گردهماییجملاتفراموششده
رفتن به کانال در Telegram
320
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+67 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
درخت روبهروی خانهی پلاک پنجاه و چهار، سنگین ترین بارش را آن سال تا همیشه به دوش کشید. او آنجا بود، نه فقط آن دو شب، پنجاه و هشت سال بود که آنجا بود. آن شب که مجید رفت، او ریشه هایش را تکاند و تکاند و تکاند، میخواست درخت نباشد، ایران باشد، ایرانی باشد، کنار مجید و مجید ها باشد. اما نشد. ریشه کرد و در بند ماند. همچون ایران. همچون ایرانی. همچون مجید، امروز در بند خاک. درخت ها ریشه میکنند، اما آدمها میروند. مجید آن شب رفت. مجید امروز ۱۵۸ روز است که رفته است. اما درخت هنوز اینجاست، خانهی پلاک ۵۴ هم هنوز هست، عکس مجید با پیشوند جاویدنام هم روی در خانه بود تا ۲۲ بهمن ماه که تصمیم گرفتند پاره پارهاش کنند. من هم هنوز هستم، هر روز کوچه ۲۴ را که پا میگذارم، تکهای از من کنار خانه ۵۴ میماند و من مجبور به گذرم. من هم پاره پاره ام امروز. همچون عکس مجید. مادر میگوید من زیادی سخت گرفتهام اما درخت هم امروز خم تر از پیش است. آدم که آدم است...
و در نهایت هیچکس آزاد نبود. یکی را افسار، دیگری را خود، به بند میکشید. مهم نبود دو پا باشی یا چهار پا، همیشه ریسمانی از جایی آغاز و به گردنی آویخته میشد. آزادی عطری بود که عجولانه به هوا میپرید و تنها ردی تلخ از خود بر جا میگذاشت...
ستارهی نورانی روز آفرین؛ چگونه این چنین تابان و پاک ماندهای پس از آن همه سیاهی؟ چه شبیست این مکافات که هرچه طلوع میکنی صبح نمیشود؟ زین پس به هر آبادی و ناآبادی رفتی، به سبزِ امیدِ دامنِ طبیعت و تیرهی ماتم چارقد کویر، بگو از ما. از ما دریای خروشان خواهان آزادی، که چنان بیگناه، به آتشِ خشمِ گلولهشان بخار شدیم و به آسمان رفتیم. تو باد شو و ابرِ باران ما را به هرکجا که تابیدی ببر، ببر که به گرمایی، جز گرمای عدالت تو، عزیزانمان ابر شدند و اشک تا ابد بر ما میبارد.
عزیز خفته در خاکم امروز که من بر سر مزارت ایستاده بودم و تو را خاک به آغوش کشیده بود، آنچنان باد میوزید که انگار قصد بردن غمهایمان را داشت، اما او هم نتوانست. سنگینی کوله بار غم هایمان او را هم ماندگار کرد. کنارمان نشست و شروع به گریستن کرد. باد شیون کنان میوزید، اما کنار نالهی مادران به قهقهه میمانست. چشمان گریه نکرده پدران اشک میریخت و تمام گورستان را بوی کودکان یتیم برداشته بود. آزادیِ کبوتران را هم دزدیده بود انگار، همانکه زندگی تو را دزدید، آنها هم به سوگ نشسته بودند. زیر طاق آسمان، رو به گور های بی نام و نشانی که تنها سیاههشان نام سرخ دیماه بود، ایستاده بودم و نمیدانستم خاک آیا همانی را سخت به مشت میفشارد که کنار من، در یک خیابان نام آزادی را فریاد میکشید؟ اشکهایم چنان پایین میریختند گویی آنها را هم تیر و فشنگ دنبال میکرد. گلهای روی سنگ سردت رنگینترین لباسشان را به تن کرده بودند، آنها هم جاوید شدنت را جشن میگرفتند و من همچنان اشک میریختم. بر گلهایی که به جای دستت روی سنگت افتادهاند، بر آسمانی که بر سرت نیست دیگر، بر خدایی که آن شب خدا نبود. بر خدایی که امروز هم خدا نیست، که اگر بود فغان این همه آدم را میشنید.
چهل روز است سراغت را از خورشید میگیرم عزیزکم، چهل شب است ماه را به دنبالت به سرکشی روانه میکنم. میگویند تو روشنتر از خورشید و تابانتر از ماه بودهای، شاید برای همین است که چشم کم سویشان تا کنون پیدایت نکرده. نمیداند تو را باید به دنبال گیسوی رها و مشت گره کردهات بگردند. از من اما گیسی به سپیدی دفترخاطرات کم عمرت باقی مانده و چشمی به نمناکی رویاهای باران خوردهات. چگونه دوام آوردهام تا امروز؟ چهل ماه و چهل سال هم بگذرد از تو ظرفی بر سر میز و کتابی نیمه باز باقی ست. دانه دانه های شال گردن نیمه بافتهات به انتظارت میایستند و مینشینند و دانه دانه اشکهای مادرانی بیشمار بر تو ریخته میشود. اما تو آرام بخواب عزیزکم، بخواب که خواب را حرامشان میکنیم.
Repost from برف روی کاج ها🌲
برای صالح محمدی :
Dear Sir or Madam,
Thank you for your continued attention to the human rights situation in Iran.
I am writing to urgently bring to your attention the case of Saleh Mohammadi, a 19-year-old wrestler from Qom and a medal-winning athlete who now faces execution.
