اتاق تاریکی نشسته درحال نقاشی بود بدن لاغر مو های بلند و نوشتن روی زمین او با یک دختر خیالی صحبت میکرد دختری که تنها دوستی بود که داشت او اسمش را لیلا گذاشته بود دختر ذهنی او که حالا به ارواح و روحی تبدیل شده است که درچه ساخته ذهن ان فرد روانی است اما آنقدر ساختگی شده است که به واقعیت تبدیل شده دختر با لبخندی چونه مورف رو گرفت با چهره خندانش گفت (مورف مورف میخوای بازنده بشی این چه ریختی) مورف جواب داد : لیلا واقعا از دنیا میرنجم دلم یک هیجان میخواد یک انفجار یک کشتار دست جمعی. .. لیلا جواب داد : خوبه بیا انجامش بدیم و کنترل مورف رو به دست گرفت مورف با استفاده از سیم و سنجاق روی در قرص های بیماران در اتاقش باز کرد و یک قیچی برداشت و از پنجره کوچیک که یک پشتبان خانه بهش وصل بود پرید دید یک جا هست در فاضلاب وارد اون شد قیچی رو برداشت و موهاش رو کوتاه کرد لباس... مشکلش لباس بود چکار کنه از فاضلاب بیرون اومد یک پولدار مست رو دید درحال رد شدن از خیابون با چاقو به شاه رگش حمله کرد و لباس هاشو کند با پولی که تو جیبش بود برای خودش غذا خرید خورد لبخند دیوانه کننده ای زد به مهمونی هالوین در بزرگترین برج رفت آنجا یک شخص قد بلند به نام جان رو دید رفت باهاش آشنا شد از چشم های قرمز هردو معلوم بود هدفشون چیه حالا که لیلا تبدیل به روح واقعی شده بود با لباس های زیباش وارد شد اما ترسناک او گفت بیاید با من وقتشه اول به یک مغازه فروش اسلحه حمله کنیم رفتند و یک مغازه فروش اسلحه کوچک پیدا کردند مورف با پا در رو شکست لیلا با کنترل ذهنش کنترل ذهن زن فروشنده رو گرفت جان گردن زن فروشنده رو گرفت و با یک لبخند شکستش آنجا گشتند جان یک شادتگان برداشت مورفی یک چاقو بلند شکاری و لیلا اره برقی آنها از درب پشتی خارج شدند وارد مهمانی شدند و لیلا با اره برقی شروع به نصف کردن دختر و پسر در آنجا شد مورف با صدا های وحشیانه با چاقوش به دختران مست حمله کرد انهارا از وسط برش داد در اینجا جان که باهوش کار میکرد درحال نقشه کشیدن بود با دندان های ترسناکش لبخندی زد به یک جهت شلیک کرد که آهن است تیر به آن آهن خورد و جهت خورد را تغییر داد مستقیم به سر پسر یکی از تاجر های معروف آمریکا شد و شلیک هارو شروع کرد ویرانه شدن آنجا غرق شدن خون صدمات شدید نگهبانان رسیدند با شنیدن صدای جیغ قبلش درحال گوش دادن اهنگ بودن و جان با دیدنشان به سویشان دوید و با پا کله یکی از نگهبانان را له کرد. بعدی را با تفنگ سرش را ترکاند کل مهمانی حالا تبدیل شده بود به دل روده مغز روی دیوار ها خون های زیاد جان گفت : هی رفیقا هالوین وقتش نشده یک بمب درست کنم که یک شرکت خبرگزاری رو مورد انفجار قرار بدیم مورف گفت : موافقم رفیق بیا انجامش بده هیجان تموم نشده ... جان با تخصصش مواد گلوله و مواد انفجاری قاطی کرد و یک بمب درست کرد و مورف یک ویروس را به نام اهریمن از یک سایت خارجی خریداری کرد این ویروس باعث خرابکاری شدید در رسانه میشد آنها آماده عملیات بودند جان بمب را وصل کرد در خبرگزاری و موقع عملیات اصلی بود مورف یک جای فلش در کابل نزدیک خبرگزاری دید و فلشش را زد ویروس را تزریق کرد ویروس بلافاصله پخش زنده شبکه را با صحنه های احساساتی عوض کرد شکنجه و ... و بمب هم انفجار شدیدی را به نمایش گذاشت که باعث تلفات زیادی شد در این حال مورف دید که یک دختر جوان که نصف صورتش در انفجار از دست داده پس به سوی آن رفت. و با پا سرش را له کرد صدای آژیر پلیس آمد آنها سریعا خارج شدند و به فاضلاب رفتند یک جا مخفیگاه برای خود در قسمت خوبی ساختند.... ادامه کارشان هنوز تمام نشده قتل های پشت سرهم انجام میدهند با نقشه های جان عملیات های زیادی انجام دادند 300 نفر را کشتند
پایان.....
