fa
Feedback
کوچینگ - کیارش سادات رفیعی

کوچینگ - کیارش سادات رفیعی

رفتن به کانال در Telegram

معرفی من: https://t.me/c/2198545265/193 جهت اطلاع از دوره ها: @Zistkiaadmin ارتباط ، سوال ، پرسش: https://t.me/HarfChatBot?start=d4f66e2b73f3 @zistkiaabot

نمایش بیشتر
3 409
مشترکین
-524 ساعت
+217 روز
+10230 روز
آرشیو پست ها
امروز برام ریوایزی اومده برای یکی از مقالاتم که توی یکی از ژورنال های بسیار معتبر Nature portfolio در حال داوری هست... نکته م
امروز برام ریوایزی اومده برای یکی از مقالاتم که توی یکی از ژورنال های بسیار معتبر Nature portfolio در حال داوری هست... نکته مهم اینه که داور فقط داوری نکرده، بلکه پیشنهاد بسیار با کیفیتی برای ادامه پروژه داده! همیشه یادتون باشه، صرف چاپ مقاله مهم نیست! این مهمه که کی میخونتش، چه فیدبکی میده و چطور میتونی پروژه رو توی بالاتریت سطح جهانی وارد کنی! @neurovia_ins

از رویا تا واقعیت: داستان یک سال مطالعه سنگین، پژوهش مداوم و ساختن یک مسیر علمی این پست را بیشتر از اینکه برای اعلام چند مقال
از رویا تا واقعیت: داستان یک سال مطالعه سنگین، پژوهش مداوم و ساختن یک مسیر علمی این پست را بیشتر از اینکه برای اعلام چند مقاله بذارم، برای ثبت مسیری عمیق و اصیل میذارم! چون این ۵ مقاله برای من فقط «پنج مقاله» نبودن؛ یک سال زندگی‌کردن با یک سؤال بودن! سؤالی که مدام برمی‌گشت: معنا چطور شکل میگیرد؟ نه معنای شعاری و سطحی! معنا به‌عنوان یک پدیده واقعی در مغز، در فرهنگ، در رشد کودک، در روان‌پزشکی و در تجربه آگاهی و حتی سامانه های زیستی پایین دست تر. از یک جایی به بعد، برام روشن شد که خیلی از چیزهایی که جدا از هم میبینیم، شاید در عمق به یک مسئله مشترک برگردند: آن لحظه‌ای که یک چیز مبهم، ناگهان برای ذهن «فرم» پیدا می‌کند. آن لحظه‌ای که یک موسیقی، یک تصویر، یک جمله یا حتی یک رنج، برای ما معنا پیدا میکند. همان لحظه‌ای که انگار چیزی در ذهن click میکند. من این فرایند را با مفهوم symbolic closure توضیح دادم؛ یعنی لحظه‌ای که آشفتگی، ابهام و پراکندگی، به یک ساختار پایدارِ معنادار تبدیل میشود. اول از هنر شروع شد. چرا یک نقاشی یا موسیقی گاهی فقط یک سری رنگ و صدا نیست، بلکه ناگهان برای ما تبدیل به تجربه‌ای عمیق می‌شود؟ بعد سؤال بزرگ‌تر شد. اگر ذهن انسان دنبال معناست، پس چرا در طول تاریخ دین، ایدئولوژی، اسطوره و روایت ساخته؟ شاید چون انسان آگاه، بدون یک معماری معنا، زیر فشار مرگ، رنج، تنهایی و بی‌ثباتی ذهنی دوام نمی‌آورد. بعد وارد رشد کودک شدیم. چطور کودک از دیدن رفتار دیگران، کم‌کم به فهم «باید» و «نباید» می‌رسد؟ چطور یک رفتار ساده اجتماعی تبدیل می‌شود به هنجار؟ بعد همین مسیر به روان‌پزشکی رسید. اگر این فرایند معنا درست کار نکند چه می‌شود؟ گاهی جهان بی‌روح و خالی می‌شود؛ مثل aesthetic anhedonia، جایی که فرد چیزها را می‌بیند اما حس معنا و زنده‌بودن در تجربه نمی‌نشیند. گاهی هم برعکس، معنا بیش‌ازحد و اشتباه بسته می‌شود؛ مثل psychotic hyper-meaning، جایی که ذهن به چیزهای کوچک، پیام‌ها و معناهای سنگین و غلط می‌دهد. و در نهایت، سؤال به مغز رسید. مغز چطور این پایداری را می‌سازد؟ چطور نورون‌ها، timing، entropy، recursive gain و شبکه‌های قشری کمک می‌کنند که تجربه آگاهی پایدار بماند یا فروبپاشد؟ برای همین این ۵ مقاله، برای من یک مسیر واحد بودند: از هنر به معنا، از معنا به فرهنگ، از فرهنگ به هنجار، از هنجار به روان‌پزشکی، و از روان‌پزشکی به نوروساینس آگاهی. این سطح کار ، چیزیست که برای یک کانتریبیوشن واقعی لازمه! نه صرفا دنبال استاد رفتن و چند مقاله( عموما ریویو) پراکنده نوشتن و فقط سایتیشن و h index بالا بردن! خوشحالیم که تعداد زیادی از بچه ها در این مسیر دخیل بودن و در مسیر های بعدی، بسیار بیشتر... جهت اطلاع از دوره های مقاله نویسی: @zistkiaadmin @zistkiaadmin @neurovia_ins

