Riyan's Arcadia
رفتن به کانال در Telegram
355
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
چانبک شیپر ها! منظورتون چیه که این چنل رو ندارید؟!
دلتون میاد این مومنت هارو از دست بدید؟ ৎׅ᭡
عشق تو چشمای چانیول نسبت به دوستپسرش
یا ورژن اصلی الویتر، اقای پارک انقدر حسوده که با بوسه بکهیون رو ساکت کرده، البته که هیونم حسوده
چانیولی که میدوعه تا به فرشته کوچولوش برسه
چانیول عاشق بوت بکهیونه باور نمیکنید؟!
⊱ دیت های خوشگلشون و وسایل های ست و مشترک که چانیول عاشق لباس مشترکه | دلبری های هیون از پرنس چری | فقط شما دلتنگ چانبک نیستید، بکهیونم دلتنگ یولیشه و چانبک میخواد | بکهیون خامه عسلی اقا گرگهس | دیدی گوشی از دست بک میوفته و چان کنارش رو تخته؟ 𓏸⃘
چانبک فیلم بازی کردن!!!؟ ִֶָ ࣪
Repost from 𝐂𝗈𝗅𝖽 𝚮𝖾𝖺𝗋𝗍 ִֶָ࣪
بکهیون گفت که کلد هارت در واقع کروم هارت بوده و قرار بود یه کلب باشه ، ولی متاسفانه اجازهش رو ندادن و مجبور شد خودش این اهنگ رو تنهایی بخونه
این اهنگ پارت رپ سنگینی داره و کی بهتر از پارک چانیول میتونست از پسش بربیاد
اسم چنل چه ربطی داره؟
کروم هارت برند مورد علاقه چانبکه که کلی باهمدیگه لباس و وسیله ست هم ازش دارن
حالا کی اجازه نداده کلب باشه؟اینو خودتون بگید
𓏲 #CHANBAEK ⤾
𔔀 𑱄 𝐂old 𝐇aert 𝆭 𝆹𝅥
⊱ دیت های خوشگلشون و وسایل های ست و مشترک که چانیول عاشق لباس مشترکه | دلبری های هیون از پرنس چری | فقط شما دلتنگ چانبک نیستید، بکهیونم دلتنگ یولیشه و چانبک میخواد | بکهیون خامه عسلی اقا گرگهس | دیدی گوشی از دست بک میوفته و چان کنارش رو تخته؟ 𓏸⃘
چانبک فیلم بازی کردن!!!؟ ִֶָ ࣪
من زیبایی جهان رو زمانی درک کردم که تو وارد زندگی من شدی. تو زیباترین موجود روی زمین بودی و من اون رو پیدا کردم. ִ ࣪ ⋆
شنیدی میگن هر آغازی یه پایانی داره؟ آغاز من تویی، من غرق شدن تو آغوشت رو دوست دارم. ִֶָ ࣪ 𖧧
مودبرد از اکسو و پک استیکر و ایموجی میخوای ولی پیدا نمیکنی؟
میتونی درخواست بدی و هر رنگ و وایبی که دلت میخواد رو تحویل بگیری ৎׅ᭡
از استیکر های کارتونی و پاپیونی بگیر تا مودبرد های مختلف با وایب های متفاوت
تو این چنل برای چند ثانیه به چشمات استراحت بده و به ذهنت لذت ʾʿ
تو این چنل، زیبایی ها منتظر تو هستن !
عشق ممنوعه بین شیطان و فرشته باعث میشه چه بلایی سرشون بیاد؟!
اگه پنهانی باهم رابطه داشته باشن آیا کسی متوجه نمیشه؟ اخر این رابطه ،
چه اتفاقی در انتظار دو پسر عاشقه!؟
♧⃞عنوان: آناندا•°•
♧⃞ژانر: روانشناسی° رمنس• امگاورس° اسمات•
♧⃞کاپل(اصلی): سکایهون، چانبک
♧⃞نویسنده: #Riyan
ا♧⃞ Daily
♧⃞KᗩIᕼᑌᑎ°•°•🥊 •|کیم جونگین، یه آلفای خون خالص و بوکسر معروفه. توی آخرین مسابقهش به طرز عجیبی میبازه و در کنارش، زندگی و حرفهش رو هم از دست میده. به طوری که کنار دندههای خورد شدهاش، یک روانشناس تشخیص میده که گرگش داره میمیره. •|-یه دسته گل لوندر؟ برای اون خریده؟ -هر وقت که بخواد به کسی نزدیک بشه یه دسته گل میگرفت، مطمئنم که تو هم گرفتیش. -آره..ولی نمیدونستم برای مراجعهکنندش هم گل میخره... ♧⃞ᑕᕼᗩᑎᗷᗩEK°●•°•🍒 •|منیجر یه بوکسر عصبی بودن واقعا نیازمند تحمل و احساسات کنترل شدهست، این برای چانیولی که برادرش روانشناس بود واقعاهم سخت نبود. آلفای مهربون و خونسردی که با دو رایحه کهربا و آناناسش، میتونست دل هر فردیو مجاب کنه، به طوری که فیزیوتراپ بوکسر دوست داشتنی هم، روش کراش داره. •|مطمئنا اگه چانیول بفهمه نزدیک شدن به اون فیزیوتراپ نقشه برادرش بوده قرار نیست اتفاقای خوبی بیفته، و شاید هم، نقشه سرنوشت این بوده؟♧⃞لینک واتپد Part¹²
+ میدونم اومدی منو ببینی چون زیبا بودم
شیطان خنده ارومی کرد ⊱
ــ درسته بخاطر تو ! فرشته جذاب اومدم🪽
ــ من دیگه باید برم
هنوز از دیدن لبخند زیبا و جذاب شیطان تپش قلب داشت سریع گفت
+ بازم اینجا میای بک..؟
بک کمی فکر کرد
ــ اره از اینجا خوشم اومده ، بعدا میام تا قایمکی همه جا رو نشونم بدی هیونی ⟡
چشمات رو دوست دارم...هم سه سال پیش که پشت عینک گرد و بزرگ مخفی شده بود و هم الان! :ꪆ
چشمات زیباترین آینهی زندهای هستن که من عاشق انعکاس عکس خودم داخلشونم،چون وقتی کنارتم حس ارزشمند بودن دارم بکهیون! 𝇃𝇂 ˒ ˓
Repost from 𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝕯𝖎𝖆𝖗𝖞࿓
Name : #Diavolo | دیاولو
Genre : Mafia, Action, Crime/Dark Romance, Angst, Smut
Couples : Chanbaek | Sekaihun
Written by : Cecilion
دیاَوُلو؛ رئیس بزرگترین و پرقدرتترین سازمان جنایی در نواحی جنوبی ایتالیا. شیطانی که روی سیسیل سایه انداخته بود و پارک جونگین؛ ژنرالی که به اجبار زیر پرچم اون اسم منفور مرگ رو به چشم دیده بود و اوه سهون؛ افسری که روزی برای نابودی دیاولو روی نفسهاش ریسک کرده بود و حالا بعد از پنج سال، به عنوان نفوذی پا به جزیره گذاشته بود. پارک چانیول؛ دکتری که خارج از محیط کارش، با لقب یولیوس یه قاتل مشهور بود و تنها کسی که روزی موفق شده بود زنده از دستش فرار کنه، بیون بکهیون؛ پرستاری بود که حالا برای ماجراجویی بزرگش بعد از دوازده سال دوباره پا به خاک خونین جزیره میگذاشت.Wattpad . Ch 11 ִֶָ ⏳𔘓
