Riyan's Arcadia
رفتن به کانال در Telegram
354
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
+1
گوش کن سهون، نه اونجوری نه، درست نگاهم کن هونی. آفرین درستش همینه عزیزم. دستتو دورم حلقه کن و من رو به آغوشت دعوت کن. وجود رنگی رنگی هونی منه که قلبمو آروم میکنه. هونی اینو میدونستی نه؟ برای همینه که خیلی خوشگل سر تکون میدیو بوسه هاتو روی سرم میذاری. لبات نرم و حرکاتت نرم ترن. با تو احساس میکنم بین یه خلصه ام افتادم توی آب. غرق و گم و گور شده و پر از احساسات خوب. هونی من، لمس انگشتای تو از هزار تا بوسهی فرشته دوست داشتنی تره. آغوشت ارامش و کنارت بودن. بهشت محض منه پسرک دوست داشتنیم. کاش بدونی وقتی حین نوشتنم بهم سر میزنی و دل میبری چقدر دوست داشتنی و خوردتی میشی طوری که حتی نمیتونم چشمامو ازت بگیرم. سهونا، بنظرت تو جواب کدوم کار خوب منی؟
Repost from BAMBI Day-Me
این پیامو فور کنید تا از چنلتون لفت ندم ( حداقل یه روز بزارید بمونه ).
Repost from 𝓚𝓲𝓶 𝓒𝓸𝓽𝓽𝓸𝓷
مردم همیشه میگفتن
شاهزادهای بود با قلمی جادویی و دلی نرم مثل نسیم بهار؛ کسی که واژهها رو مثل دونههای نور میکاشت و از بینشون باغی از احساس میرویاند
• 𝐇𝐚𝐥𝐥𝐨𝐰 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭𝐬 •
𝐖𝐚𝐭𝐭𝐩𝐚𝐝 𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 31
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤
𝐒𝐢𝐝𝐞: 𝐊𝐚𝐢𝐬𝐨𝐨_𝐇𝐮𝐧𝐡𝐨
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞_𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: #Lennondrn (𝔻𝕒𝕚𝕝𝕪)
#chanbaek
دنیایی که دور بکهیون ساخته شده یکم غیر واقعیه. ولی اون دوست پسر جنتلمنش چانیولو داره، فقط یه مشکلی وجود داره... چانیول یه پلیسه و اینو به بکهیونش نگفته. تا کی این راز پنهان میمونه؟
اینبار توی ذهنش دیگه مقاومتی نکرد اما با حرکت لب های مرد و بوسه ای که روی انگشتش گذاشته بود شوکه انگشتشو کشید کنار. -عه بیداری...یه ..یه سوسک داشت میرفت تو دهنت. بکهیون که شوکه فاصله گرفته بود با وحشت گفت و منتظر این بود که چان باور کنه. -سوسکه رو چال لپم و دماغمم بود؟ موهامو هم کنار زد؟عجب سوسکی بود..چه قدر دوست داشتنی. -------- کنار هر جسد یه نقاشی باقی میگذاره، پلیس نمیدونه چه خبره اما حدس هایی هست، مردی دیوانه ی نقاشی.. جسد هایی بی نام و انگشت هایی که قطع شدن، قاتل حتما دچار اختلالات روانی بوده و حالا که به تولد یکی از اعضای پلیس، پارک چانیول اشاره میکرد همه چیز عجیب تر شد. قاتل چانیول رو میشناخت؟
• 𝐇𝐚𝐥𝐥𝐨𝐰 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭𝐬 •
𝐖𝐚𝐭𝐭𝐩𝐚𝐝 𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 31
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤
𝐒𝐢𝐝𝐞: 𝐊𝐚𝐢𝐬𝐨𝐨_𝐇𝐮𝐧𝐡𝐨
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞_𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: #Lennondrn (𝔻𝕒𝕚𝕝𝕪)
#chanbaek
دنیایی که دور بکهیون ساخته شده یکم غیر واقعیه. ولی اون دوست پسر جنتلمنش چانیولو داره، فقط یه مشکلی وجود داره... چانیول یه پلیسه و اینو به بکهیونش نگفته. تا کی این راز پنهان میمونه؟
اینبار توی ذهنش دیگه مقاومتی نکرد اما با حرکت لب های مرد و بوسه ای که روی انگشتش گذاشته بود شوکه انگشتشو کشید کنار. -عه بیداری...یه ..یه سوسک داشت میرفت تو دهنت. بکهیون که شوکه فاصله گرفته بود با وحشت گفت و منتظر این بود که چان باور کنه. -سوسکه رو چال لپم و دماغمم بود؟ موهامو هم کنار زد؟عجب سوسکی بود..چه قدر دوست داشتنی. -------- کنار هر جسد یه نقاشی باقی میگذاره، پلیس نمیدونه چه خبره اما حدس هایی هست، مردی دیوانه ی نقاشی.. جسد هایی بی نام و انگشت هایی که قطع شدن، قاتل حتما دچار اختلالات روانی بوده و حالا که به تولد یکی از اعضای پلیس، پارک چانیول اشاره میکرد همه چیز عجیب تر شد. قاتل چانیول رو میشناخت؟