یکی دیگر از کارهایی که در این دوره خواهیم کرد، اینه که در انتها، بچه هایی که اینترست مشترک به یک تاپیک دارن رو شناسایی کنیم و به هم لینک کنیم! که یا خودشون کار کنن یا هم با منتوری و... ! این‌ موضوع هم یکی از مهم ترین دستاورد هاییست ک روش کار خواهیم کرد. @neurovia_ins

۵۰ نفر دیگه ظرفیت با تخفیف ۵۰ درصدی تمدید شد! برای ثبت نام: @zistkiaadmin @zistkiaadmin @neurovia_ins

هرکی فکر می‌کنه هوش مصنوعی نمی‌تونه وارد جراحی بشه، باید این مقاله رو ببینه! بارها گفتم،‌رشته های تکراری مثل دندون و بسیاری ا
+1
هرکی فکر می‌کنه هوش مصنوعی نمی‌تونه وارد جراحی بشه، باید این مقاله رو ببینه! بارها گفتم،‌رشته های تکراری مثل دندون و بسیاری از جراحی ها به‌راحتی قابل جایگزینی هستن. ماجرا فقط این نیست که «یه ربات یه حرکت جراحی انجام داده». موضوع عمیق‌تره. در این مطالعه که در Science Robotics منتشر شده، پژوهشگران یک سیستم رباتیک به نام SRT-H ساختند؛ رباتی که با دیدن ویدیوهای جراحی و گرفتن دستورهای زبانی، یاد می‌گیره یک عمل جراحی رو مرحله‌به‌مرحله جلو ببره. یعنی فقط یک بازوی مکانیکی نیست. می‌بینه، ساختارهای آناتومیک رو تشخیص می‌ده، تصمیم می‌گیره، حرکت می‌کنه، خطا می‌کنه و دوباره خودش رو اصلاح می‌کنه. این دقیقاً همون نقطه‌ایه که جراحی از «مهارت دست» وارد قلمرو جدیدی می‌شه: ترکیب بینایی ماشین، یادگیری تقلیدی، کنترل رباتیک، تصمیم‌گیری مرحله‌ای و قضاوت انسانی. البته باید دقیق باشیم: این کار روی بیمار انسانی زنده انجام نشده. مدل آزمایشگاهی و بافت خارج از بدن بوده. پس قرار نیست فردا جراح‌ها حذف بشن. اما پیام علمی این مطالعه خیلی مهمه: هوش مصنوعی قرار نیست فقط مقاله بنویسه، عکس تحلیل کنه یا تشخیص بده. داره وارد حلقه‌ی عمل می‌شه؛ جایی که باید ببیند، تصمیم بگیرد و روی بافت واقعی اثر بگذارد. جراح آینده احتمالاً حذف نمی‌شود؛ اما جراحی آینده قطعاً شبیه امروز نخواهد بود. Source: Kim et al., Science Robotics, 2025 Johns Hopkins University Hub لینک: https://www.science.org/doi/10.1126/scirobotics.adt5254?url_ver=Z39.88-2003&rfr_id=ori:rid:crossref.org&rfr_dat=cr_pub%20%200pubmed @kiacoaching @neurovia_ins

