fa
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

کانال بسته

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

نمایش بیشتر
2 954
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-2830 روز
آرشیو پست ها
اه کیرم دهنشون ... باز نطنز و شیراز رو زدن؟؟؟؟‌

حیواناتی که چشمای تا به تا دارن خیلی خاصن

سگی رو مشاهده میکنید که یکی از چشماش دورنگه چه خاص :)

نه ریکت ندید 😂 نظر بدید کدومو بزارم

خب خارج از شوخی . سناریو جنگی ( حالت سرباز و این طورا ) یا لیتل ساید ؟ جفتش گی

جنگ شده . سناریو چی بزاریم؟ ددی اسرائیل . یا شیپ جدید و تازه پزشکیان و نتانیاهو . ؟؟

حالتون خوبه خوشگلا

بچه ها اگه دنبال سناریو خاصی میگردد یه سری کلمات کلیدی رو تو چنل سرچ کنید اگه دنیال سناریو امگاورسید به جای این که بیایید تو ربات من براتون پیدا کنم یه آلفا یا امگا سرچ کنید براتون میاره یا سناریو های یتیم خونه ای . یتیم رو سرچ کنید سناریو مدریه ای . دبیرستان یا دانش آموز . کار سختی نیستا ..‌

به شخصه عاشق این وان نایتم♡

دوست تاپ دچار یه مشکل میشه و ازش میخواد تا یه مدت از برادر کوجیکش مراقبت کنه باتم هنوز یک سال تا رسیدن به سن قانونی فاصله داره و نیاز داره به یکی تکیه کنه . اون یه پسر معصوم و ناز بود ولی این توصیف برادرش بود باتم در اصل یه پسر بازیگوش بود که بدنشو با لباس های خوشگل و پت طور دیزاین میکرد و با خودش ور میرفت و خونه ی تاپ هم از این قاعده مستثنی نبود باتم در طول روز خودشو به یه بچه مظلوم و معصوم میزد ولی شبا بعد از تایم خوابِ تاپ ، ناله های خفیفش شروع میشد ، تاپ که توی تمام خونه از جمله اتاق باتم دوربین داشت همه حرکات باتم رو از بر بود و بدجوری این دوگانگی شخصیتی که با دروغ درست شده بود رو دوست داشت ، باتم جدیدا توجهش به ایرپاد های تاپ جلب شده بود که تمام وقت و 24/7 تو گوشش بود و خیلی کنجکاو شده بود ببینه چی گوش میده تاپ که متومه کنجکاوی و نگاه های ریزِ باتم به ایرپاد هاش شده بود زمانی که باتم داشت ظرف های شسته شده رو جمع میکرد تاپ از پشت بهش نزدیک میشه و ایرپاد هاشو توی گوش باتم میزاره ، باتم با شنیدن ناله های خودش تو ایرپاد لحظه ای خون تو رگاش یخ میزنه نفسش بند میاد و با درخواست تاپ برای یه شب هات یادش میاد که باید نفس بکشه ‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Gay
‌፥ ❌ ˖ #Romance ,#Smut

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

فعلا از استریتمون لذت ببرید

اسمات گی رو یکی دوساعت دیگه میزارم

باتم بعد از یه رسوایی بزرگ تو دبیرستانش انتقالی میگیره به یه شهر دیگه ، اون اوضاع روحیش بهم ریخته و یه ورزشکار حرفه ای جودو و بوکس عه اون به محض ورود به دبیرستان جدید به پست دخترای قلدر کلاسش میوفته و چون قول داده بود دختر خوبی باشه یه مدت تحمل میکنه ولی بعد حسابی کتک زدن اون دخترا و دوست پسراشون خبر به گوش رئیس قلدر ها یعنی تاپ میرسه تاپ که حسابی از اون دختر خوشش اومده بود خیلی وقتا سر راهش سبز میشد تا باهاش دوست بشه ولی چهره پوکر باتم دلشو میشکست ، باتم اون پسر رو نمیشناخت ولی زمانی که بالاخره هویت اصلی تاپ برای باتم آشکار میشه ، اون دوتا باید یه مسابقه مبارزه رو پشت سر میزاشتن ، تاپ مشتاق بود زودتر مشت های کوچیک باتم رو دفع کنه ولی برخلاف انتظارش اون واقعا محکم ضربه میزد ، شرط تاپ برای برنده شدن ، رفتن باتم از این مدرسه بود ولی حالا که باتم برنده شده بود شرطش باعث شوکه شدن کل دار و دسته تاپ شده بود ولی تاپ با کمال میل قبول کرد تا توی جشن آخر سال که دوماه دیگه بود بین جمعیت باتم رو ببوسه ، و رابطشون بعد از اون مبارزه سخت با بدن های کبود و زخمی تو تخت شروع شد ‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Straight
‌፥ 🥋 ˖ #SchoolLife ,#Smut

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

یه سناریو اسمات میزارم براتون شب جمعه رو جشن بگیرید