261
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-187 روز
-1730 روز
آرشیو پست ها
نام تو را ای متعال خواهم سرایید
نام تو را با عود ده تار خواهم سرایید
زیرا که به شکلی مهیب و عجیب ساخته شده ام
استخوانهایم از تو پنهان نبود
وقتی که درنهان به وجود می آمدم
و در اسفل زمین نقش بندی میگشتم
من اگر بخوام توی زندگیم به چیزی قدسیت بدم تنها میتونم احساسات رو مقدس بدونم؛
احساس شادی، احساس غم، احساس ترس، احساس هر چیز.
توی زندگی لحظاتمون وابسته به احساساتمون شکل میگیره و همون لحظه ها روح و زیست و شخصیت مارو تشکیل میده و هستهٔ همه اونا همون احساساته.
احساسات مقدس ترین داشته انسانه و مقدس ترین احساس هم از نظر من احساس دوست داشتنه.
یا مثلا حافظ گفته
زلفآشفته و خِویکرده و خندانلب و مست
پیرهنچاک و غزلخوان و صُراحی در دست
نرگسش عَربدهجوی و لبش افسوسکنان
نیم شب، دوش به بالین من آمد، بنشست
سر فرا گوش من آورد به آوازِ حزین
گفت: ای عاشقِ دیرینهٔ من، خوابت هست؟
عاشقی را که چنین بادهٔ شبگیر دهند
کافر عشق بُوَد گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تُحفه به ما روزِ الست
آن چه او ریخت به پیمانهٔ ما نوشیدیم
اگر از خَمرِ بهشت است وگر بادهٔ مست
خندهٔ جامِ می و زلفِ گرهگیرِ نگار
ای بسا توبه که چون توبهٔ حافظ بشکست
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشاندهای مرا کنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
-
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب میشود
-فروغ
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشاندهای مرا کنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
-فروغ
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
