fa
Feedback
(ننه) سونگ هانبین

(ننه) سونگ هانبین

رفتن به کانال در Telegram

For zb1's leader ✨ @hanbinbin_bot

نمایش بیشتر
إيران148 807دسته بندی مشخص نشده است
222
مشترکین
+524 ساعت
+357 روز
+4130 روز
آرشیو پست ها
چقدر باهاش سافتههه😭😭😭😭

چرا حس میکنم " 😆" بیشتر شبیه فحش بود 😭

🎻: دو ساعت خوابیدم الانم دارم میرم اولسان😆
🎻: دو ساعت خوابیدم الانم دارم میرم اولسان😆

هفته های اول که هیچکدوم خواب نداشتن

اسکجول اندابل واقعا سنگین بوده این مدت

و گیووین هم ام سی هست

دارن میرن اولسان برای فستیوال موسیقی که هست و دور از سئول هست چند ساعت توی راهن

و اندابل دارن میرن برای اسکجول بعدیشون

الان تقریبا ساعت سه شب کره هست

امپاپا قبلاً خیلی حالش بد بود. احتمالاً به خاطر وضعیت جسمی‌اش بود… (الان) باید رفته باشه به یه جای بهتر. با اعضا هم حرف زدم؛ همین الان هم با سونگون صحبت کردم. با ریکی هم همون سه‌شنبه درباره‌اش حرف زده بودم. فکر می‌کردم حتماً منو درک می‌کنه، برای همین اول بهش گفتم. ریکی زودتر اومد بغلم کرد و دلداری داد، برای همین یه حس خیلی پیچیده ای داشتم. ولی اون روز سه‌شنبه، به هر حال خودمو نگه داشتم و دووم آوردم. من و اون ده سال با هم بودیم… واقعاً از خیلی چیزا با هم رد شدیم. از دست دادن اون، برای من فقط از دست دادن یه حیوون نبود؛ بیشتر شبیه از دست دادن یه عضو خانواده بود. آره… من واقعاً از خداحافظی متنفرم. از وقتی ترینی بودم هم همین‌طور بودم. هر بار خداحافظی خیلی ناگهانی میاد، همیشه بدون هیچ آمادگی‌ای. حتی وقتی یه ترینی از تیم می‌رفت، همون لحظه هیچ زمانی برای هضمش نبود. بعدش هم فرصت نمی‌کردم احساساتم رو جمع‌وجور کنم، فقط یه سنگینی تو دلم می‌موند. اگر بشه، واقعاً می‌خوام ازش فرار کنم… این تنها چیزیهرکه دوست دارم ازش دوری کنم. برای همین واقعاً از خداحافظی متنفرم. الان توی برنامه‌ی موزیک کور هم فقط من و دوهون موندیم اگه بخوام به خودم نگاه کنم، حتی فکر می‌کنم شاید دچار استرس پس از حادثه (PTSD) شده باشم. انگار مغزم خودش داره حالت دفاعی فعال می‌کنه. حس می‌کنم از واقعیت جدا شدم. قبلاً شنیده بودم اون تا ۱۵ دسامبر دووم نمیاره… ماه ژانویه که رسید، خوشحال شدم که هنوز مونده. ولی از ژوئن به بعد، حالش خیلی بد شد و دیگه واقعاً تموم کرد. چیزی که بیشتر از همه منو دردناک کرد این بود که… همه سعی می‌کردن تو چشمام نگاه نکنن. عمداً نگام نمی‌کردن. از من فاصله می‌گرفتن… کاملاً حسش می‌کردم. کل اون مدت داشتم خودمو نگه می‌داشتم که کسی از طرفدارها یا کسی روی صحنه نفهمه حالم بده. راستش اگه تسلی گرفتن رو قبول می‌کردم، می‌ترسیدم کامل بشکنم… برای همین چیزی نگفتم. نمی‌خواستم اعضا هم وسط فعالیت‌ها درگیرش بشن، برای همین هنوز هم خیلی حرف نزدم. اگر بیشتر حرف بزنم، خودم هم دیگه نمی‌تونم ادامه بدم. برنامه‌ها هم خیلی شلوغه… دلم خیلی براش تنگ شده. برای همین لطفاً فعلاً درباره‌اش صحبت نکنید. می‌ترسم حتی نتونم زندگی عادی‌مو ادامه بدم. فردا که به اولسان میایید، لطفاً بیشتر لبخند بزنید. اگر موقع اجرا گریه کنم، برای همه سخت می‌شه، نه؟ صحنه‌ی گریه وسط اجرا هم خیلی ناخوشاینده… امروز فقط خواستم حرف دلم رو بزنم. این موضوع خیلی سخت‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردم… از بیرون شاید عادی به نظر بیاد، ولی از داخل واقعاً دارم له می‌شم. این روزها حتی نمی‌تونم بخوابم؛ کل این مدت شاید فقط ۵ ساعت خوابیدم. اخیراً همه‌چیز دور و برم رو خاکستری کردم؛ پتو، لباس… همه خاکستریه. فقط دلم تنگ شده… ولی تظاهر به عادی بودن خیلی سخته. بزرگ شدن واقعاً کار راحتی نیست. ولی وقتی می‌بینم گروه‌های تازه دارن دبیو می‌کنن، واقعاً خوشحال می‌شم. و خوشحالم که فن‌ها هم خوشحال هستن. من سعی می‌کنم جلوی همه آروم باشم و ناراحتی نشون ندم. چون اگر فن‌ها منو در حال گریه ببینن، خودم بدتر می‌شم. امیدوارم کسی متوجه حال بد من نشده باشه. امروز لایو رو همین‌جا تموم می‌کنم. احتمالاً چند ماه طول می‌کشه تا بتونم دوباره حالمو جمع کنم. هر بار چیزی مربوط به اون سگ می‌بینم، خیلی اذیت می‌شم. حتی تو موزیک کور هم مجبور شدم خودمو کنترل کنم. بین برنامه‌ها هم همین‌طور. وقتی فن‌ها درباره‌اش حرف می‌زنن هم خیلی سخت می‌شه. شاید بعداً نظرم عوض بشه، ولی الان فکر می‌کنم دیگه شاید سگ نگیرم… البته نمی‌دونم آینده چی می‌شه. فردا باید برم اولسان برای برنامه. امیدوارم وقتی منو می‌بینید که دارم لبخند می‌زنم و اجرا می‌کنم، براتون عجیب نباشه. من فقط دارم سعی می‌کنم عادی به نظر بیام، نه اینکه عوض شده باشم. همون آدم قبلی‌ام، فقط یه دیوار دور احساساتم کشیدم. من واقعاً از خداحافظی متنفرم… دلم می‌خواد از این حس خلاص بشم. امروز دیگه همین‌جا تموم می‌کنم. دارم خودمو نگه می‌دارم که گریه نکنم… همین دیگه. فردا در اولسان می‌بینمتون.

واقعا دردناکن

خلاصه حرف‌های گیووین توی لایوش

لیدر جانگ 🤌

گیووین گفت که اسم تایتل اول full moon بوده بعد هائو با کمپانی صحبت کرده و متقاعدشون کرده اسمشو بزارن curious تا به آلبومشون بیاد

ته ره گفته که آلبوم ASCEND یجورایی یه تست بوده تا ببینن شرایط چطور پیش میره و نتیجه‌اش چجوریه

و گیووین صبر کرد تا پروموشن ها تموم بشه بعد این خبر رو بده

فک کنم پروموشن های اندابل تموم شد