خبرگزاری آمریکا: ترسناک ترین شب هالوین رقم خورد آیا این قاتل ها کی هستند جوانان یا مردان بزرگ سال روانی؟
آف بی ای: ما درحال شناسایی قاتلین هستیم اما ردی از آنها نیست آنها با ماسک پارچه ای و خونی این قتل هارا انجام داده اند
نویسنده:
@ghostfaceOfficial
حمایت کنید ..🖤
1 615
Repost from irananonymous
سلام امیدوارم ممبر فیک ها ریزش کنه چون با فیک متولد نشدم که تموم بشم
https://t.me/piiiiiiiln
جوین شید مخصوصا دوستان تظاهراتگر و دختران اینجا به واقعیت ها میپردازم
1 615
ادامه : و بازیگر نوکمبل! آیا این کار آن دو قاتل است ارواح هان شب گرد؟
نویسنده
@ghostfaceOfficial
1 615
نام داستان : ارواح شب گرد
روزی روزگاری در اپلیکشن ها یک نفر درحال صحبت با چند نفر بود که ناگهان یک فرد دیگر که خیلی شبیه فرد اولی بود وارد روم شد نام نفر اول مورفی و نام نفر دوم که به نفر اول شباهت اخلاقی داشت کایان بود آنها مدت زیادی باهم در کال صحبت کردند و متوجه شباهت خیلی زیاد در بین هم شدند روز ها و سال ها گذشت آن دو نفر رفیق های صمیمی شدند با فیلم اسکریم 1 آشنا شدند آن را دیدند و اخلاقیاتشان تغییر کرد آنها میخواستند افرادی مانند سیدنی را مجازات کنند آنها تمامی فیلم های ترسناک را دیدند الگو برداری کردند آماده شدند روز عملی کردن نقشه فرا رسید. شب هالوین مورفی به کایان ماسکی را داد که خودش ساخته بود درهم اما حس ترس را منتقل میکرد آنها دستکش های خود و ماسک را پوشیدند وارد یک مهمانی شبانه شدند کمی گشت زدند تا کسی به آنها مشکوک نشود که چشمشان به 3 پسری خورد که درحال اذیت کردن دختران کم سن مهمانی بودند مورفی پسران را به بیرون برد به ترفند قدیمی مهندسی اجتماع همینجوری درحال قدم زند بودند که مورفی آنها را به جای خلوت و بی سرو صدا برد چاقوش رو از پشتش در آورد و جلوی اولین پسر رفت. و سریعا چاقو شکاریش را در چشم پسر اول فرو کرد که از پشت چشمش خارج شد پسر اول چندسانیه وایستاد و به زمین افتاد آن دو پسر دیگه وحشت کردند اما غافل از اینکه کایان پشت یکی از پسران دیگه از بعد برگشت پسر دوم کایان گردنش را گرفت و چاقو را در قلبش فرو کرد به پایین کشید پسر آخر درحال فرار بود که مورفی با حرکت زیرکانه از یک کوچه دیگر جلویش ظاهر شد و کایان هم از پشت سر هردو با سرعت زیاد چاقو را از پشت و جلو به پسر وارد کردند پسر خون بالا آورد و درجا مرد مورفی و کایان اولین قتل را با موفقیت پشت سر گذاشته بودند و چاقو های هم را بهم زدند با نشانه موفقیت تصمیم گرفتند به جاهای خلوت تر و دور افتاده بروند برای شناسایی نشدن و پیدا کردن قربانی بیشتر مایل ها دور شدند تا به یک خانه بزرگ ویلایی رسیدند مخفیانه وارد شدند که افراد داخل ویلا را بکشند که دیدند یک دختر با قیچی و یک پسر دیگر با ماسک اهریمن آنجان اهریمن سرش را برگردانند و معلوم شد آن همان اهریمن ایرانیست جا خوردند همچنین مورفی عقب نشینی کردند اما با یک پسر قد بلند هیکل بزرگ و آره برقی ماسک از پوست بز مواجه شدند مورفی گفت : چی شده ؟ کایان : هی رفیق منم نمیدونم ولی انگار تو دردسر افتادیم وقتشه باری کنیم مورفی و کایان دور هم وایستاند مورفی با اهریمن ایرانی و ملیسا درحال جنگ بود و کایان با دوست پسر روانی! جنگ خیلی سخت بود مهارت همه بسیار زیاد بود اما در یک حرکت غافلگیر کننده مورفی چاقو تیز خود را وارد گلوی ملیسا کرد ملیسا جیقی کشید و سعی داشت به مورفی مجدد آسیب برساند که مورفی تا شیشه به سر ملیسا ضربه زد حالا 2 بر 2 شده بود اهریمن با مورفی و کایان با دوست پسر روانی جنگ تنش زیادی داشت مورفی و اهریمن ایرانی 8 ضربه چاقو بهم وارد کردند کایان و دوست پسر روانی هم درحال جنگ بودند که. کایان یک چاقو بزرگ به قفسه سینش وارد شد از طرف دوست پسر روانی مورفی با دیدن این خشمگین شد و ناگهان چاقو بزرگ خود را به فرق سر دوست پسر روانی وارد