Pixie Hollow 🪄
رفتن به کانال در Telegram
اگه دلت میخواد ازم حمایت کنی: https://www.coffeete.ir/LittlePixieHollow 📍جنگل پریان I hid in the shadow and kissed the silence in it http://t.me/HidenChat_Bot?start=1184106004
نمایش بیشترإيران122 301دسته بندی مشخص نشده است
1 333
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-167 روز
-8330 روز
آرشیو پست ها
1 333
𝅄 ⁺ . ᰔ
⋆ ایلهان برک:
جایی هست
به نام «دوردستها»
که همهی کسانمان آنجایند. 𖧧
𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆
1 333
اگه کلاسیک پسندی این چنل واسه خودته💐
تمامی این چیزایی که میبینی رو میتونی تو این چنل پیدا کنی🐈منم باور نمیکردم اونم با این قیمت تا اینکه رفتم توچنلش 🌟
1 333
😇 𝅄 ⁺ . ᰔ
⋆ ریلکه:
که میتواند به من بگوید،
زندگانیام تا کجا میرود؟
آیا من وزشی در میان طوفانم یا موجی در مردابی؟
یا شاید که خود من است: این ساقهی بیرنگ و سفید که در بهاران میسوزد.
𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆
1 333
💚𝅄 ⁺ . ᰔ
· ̩͙
البته که حق داری فکر کنی من جادوییام. بهترین دوستای من حیوونان و کل روزم رو توی جنگل با گیاها و درختا حرف میزنم. 𖧧
𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆1 333
چون درخواست پلی لیست الفی داشتین:
سرتو زمین بذار، 💚
سرت که خسته و نازه.
شب داره میاد،
به آخر سفر رسیدی. ⌛
الان بخواب، و خواب اونایی رو ببین که قبل از تو اومدن. دارن صدات میزنن از اون ورِ ساحل دور. چرا گریه میکنی؟ این اشکها روی صورتت چیه؟ خیلی زود میبینی که همهی ترسات از بین میرن. تو بغل منی، فقط داری میخوابی. چی میبینی اون دور دورا؟ چرا مرغهای دریایی سفید صدا میکنن؟ اون طرف دریا، یه ماه کمرنگ داره بالا میاد. کشتیها اومدن که تورو ببرن خونه. همهچیز تبدیل میشه به شیشهی نقرهای، یه نوری رو آبه— همهی روحها عبور میکنن. امید محو میشه توی دنیای شب، توی سایههایی که میافتن، خارج از خاطره و زمان. نگو که ما به آخرش رسیدیم. ساحلهای سفید دارن صدامون میکنن. من و تو دوباره همدیگه رو میبینیم. و تو اینجایی توی بغلم، فقط داری میخوابی. و همهچیز تبدیل میشه به شیشهی نقرهای، یه نوری رو آبه. کشتیهای خاکستری رد میشن به سمت غرب.𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆
1 333
من انقدر براتون آهنگای جادویی و پستای پریگون میذارم، میشه شما هم پستا رو فور کنید که سین بره بالاتر؟ 🐈🍵
1 333
شب تاریک و ماه درخشان 🌙
تعادل بین تاریکی و روشنایی
گوش بده به طلسم جادوگرمون
همونطور که آیین مقدسمون رو اجرا میکنیم 🔮
با زمین و آب، هوا و آتش با شمشیر و کاسه و دایرهای که میچرخیم میایم به پیش شما با آرزوهامون بذار هر چیزی که پنهانه الان پیدا بشه با دوات، شمع، کتاب و شمشیر و صدای زنگ ناقوس محراب یک گره توی طنابمون میزنیم که جادومون رو توی طلسم محکم کنیم مادر مزارع تابستونی الهه ماه نقرهای با ما باش که قدرت بیشتر بشه با ما برقص، طلسم جادوگر رو انجام بده پدر شبنم تابستونی شکارچی برفهای زمستونی با دستان باز به استقبالت میایم با ما برقص که قدرت رشد کنه با ما برقص، طلسم جادوگر رو انجام بده آه-آه-آه-آه-آه-آه با ما برقص، طلسم جادوگر رو انجام بده آه-آه-آه-آه-آه-آه او، با ما برقص، طلسم جادوگر رو انجام بده مادر مزارع تابستونی الهه ماه نقرهای با ما باش که قدرت بیشتر بشه با ما برقص، طلسم جادوگر رو انجام بده پدر شبنم تابستونی شکارچی برفهای زمستونی با دستان باز به استقبالت میایم با ما برقص که قدرت رشد کنه با ما برقص، طلسم جادوگر رو انجام بده با همه نور ماه و خورشید با تمام قدرت زمین و دریا طلسم رو بخون و تموم شد همونطور که میخواهیم، همونطور خواهد شد.𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆
1 333
🌿𝅄 ⁺ . ᰔ
· ̩͙
دیگه تنظیم سیستم عصبی برای متعادل کردن بدنم موقع استرس کافی نیست. من نیاز دارم روی زمین جنگل دراز بکشم، جذب زمین بشم و به طبیعت برگردم. 𖧧 💚
𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆1 333
⋆ فدریکو گارسیا لورکا:
شاید تصور کنی که تو را فراموش کردهام امّا من پروندهای قطور از خاطرات تو و خندههای بیاد ماندنیات دارم. 📨🤎
𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆
1 333
آپولو (خدای خورشید) بهم خورشید رو نشون داد 🌞
گفت نزدیک نشم زیاد
وگرنه میشم یکی مثل بقیه آدمای روی زمین
ایکاروس، ماه رو نشونم بده 🌜 یه راه جدید بهم بده دور از تو که دیگه به چیزی فکر نکنم اوه، اوه، اوه، اوه اوه، اوه، اوه، اوه نور روز آروم آروم میاد از درِ باز میریزه تو میرقصه رو لبات جایی که سیگارتو نگه میداشتی یادم میاد وقتی گفتی میترسی خسته شی بعد دستمو گرفتی درست بالای میز آشپزخونه اوه، اوه، اوه، اوه اوه، اوه، اوه، اوه پس، آپولو منو برگردون به جایی که قبل از آشنایی با تو بودم و ایکاروس راهو نشونم بده که کجا باید برم صدای قدمهات رو میشنوم پا برهنه روی کف حموم وقتی داشتم میرفتم بیرون بهت گفتم هیچوقت نمیذارم بری𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆
1 333
🌝 نوشته بود:
ایکاروس باید صبر میکرد تا شب برسه،
ماه هیچوقت نمیذاشت از پیشش بره.
𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆1 333
🪨𝅄 ⁺ ᨳ
داستان مرگ ایکاروس، یکی از غمناکترین داستان افسانههای یونان باستانه. ایکاروس و پدرش توی هزارتوی کرت زندانی بودن ولی پدرش با استفاده از موم، بالهایی برای خودش و پسرش درست کرد و وقتی ایکاروس پرواز کرد انقدر بال زد و بالا رفت تا مومش توسط خورشید آب شد و به دریا سقوط کرد... 👼
𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆1 333
🌧️ 𝅄 ⁺ ᨳ
⋆ ولادمیر ناباکوف:
بله، به تو احتیاج دارم
زیرا تو تنها کسی هستی که میتوانم
در مورد رنگ یک ابر با او صحبت کنم.
𓍢ִ໋🀦𓍊 Daydreaming 𐦍༘⋆1 333
... 🛍 بجاي چرخیدن توي اکسپلور اینستاگرام
اینجــ 𝖢𝗅𝗂𝖼𝗄ــا رو چك کن
یه سرگرميِ باحال براي خودت رقم بزن ིྀ 🐏ْ .
