𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
کانال بسته
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
نمایش بیشتر2 954
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-2830 روز
آرشیو پست ها
باتم یه مزدور آدم کش بود که بعد از خوابیدن با یکی از هدف هاش و به دنیا اومدن بچش از کشور خارج میشه و یه زندگی کاملا عادی برای خودش و دخترش رقم میزنه ، دور از چشم بابایِ بچش
اون صاحب یه رستوران بین راهیه که پاتوق موتورسوار هاست ، تاپ و گروهش برای اولین بار از اون جاده رد میشدن و برای استراحت توی اون رستوران توقف کوچیکی داشتن
باتم تو نگاه اول تاپ رو میشناسه و سعی میکنه دخترشو ازش دور نگه داره ولی دخترِ باتم از معاشرت با موتورسوار های گولاخ خوشش میومد و بلافاصله با دیدن تیم جدید سمت تاپ میدوعه و تو بغلش میشینه
تاپ که از چهره آشنای اون بچه تعجب کرده بود با دیدن باتم تعجبش چند برابر میشه
+ باید همون روز میکشتمت
- تو مستم کردی که بکشیم ، ولی برهنه از خواب بیدار شدم؛ این بچه مال منه؟ㅤ ፥ t.me/PixieHalllow
ادمین گیری داریم
جهت پیوستن به کادر و تیم ، نمونه سناریو هاتون بفرستید پی وی
@Killiiaan