تبریک به دکتر سادات رفیعی، دکتر اسدی انار و تیم نوروویا بابت چاپ این مقاله فوق العاده شاهکار و اصیل! هرکس بهت گفت ریاضیات در
تبریک به دکتر سادات رفیعی، دکتر اسدی انار و تیم نوروویا بابت چاپ این مقاله فوق العاده شاهکار و اصیل! هرکس بهت گفت ریاضیات در پزشکی و علوم زیستی به چه دردی میخوره، این مقالمونو بهش نشون بده.. گ خودش یک کلاس درسه برای هرکس میخواد پژوهش بکنه! خلاصه ای از توضیحات: ما در این مقاله تلاش کردیم نشان دهیم که مغز را فقط نباید به‌عنوان مجموعه‌ای از نورون‌ها، سیناپس‌ها و شبکه‌های عصبی دید. مغز یک سیستم دینامیکی زنده است که دائماً باید خودش را در برابر عدم‌قطعیت، آشفتگی، تعارض، خطا، تصمیم‌گیری، فرسودگی و فروپاشی شناختی پایدار نگه دارد. اینجاست که ریاضیات وارد زیست‌شناسی میشود. در این کار، ما از هندسه اطلاعات، دینامیک غیرخطی، نظریه میدان، ساختارهای Fisher، Finsler و Hermitian، و مفهوم Recursive Informational Curvature استفاده کردیم تا توضیح دهیم چگونه حالت‌های شناختی و آگاهانه در مغز پایدار می‌مانند، چه زمانی به مرز فروپاشی نزدیک می‌شوند، و چگونه کلاس‌های مختلف نورونی می‌توانند در این پایداری یا ناپایداری نقش داشته باشند. ایده اصلی ساده است، اما پیامدهای آن عمیق‌اند: آگاهی فقط «فعال بودن مغز» نیست. آگاهی یعنی توانایی مغز برای حفظ یک هندسه پایدار از معنا، بازگشت، زمان‌بندی و انسجام در برابر نیروهایی که آن را به سمت پراکندگی می‌برند. در این مقاله، ما نشان دادیم که مفاهیمی مثل recursive gain، symbolic entropy، phase coherence و curvature threshold می‌توانند به زبان ریاضی توضیح دهند که چرا بعضی حالت‌های ذهنی پایدار می‌مانند، چرا بعضی فرو می‌پاشند، و چرا اختلالاتی مثل افسردگی، dissociation، PTSD یا حتی بیهوشی را می‌توان از منظر پایداری هندسی مغز دوباره فهمید. این دقیقاً همان جایی است که آینده پزشکی، نوروساینس و علوم زیستی از حفظ کردن اطلاعات جدا می‌شود و وارد مدل‌سازی عمیق می‌شود! پزشکی آینده فقط دانستن اسم بیماری‌ها نیست. فهمیدن هندسه پنهان سیستم‌های زنده است. جهت اطلاع از دوره های آموزشی و یا منتورینک مقاله نویسی: @zistkiaadmin @zistkiaadmin @neurovia_ins

با هر استادی وارد پژوهش نشو! قبل از شروع همکاری پژوهشی، چهارتا چیز حداقل باید روشن باشه: سؤال پژوهش؟ نقش تو تو اون پژوهش؟ زمان‌بندی کار؟ خروجی نهایی مقاله؟ اگر این‌ها مشخص نیست، وارد پژوهش نمیشی فقط وقتتو با استاد تلف میکنی! اشتباه رایج دانشجوها اینه که فقط دنبال «استاد» میگردن. ولی مسیر درست چیه؟ اول فهم مسئله، بعد خوندن چند مقاله اصلی تو فیلد بعد پیدا کردن یه گپ کوچیک حالا اون موقعس ک استاد مرتبط رو میتونی پیدا کنی و همکاری موثر کنی! به استاد پیام نده که: «میخوام کار پژوهشی کنم.» باید بگی: «این موضوع رو بررسی کردم، این گپ احتمالیو دیدم، و فکر میکنم میشه از این مسیر یک مقاله ساخت.» این یعنی تو آماده همکاری هستی، نه فقط منتظر راهنمایی ساده! اون موقع استادم بیشتر جدیت میگیره. یادت نره، استاد حتی خوبم باشه شتاب‌دهندست، نه نقطه شروع مطلق! دانشجویی که فقط منتظر استاده، به جایی نمیرسه... دانشجویی که مسیر میسازه، زودتر وارد پژوهش واقعی میشه! جهت اطلاع از دوره های پژوهشی: @zistkiaadmin @zistkiaadmin @neurovia_ins