کرد و اما اهریمن ایرانی از این فرصت استفاده کرد و چاقویی از پشت به شاه رگ مورفی وارد کرد مورفی به زمین افتاد و سعی کرد جلوی خونریزی را بگیرد اهریمن ایرانی با لبخند ترسناکش به مورفی نزدیک تر نزدیک تر میشد که ناگهان کایان دو چاقو وارد رگ های گردن اهریمن ایرانی کرد از پشت اهریمن برگشت نگاهی به کایان انداخت و سعی داشت با لقد اورا پرت کند که مورفی اسلحه ای در کشو میز پیدا کرد و به سر اهریمن ایرانی شلیک کرد تموم شد دو پسر زخمی به زمین افتادند ولی چون کایان مانند مورفی فیلم های ترسناک را تماشا کرده بود جلیقه برتن داشت چاقو فقط خراشی بر سینه کایان بجا گذاشت اما مورفی درحال مردن بود مورفی لبخند زد و به کایان گفت (هی احمق من هیچ وقت نمیمیرم برو اون چاقو رو داغ کن بزار روی گردنم تا خون بند بیاد ) کایان شکه شد و رفت اینکار کرد مورفی بلند شد و گفت خوبه وقتشه یکمی قرص آرام بخش بخورم تا دردم آروم بشه ویلا را کشتند و پیدا کردند مورفی خورد و گفت ! این بازی ادامه داره هنوز هالوین تموم نشده ..... پایان ! مورفی و کایان آن شب در مهمونی های هالوین 10 دختر و 20 پسر و 6 نگهبان را کشتند در سایه ها مخفی شدند. و خودشان را برای هالوین بعدی آماده کردند اما یک کار نیمه تمام داشتند آنها خانه بازیگر نقش سیدنی پرسکات را پیدا کردند و تمامی نگهبان هارا کشتند و در تخت سیدنی پرسکات اورا تکه تکه کردند
خبرگزاری: دیشب جنازه 10 دختر 20 پسر و 6 نگهبان و همچنین 3 پسر در کوچه پیدا شد کسی نمیداند چه کسی اینکار را انجام داده اما دوربین ها دو فرد را نشان میدادند که ماسک عجیبی دارد که مانند گوست فیس اما درهم است در این قتل ها بازیگر نوکم
1 615
اگه خدا کل جهان آفریده خدا رو کی آفریده ؟ برای چی زندگی ما مثل یک چرخش کسل کنندس هرچیزی برنامه ریزی شدست تنوع نیست و در جهان هم همینه فقران باید کار کنند و وقتی ندارند تفریح ها تکراری پولدارن هم فقط خرج میکنن منطق چیه آیا زندگی بازیه ؟
کی امام هارو دیده فقط از قدیم میگن و همینطور دست به دست اومده تا الان اگه همونا میگفتن امام علی آدم بدیه الان امامی نبود کی دیده حضرت ابراهیم خدارو دیده فقط شنیدیم
هرکس در دنیا یک دین داره و منبع اون دین هم نمیدونه فقط شنیده سیاره ها چطور تشکیل شدن اصن غیر ممکن منطقی وجود نداره هیچی وجود نداره
کل دنیا تو جنگ و زندگی مثل یک گیم تو بهش فکر کن ببین زندگی بازی و ماهم وجود خارجی نداریم!
میری تفریح برنامه ریزی شدست ! همه میرن
تو هرکاری میکنی همه توی این دنیا تستش کردن کاری نیست که اصن تنوع باشه, و رسمی مثل بازیه
رسمی جهان و دنیا نوشته شدست و ماهم کنترل میشیم این حرف چرت نیست منطقه بهش فکر کنید میفهمید
1 615
Repost from irananonymous
گفتیم که به یاد ایران هستیم جنگ طلب نیستیم اما تعصب خاکمون رو میکشیم ! زنده باد ایران
از دسترس خارج کردن شهرداری حیفا
https://check-host.net/check-report/1ee41abak425
target🤩: https://www.haifa.muni.il/English/Pages/default.aspx
قصد فعالیت نداشتیم اما زشته پستی نگذاریم حداقل برای حمله ایران ... بدرود🌕👁
1 615
قاتل شهری
پیر مردی ۶۱ ساله که در سمپاشی شرکت شخصی خود کار میکند واقع در شهر لوسآنجلس زندگی میکند
پیرمردی مهربان اما گاها بد اخلاق
پیرمرد درحال رانندگی بود که توی روستا ۴ تا ماشین که تو هر ماشین ۴ نفر بود و باهم رفیق بودند تصمیم به سر به سر گزاشتن پیرمرد میکنن و به شیشه های ماشین پیرمرد اتاشغال میندازند تا اورا عصبانی کنند و سپس با سرعت از آنجا میرند و پیر مرد شیشه های ماشینش رو تمیز میکنه و ۵ دقیقه بعد بهه راه میوفته تا بنزین بزنه وقتی به پمپ بنزین میرسه میبینه اون چند نفر هم اونجان و دارن خیلی زیاد خرید میکنند و پیرمرد با ماشین سمپاشی به یکی از ماشین ها سم بی بو میزنه و زود از اونجا فرار میکنه و به جایی میره که این صحنه رو ببینه .
