𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
کانال بسته
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
نمایش بیشتر2 954
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-2830 روز
آرشیو پست ها
دوتا هشتگ جدید گزاشتم چون این سناریو یکم اخصاصی و از روی رابطه دونفر نوشته شده
کارکتر ها پیرمرد نیستن ولی بچه هاشون باهم ازدواج کردن
هشتگ #Oldman صرفا برای اینه که سن بالاشونو نشون بده
دو تا خانوادهٔ قدرتمند، به خاطر منافع و مصالح، وارد یه رابطه شدن. تاپ¹ رئیس صنعت تسلیحات بود و دنبال ایدههای نو و هوشمند برای قویتر کردن ارتش میگشت. تاپ² مدیرعامل یه استارتاپ تکنولوژی بود که این ایدهها و علم رو تو دستش داشت.
با ازدواج بچههاشون، هم رابطه خانوادگی شکل گرفت و هم قرارداد کاری بسته شد. تاپ¹ جوانتر، سرد و بیرحم بود؛ دقیق، حسابگر و همیشه جلوی احساساتش کنترل داشت. تاپ² کمی بزرگتر، جسور، خلاق و عاشق شکستن مرزها بود؛ ریسکپذیر و بیپروا.
رابطهشون پر از کشمکش و هیجان بود؛ مثل تقابل خیر و شر، پر از تنش و درگیری، اما همین باعث میشد رابطهٔ پنهانیشون پشت قدرت و ظاهر رسمیشون مخفی بمونه. وقتی تنها میشدن، فضا پر از برق نگاهها و نجواهای داغ میشد. تاپ¹ گاهی سیگارشو روی بدن تاپ² میکشت و تاپ² با جسارت و دلبری خودش، حتی خشکترین لبخند تاپ¹ رو هم آب میکرد. هر تماس، هر نگاه و هر حرکت، مثل بازی قدرت و وسوسه بود که هیچ رابطهٔ عادیای نمیتونست باهاش رقابت کنه.
/ #Oldman ◆ #SecretRelationship.
♪ / #Gay
ㅤ ፥ t.me/PixieeHallow ˖ [💀]
اقا من هعی میام میگم ایده دارم ولی نمینویسم ولی جدی یه ایده دارم میخوام بنویسممم
یه سنادیو اولد من ، هم تام هم باتم ولی نه خیلی اولد
نیم نیم ساعت دیگه مصاحبه کاپلی داریم ولی
ولی این دفعه من و تایگون مهمون ایم 🌟https://t.me/calistashow ❤
قرن بیست انگلستان ، توی یکی از شهر های نسبتا دور افتاده سبک گوتیک هم ازنظر معماری هم استایل به یکی از اصل هاشون تبدیل شده بود و هرکی جز این استایل لباس میپوشید تحقیرش میکردن یا بهش لقب 'همسر شیطان' رو میدادن
باتم، دختر شهردار، یه دختر خیلی متکبر و پر ادا بود. لباس هاش از بهترین پارچهها بودن و با دست خیاطای حرفهای دوخته میشدن. همیشه با افتخار راه میرفت و همه رو از بالا نگاه میکرد.
تاپ، کشیش شهر کوچک، مردی باوقار و کاریزماتیک بود که همه مردم بهش اعتماد داشتن و شکایتهاشون رو پیشش میبردن. ولی پشت اون چهره محترم، ذهنی بود که جذب روح سرکش و مغرور باتم شده بود.
اون موقعها موضوع BDSM و بازیهای قدرت هنوز عمومی نبود و بیشتر تو پستوها انجام میشد. ولی تاپ به سبک تاریک و بازی با کنترل علاقه داشت و میخواست ببینه باتم چطور مقابلش خم میشه و تسلیم میکنه.
توی یکی از مهمونی های تولد باتم، تاپ ، اونو رو بیهوش میکنه و به زیرزمین کلیسا میبره، لباسهاشو با ساتنهای صورتی عوض میکنه تا حس تحقیر و قدرت بیشتر بهش منتقل بشه. این شروع یه رابطه دارک و پر از بازی قدرت و روانی بود که برای باتم یه تجربه شدید و درسآموز محسوب میشد.
/ #Historical ◆ #BDSM ♪ / #Straight
ㅤ ፥ t.me/PixieeHallow ˖ [🌶]