📌تبریک به تیم نوروویا بابت چاپ شدن مقاله بسیار با کیفیت و حرفه ای در ژورنال Neuroscience insight با ایمپکت فکتور: 3.5 🔥🔥 د
📌تبریک به تیم نوروویا بابت چاپ شدن مقاله بسیار با کیفیت و حرفه ای در ژورنال Neuroscience insight با ایمپکت فکتور: 3.5 🔥🔥 در این مقاله، working memory را نه صرفاً به‌عنوان یک حافظه کوتاه‌مدت، بلکه به‌عنوان یک سامانه کنترل ظرفیت‌محدود بررسی کردیم؛ سامانه‌ای که اطلاعات مرتبط با هدف رو حفظ، به‌روزرسانی و در برابر تداخل محافظت میکند! جهت اطلاع از دوره های مقاله نویسی: @zistkiaadmin @zistkiaadmin @neurovia_ins

نوروویا وارد فاز دوم پروژه هاش شده ... یک پژوهش حرفه ای، یک مسیر اصولی روی یک خط فکری منسجم پیش میره! نه صرفا چاپ مقاله، و خو
نوروویا وارد فاز دوم پروژه هاش شده ... یک پژوهش حرفه ای، یک مسیر اصولی روی یک خط فکری منسجم پیش میره! نه صرفا چاپ مقاله، و خوشحالیم که تعداد زیادی از دانش پژوهان هم عضو این مسیر بودن و خواهند بود. @neurovia_ins

خیر خالی بندی ای بیش نیست فقط قوانین به این صورته که اونایی ک دارن تو امریکا کار بالینی میکنن و تو پروسه NIW پاز شده بودن! مثلا رزیدنت بودن و اینا، اینا پاز براشون برداشتع شده وگرنه حتی برای research fellow هایی ک پزشکی خوندن هم این قانون برداشتع نشده، تحت تاثیر اراجیف اینستاگرامی قرار نگیرید.

‌ سلام استاد در رابطه با مطلب اخر کانال مگه تراول بن برای پزشکا برداشته نشده ؟

نکته مهم در خصوص بچه هایی ک ب زودی از پزشکی فارغ‌التحصیل میشن ( خصوصا طرح و اینام ندارن) و هدفشون آمریکاس: تا جای ممکن مرخصی بگیرید! چرا که هرچقدر زودتر فارغ‌التحصیل بشید و گپ بیشتری بین فارغ‌التحصیلی تا زمان برداشته شدن بن وجود داشته باشه، شانستون برای مچ شدن در جاهای تاپ کمتره. حواستون به این نکته باشه! @Kiacoaching

پزشکی خوندن باعث شد بفهمم نجات جان اکثر انسان‌ها در بالین اتفاق نمیفته! بالین، اکثرا آخرین ایستگاه بحران هست. خیلی از جان‌ها
پزشکی خوندن باعث شد بفهمم نجات جان اکثر انسان‌ها در بالین اتفاق نمیفته! بالین، اکثرا آخرین ایستگاه بحران هست. خیلی از جان‌ها باید از سال‌ها قبل نجات داده شن ؛ در آموزش بهتر، تصمیم‌گیری بهتر، پیشگیری، پژوهش، سیاست‌گذاری سلامت، فهم مغز، فهم رفتار سلول ها، تکنولوژی، و حتی تغییر سبک فکر کردن انسان‌ها! پزشکی برای من فقط یادگیری بیماری‌ها نبود؛ یک پنجره بود به این پرسش عمیق‌تر: چرا انسان‌ها قبل از رسیدن به بیمارستان، بیمار میشن؟ چرا تصمیم‌های غلط تکرار میشن؟ چرا سیستم‌ها دیر میفهمن؟ و چطور میشه قبل از فروپاشی، مسیر رو تغییر داد؟ شاید نجات جان، همیشه با روپوش پزشکی شروع نشه! گاهی با یک ایده، یک مقاله، یک آموزش، یا یک تغییر کوچک در شیوه فکر کردن جان خیلی ها میتونه نجات پیدا کنه...! @KiarashSadatRafiei