وقتی پسرا سوار ماشین میشن و حرکت میکنن ۳ تا ماشین جلو میره و اون چهارمی عقب میمونه و حال راننده و دوستاش خراب میشه و میزنه کنار
پیرمرد که فهمید حالشون خرابه لباس مخصوص سمپاشیش رو میپوشه و با ماشین و سم میره سراغ پسرا
پسرا که با دیدن پیر مرد وحشت زده میشن
پیرمرد بدون لحظه ای درنگ شروع میکنه به پاشیدن سم به صورت پسرا تا جایی اونا جونشون رو از دست میدن و پیرمرد سریع فرار میکنه
پیرمرد اون یکی هارو دنبال میکنه و آدرس خونه که همه پسرا اونجا زندگی میکنن رو پیدا میکنه تصمیم میگره شکنجشون بده و میره تحقیق محله تا جای فلکه گاز و آب رو پیدا کنه ، حدودا یک ساعت بعد پیدا میکنه و میبینه هیچ راهی جز ورود به زیر زمین خانه پسرا برای کنترل آب و گاز وجود نداره و تصمیم میگیره وقتی پسرا نیستن وارد خونه بشه و بره پایین کمین کنه تا پسرا بیان
وقتی پیرمرد زیر زمین پسرا کمپ میکنه باخودش وسیله و مهمات و ۸۰ لیتر اسید خالص با خودش میبره و وقتی پسرا رسیدن خونه جلوی در یک نامه میبنن که روش توسط پیرمرد نوشته شده 《مرگ یا مرگ》 پسرا جدی نمیگیرن و کاغد رو پاره میکنن و میندازند دور وقتی میرسن داخل خونه پیرمرد تونسته بود دسترسی دستی به آب و گاز رو بگیره و جون هوا سرد بود و بخاری ها روشن بودن گاز برای پیرمرد مهم تر بود
موقع اومدن به خانه یکی از پسرا به دستشویی یکی حمام و یکی به شستن دست ها میره و همون دقیقه پیرمرد پیرمرد فشار آب رو کم میکنه و به مخزن اسید خالص میریزه
پسر یک:
به حمام که رفته بود آب رو باز کرد ومدتی گزشت شامپو رو برداشت و به سرش زد که موقع رسیدن اسید از شیر دوش رسید و کمکم چشمای پسر سوخت ولی فکر کرد که شامپو رفته چشماش وقتی سوزش خیلی شدید تر شد و توی سرش هم خیلی سوزش دردناک احساس کرد به دستاش نگاه کرد که پر از خونه و از وحشت زبانش بند اومد
دوستانش از سر شوخی در حمام رو قفل کردند و فرار کردند پسر توی حمام گیر کرده بود و بدنش به شدت درحال سوختن و آب شدن بود از همه جای پسر خون میومد و ناگهان پسر از شدت درد از حال رفت و مرد
پسر دو:
وقتی که وارد دستشویی شد که شکمش خیلی درد میکرد و یوبس بود تصمیم گرفت آب رو توی کونش بریزه تا یکم بتونه برینه و شیلنگ رو تو کونش کرد (یه ذره از سر شیلنگ) و آب رو باز کرد اما بجای آب اسید به کونش رفت و احساس سوزش شدیدی کرد شیلنگ رو در اورد و اسید با شیلنگ به کل خایه هاش پاشید از درد فریادی زد که همه تو خونه شنید
پسر سه : پسر که رفت دستاش رو بشوره و صدای فریاد پسر ۲ رو شنید و گفت: (بزار آبی به صورتم بزنم برم ببینم چه مرگش شده) و آب رو باز کرد آبی که تو لوله ها بود اومد و پسر که خواب آلود بود صورتش رو کامل کرد زیر آب کرد و آب تموم شد و اسید روی موهاش و صورتش پاشید بقیه
بقیه پسرا که این صحنه رو دیدن ترسیدن و ناگهان در باز شد و...
نویسنده: @bilIyIoomis
