1 047
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-527 روز
-17330 روز
آرشیو پست ها
1 047
بابا لنگ دراز عزیز
در حسرتی از جانب تو بودم که عمر به پایان رسید، تا آخرین نفسهایم خیالم مالامال از تو شده بود، که آیا کسی هست تا موهایش را زیر بار نوازش هایش بگیرد و دستان همیشه سردش را گرم کند؟ یا وقتی به خانه باز میگردد گردِ خستگی را از روی شانهاش بتکاند؟
گذر ثانیهها آزارم میداد و میل داشتم تا اَبد و یکروز حرارت عشقت جانم را گرم کند. باید بگویم مقصود و منظورِ آن عاشقانههایی که بوی خاک باران خورده میداد تو بودی و خانهی شعرهای آبیتر، مردمکهای چشمهایت بود.
حالا بعد از این هم کنار توام، فقط در دنیایی دیگر که تو قادر به دیدن آن نیستی و وقتی که غصه داشتی برایت "لالاییِ بنفشهها" را میخوانم تا زودتر بخوابی.
معشوقهی ماهنشـان من، مراقب آبیِ دریایی قلبت باش و از این به بعد به جای هردویمان خوب زندگی کن.
__ جودی ابوت، هفدهم آگوست سال 2024
" خانه ی شعر های آبی تر "
1 047
تقريبا تخيلي ترين و باور نا پذير ترين افكارتون ، نمايي از وسعت كوچك بي خردتونه كه وجود ، پر هرج و مرج گريز ناپذيريتونو تشكيل ميده
1 047
بابا لنگ دراز عزیز
نامههایم را برای هیچکس نخوان نگذار گلهایی که برایت میفرستم را کسی جز خودت ببوید، آدمها را از این عشق با خبر نکن. نامههای من تماماً برای توست. برای چشمهای بارانیت، برای آسمانِ مه گرفتهی قلبت، برای خودِ رنجور و تبعید شدهاست.
__ جودی ابوت، یازدهم آگوست سال 2024
" نامه ها"
1 047
بابا لنگ دراز عزیز
نامههایم را برای هیچکس نخوان نگذار گلهایی که برایت میفرستم را کسی جز خودت ببوید، آدمها را از این عشق با خبر نکن. نامههای من تماماً برای توست. برای چشمهای بارانیت، برای آسمانِ مه گرفتهی قلبت، برای خودِ رنجور و تبعید شدهاست.
__ جودی ابوت، یازدهم آگوست سال 2024
" نامه ها"
1 047
بابا لنگ دراز
نمیدانم کجای کارم اشتباه آمده ام نمیدانم ایا اشتباهی زندگی کرده ام ک زندگی ام اینگونه است؟؟
من زیادی خوش قلب بوده ام و این اشتباه من در زندگی اشتباه است.
1 047
بابا لنگ دراز
نمی دانم کجای کارم اشتباه آمده ام نمی دانم ایا اشتباهی زندگی کرده ام ک زندگی ام اینگونه است؟؟
من زیادی خوش قلب بوده ام و این اشتباه من در زندگی اشتباه است.
1 047
بابا لنگ دراز عزیز
هر لذتی که میپوشم، یا آستینش دراز است یا کوتاه یا گُشاد، هر غمی که میپوشم، دقیق انگار برای من بافته شده، هر کجا که باشم.
جودی آبوت _ ٨ مارس
1 047
بابالنگ دراز عزیز،
در مسیر انتظار برای آمدنت، خودم را از دست دادم.
تو فرق میکنی، تو غرق میکنی...
__جودی ابوت