مسیر پژوهش آن‌قدرها هم عادلانه نیست! وقتی در بعضی ژورنال‌های تاپ، حدود ۹۵٪ مقالات رد می‌شن، اما باز هم چند اسم مشخص بارها و ب
مسیر پژوهش آن‌قدرها هم عادلانه نیست! وقتی در بعضی ژورنال‌های تاپ، حدود ۹۵٪ مقالات رد می‌شن، اما باز هم چند اسم مشخص بارها و بارها در همان ژورنال‌ها چاپ می‌شن، باید یک سؤال جدی پرسید: آیا نشر علمی فقط درباره کیفیت مقاله است؟ یک پژوهش جدید در Quantitative Science Studies دقیقاً همین مسئله رو بررسی کرده. نویسنده‌ها حدود ۶۰ سال روند چاپ مقاله رو در ۴۲ ژورنال برتر حوزه‌های مدیریت، منابع انسانی و روان‌شناسی صنعتی-سازمانی تحلیل کردند؛ بیش از ۶۰ هزار مقاله. نتیجه ساده ولی مهم بود: فضای ژورنال‌های برتر به‌صورت کاملاً برابر بین پژوهشگرها توزیع نشده. یک گروه کوچک از نویسنده‌ها سهم بسیار بزرگی از این فضای محدود رو گرفته‌اند، و در بعضی حوزه‌ها این تمرکز حتی شدیدتر هم هست. یعنی چی؟ یعنی وقتی یک پژوهشگر وارد شبکه ژورنال‌های تاپ می‌شه، احتمال اینکه دوباره در همان فضا چاپ بشه بیشتر می‌شه. نه فقط به‌خاطر کیفیت علمی، بلکه به‌خاطر اعتبار قبلی، همکاری با افراد شناخته‌شده، دسترسی به شبکه‌های قوی، و دیده‌شدن بیشتر. این یعنی مسیر پژوهش برای همه از یک نقطه شروع نمی‌شه. پس اگر پژوهشگری، فقط دنبال مقاله نوشتن نباش. سیستم نشر علمی رو هم یاد بگیر. بدون اینکه بدانی ژورنال‌ها چطور فکر می‌کنند، شبکه‌های علمی چطور ساخته می‌شن، و اعتبار پژوهشی چطور تجمع پیدا می‌کنه، حتی یک ایده خوب هم ممکنه دیده نشه. علم هنوز ارزشمندترین مسیر برای ساختن حقیقت است؛ اما مسیر علم همیشه آن‌قدرها هم عادلانه نیست. @neurovia_ins

خطاب به دانشجویان پزشکی: از حبابت بیرون بیا تا به موفقیت برسی! تو جلسات کوچینگی که تو این سالها برگزار کردم ، بچه های پزشکی زیادی رو دیدم که فقط فکرشون نمره، دانشگاه ،‌کدوم بخش بهتره، کدوم بخش آف تره ، کی با کی رل زده، کی با فلان استاد کار کرده و.. بود! چی باعث میشه این فکرو کنن؟ چون اکثریت این بچه ها سال کنکور فقط درس خوندن و یک بعدی بودن، اصطلاحا تو همون حبابی بودن که برای خودشون تشکیل دادن و عملا نتیجشم دیدن! حالا مغزشون میگه خب، باید تو همین حباب بمونم! و نتیجه چی میشه؟ یهو وارد زندگی واقعی میشن و میبینن این حباب ها جوابگو نیست، این حباب ها فقط یک پاداش سطحی بوده! پس عمیق فکر کنید ، و هدفتون چارتا نمره و شرح حال و... نباشه! @Kiacoaching