Dddd
کانال بسته
143
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-457 روز
-5830 روز
آرشیو پست ها
143
قدرتشو داشتم سر تکتونو میبریدم
چه عروسک بدست چه عصا بدست
هیچ رحمی براتون به خرج نمیدادم درست همونطوری که واسه مردم بیگناه انقدر حرومزاده بودین
143
دیگه هیچیه هیچی راجب روابط عاطفی اهمیت نمیدم تا وقتی که انقدر تنفر داخلم لونه کرده و وارد شخصیتم شده
143
حالا دغدغه یه مشت گوساله میشه کادو ولنتاین واسه عشق اینترنتیشون
شارژ 10 هزارتومنی بخر شب زیر پتو زنگ بزن لاس بزن باهاش بدبخت
143
دستم بهت میرسید سرتو میکوبیدم کنج دیوار تیز با کلنگ میزدم وسط سینه نحیف کیریت حرومزاده
تک تکتون باید به همین سرنوشت دچار شید
143
ولی توی حرومزاده رو دستو پاتو باید برید و با ناخون گیر کل پوست بدن نحست رو سانت به سانت بِکَنم و با سیم خاردار ببندمت و میلگرد داغو بذارم داخل دهنت تا از درون شروع کنی آتیش گرفتن مادرجنده ی بی ناموس
سر خواهر و مادر خودتون بیاد
مادر اونی که طرفدار این آدمکشای متجاوز بچه کشه رو گاییدم همتون حرومزاده اید چه کسی که صداشو خوابونده چه کسی که صداش صرف کمک به اینا میشه
143
اخبار یجوری کسوشره که واقعا عذرم میگیره بخوام چیزی به شما نشون بدم تا حالتون خراب شه ولی مجبورم بفرستم
143
Repost from [ رسانه مردمی - ایران ما ]
آنا بارانی ۲۳ ساله امروز صداش کردن اطلاعات و ازش اعتراف اجباری گرفتن، فردا دادگاه داره و همین حالا هیچی نشده اموالش توقیف شده مثل گوشی و هرچیز دیگهای و ۵۰۰ میلیون جریمه شدن. لطفا ازتون میخوام این خبر رو دست به دست کنید برسونید دست همه تا خبر داشته باشن بشه نجاتش داد.
🚨URGENT: Ana_Barani, 23 years old, was summoned by intelligence authorities today and forced to make a confession. She has a court hearing tomorrow, and even though nothing has been proven yet, her belongings — including her phone and other personal items — have already been confiscated, and she has been fined 500 million.
Please, I ask you to share this news widely so everyone becomes aware and we can help save her.
- @iransocial |
143
هیچیه هیچی قرار نیست تغییر کنه
هر دفعه دلم خوش شد 99 درصد بود داشت میرسید 100 تا خوشحال شدم شد 0
143
کدوم حرومزاده ای بالاسرمونه
تف بهت پایین رو نگاه کن تو 12 ساعت هزار هزار بنده هایی که مثلا خودت ساختی برگشتن سمتت به حق ترین شکل ممکن
143
توی دفتر خاطراتم نوشتم شاید من مثل ارنم فقط فرقمون اینه ارن خیالی هست و میخواد تایتان هارو کامل بکشه
من میخوام انسان های کامل بکشم
حتی مانگای کسشرش هم کامل نیومده بود بیرون که بخواد بگه ارن میخواد بشریت رو منقرض کنه و توی فازش نبودم و از بچگی این خوی و شخصیت اینی که بخوام جمعیت زیادی از انسان های کثافت و گوه بار رو حذف کنم همراهم بوده
انگار داخلم حک شده و توی خودم میبینم اینی که بخوام مسئولیتش رو روزی قبول کنم تا از بین ببرم این آدمای قاتلی که جون بقیه رو میگیرن
اگه به قیمت حذف قاتل ها باشه من حاضرم خودم یه قاتل بار بیام
حتی اگه جهنم واقعی باشه و هزینه ی قتل یک نفر رفتنم به جهنم باشه میخوام اون یک نفر کسی باشه که بی گناه رو کشته
بی گناه رو بکشی قاتلی و گناهکار هم بکشی قاتلی
چرا تمام گناهکار هارو نکشی تا کسی که مظلوم و بی گناهه چیزیش نشه؟ بهتر نیست؟
143
احترام چه کسکشیه بابا من خالی خالیم یه گودی و چاله بزرگ وسطم باز شده هرچی میریزم توش که پر کنتش باز مثل سیاهچاله میکنه و میخوره و میبره غیب میکنه و ترک داخلم بیشتر جا باز میکنه
بحث چس نالش نیست نمیگم کسی مثل من نیست یا من از همتون بدترم فلان اینایی هم که میگم فقط واسه ریختن بیرونه چون نمیخوام تلنبار شه رو همدیگه شایدم یه همصحبت داشته باشم من کمکش کنم اون کمکم کنه باهم حرف بزنیم رفیق شیم این داستانا اصلا بتخمم رفیق هم نشیم همصحبت هم گیرم نیاد جدی مهم نیست هیچی دیگه
143
تموم زندگیمو وقف این کردم که خودمو راضی کنم و فکر میکردم این احترامیه که باید به خودم قائل باشم
در آخرش چیشد؟ چیزی شدم که ازش متنفر بودم
