𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
کانال بسته
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
نمایش بیشتر2 954
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-2830 روز
آرشیو پست ها
باتم دچار اختلال مازوخیسم بود ، اون همیشه به خودش آسیب میزد و وقتی حس درد کشیدنش ارضا میشد به داروخونه نزدیک خونش میرفت تا وسایل پانسمان و پماد سوختگی بگیره
تاپ که تکنسین داروخونه بود و وظیفه آماده سازی دارو هارو داشت توجهش به باتم و داروهایی که میخرید جلب شده بود و پیش خودش به اختلال مازوخیسمش پی برده بود
اون تصمیم میگیره یک بار خودش دارو رو تحویل بده تا بتونه باتم رو ببینه ، بعد از دیدن اون پسر و زخم های روی گردن و دستش به خاطر درست بودن حدسش نیشخند میزنه
اون جاشو به یکی از همکاراش میده و باتمو تعقیب میکنه و یواشکی وارد خونش میشه و اون پسر دیوونه رو گیر میندازه
+ خسته نشدی از بس تنهایی درد کشیدی؟
- اگه حین درد کشیدن صورت جذابتو ببینم حاضرم کنار تو درد بکشمㅤ ፥ t.me/PixieHalllow
میبینید که تعداد سناها هم کم شده . کادر سناریو میده . من وقت ندارم بزارم
ناشناسا زیاد میشه . میترسم فعلا نتونم هندل کنم
یه مدته استراحتم درست نیست حوصله ام ندارم زیاد
این چند روز اتقدر سرم شلوغه و به بعدشم هست . واقعا خستگی نمیزاره بخوام برا همچین چیزی وقت بزارم
ریل تایم اینجوریه تا از دوروز قبل اعلام نکنم تعداد شرکت کننده ها کم میشه