According to reliable sources, he is detained under harsh conditions, denied access to legal counsel, and at immediate risk of the death penalty. His family has been left without reliable information about his fate, and there are serious concerns that any confessions were obtained under duress.
In this context, political sponsorship by members of parliament and international figures is one of the few remaining tools that can prevent this tragedy. Raising Saleh Mohammadi’s name in official settings, issuing public statements, or sending formal correspondence can save his life and send a clear message: that athletes, like all citizens, deserve the right to a fair trial and cannot simply disappear.
Similar political sponsorship has saved lives before, including during the “Woman, Life, Freedom” movement. Today, Saleh needs that same voice.
He is only 19 years old, a young athlete with his life ahead of him.
We respectfully ask you to become his political sponsor today. Let Saleh Mohammadi’s name be remembered not as a victim of silence, but as someone whose life the world refused to ignore.
Thank you for standing with the people of Iran and for giving voice to those who cannot speak for themselves.
Sincerely
برای شروین باقریان :
Dear Sir or Madam,
Thank you for your continued attention to the human rights situation in Iran.
I am writing to urgently bring to your attention the case of Shervin Baqerian, an 18-year-old who, according to reliable sources, is scheduled to be executed in public tomorrow.
He has been denied access to legal counsel while in detention and, according to credible reports, has been subjected to torture and coerced into making a forced confession. His family has received no reliable information about his condition or whereabouts, and there is no guarantee that he will receive a fair trial.
In this context, political sponsorship by members of parliament and international figures is one of the few remaining tools that can prevent this tragedy. Raising Shervin Baqerian’s name in official settings, issuing public statements, or sending formal correspondence can save his life and send a clear message: that such violence will not go unanswered.
Similar political sponsorship has saved lives before, including during the “Woman, Life, Freedom” movement. Today, Shervin needs that same voice.
Tomorrow is too late. Shervin is 18 years old and is set to be executed in public.
We respectfully ask you to become his political sponsor today. Let Shervin Baqerian’s name be remembered not as a victim of silence, but as someone whose life the world refused to ignore.
Thank you for standing with the people of Iran and for giving voice to those who cannot speak for themselves.
Sincerely
به این ایمیلها:
- helmut.brandstaetter@europarl.europa.eu - info@danielfreund.eu - sr-iran@ohchr.org - urgent-action@ohchr.org - info@ohchr.org - iran@amnesty.org - info@iranhrdc.org - iran@hrw.org - hrwpress@hrw.org - droi-secretariat@europarl.europa.eu - human-rights@eeas.europa.eu - hrforirancampaign@gmail.com - hengaworg@gmail.com و تو قسمت سابجکت بزنید:
Executing teenagers in Iran.Repost from 𝗪𝗼𝗿𝗹𝗱 𝗠𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁𝘀.
🚨 ۱. شروین باقریان ۱۸ ساله حکم اعدامش قراره اجرا بشه. ۲. صالح محمدی کشتی گیر تیم ملی به اعدام در میدان نبوت قم و در ملاعام محکوم شده.
لطفا لطفا توییت بزنین براشون.
🚨 URGENT: 18-year-old #ShervinBagherian is at imminent risk of execution in . He has been sentenced to death on fabricated murder charges after a sham trial. We must be his voice before it’s too late.
🚨URGENT: #SalehMohammadi is at serious risk of execution. He is a 19 year old national freestyle wrestler. He has the right to live. Do not stay silent speak up before it’s too late. #StopExecutionsInIran #IranMassacre #صالح_محمدی
Repost from خاطرات پس از مرگ
توی یونان باستان به آدمایی که جوون کشته میشن میگفتن بیوتاناتی، چون باور داشتن هر آدمی مقدار مشخصی انرژی برای زندگی داره، مثلاً ۸۰ سال. وقتی یکی تو ۲۰ سالگی کشته میشه فقط ۲۰ سال از این انرژی مصرف شده و بقیهش دستنخورده میمونه. این انرژی نمیتونه همراه روح به دنیای مردهها بره، پس همونجا روی زمین، توی همون خیابون و کشور باقی میمونه.
برای همین روح بیوتاناتی آروم نمیگیره و باعث تنش و بیثباتی میشه تا خواب و آرامش رو از عامل مرگش بگیره.
Repost from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾
ازتون خواهش میکنم صدای افراد بازداشتی باشید
لیست ۱ لیست ۲ لیست ۳ لیست ۴ لیست ۵
لیست ۶ لیست ۷ لیست ۸ لیست ۹ لیست ۱۰
لیست ۱۱ لیست ۱۲ لیست ۱۳ لیست ۱۴ لیست ۱۵
لیست ۱۶ لیست ۱۷
طریقه ایمیل زدن به سازمانهای بینالمللی حقوق بشر برای بازداشت شدههای اخیر هم از اینجا چک کنید.
نامشان را صدا بزن و نامها را بهخاطر بسپار
یادآوری خیلی از این افراد در خطر جدی اعدام هستن پس توییت زدن شما میتونه واقعا کمکشون کنه.
و لیست افراد مفقودی بازداشتی و در خطر اعدام.
همینطور اگه کار با توییتر رو اصلا بلد نیسیتد آموزش استفاده از توییتر رو از اینجا میتونید چک کنید.
همینطور جزوه فعالیت امن و اطلاع رسانی درباره بازداشت شدگان و نکات ضروری درباره بازداشت و بازجویی، ارتباط امن در زمان قطعی اینترنت و تلفن همراه پس از احضار که خیلی به کارتون میاد.
