fa
Feedback
گردهمایی‌جملات‌فراموش‌شده

گردهمایی‌جملات‌فراموش‌شده

رفتن به کانال در Telegram
343
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
نیکی کریمی عباس غزالی ارژنگ امیر فضلی و هومن سیدی کسایی که متعدد فعالیت داشتن مخصوصا سه تای اولی چون ایران نیستن و دست و بالشون باز تره‌

ژاله صامتی که با یه استوری از گوزمان جمشیدی حمایت کرده بود حالا یه زحمت به خودش نداد چیزی بگه همینطور رضا عطاران و مهران مدیری رامبد جوان که مردم یه گونی اکلیل برای خودشو کاراش میریدن خفه خون گرفتن مهرداد صدیقیان و نیما شعبان نژاد که کراش العالمین خطابشون میکردن هم همینطور پیمان معادی که به تازگی وایرال شده بود هم واکنشی نشون نداد درحالی که دست و بالش بازه سروش صحت که ادعای کتابخوان بودنش دهن همرو سرویس میکنه هم حرفی نزده از بین اینا فقط چند نفر واکنش درست حسابی نشون دادن بقیه شون ری‌اکشناشون مال چند هفته پیش یا در حد سیاه کردن پروفایل هاشون بود و یه چندتا استوری ساده ی تسلیت و چصناله

و بله ایرانی بودن اینطوره انسان هایی که هرگز چشم به چشم هم ندادند و انگار میان یک تن زندگی می‌کنند. من امروز غمگینم اشک میریزم برای خودم برای سپهر برای همه‌ی سوگواران و این نشان سلامت منه غمگین بود توی این روزگار احساس درستیه نشانه‌ی روح سالمه، به درستیه احساس درد و گرما و سرما در بدن سالم

Repost from آلکاتراز
حتی از نوشتن خجالت می‌کشم. حرف زدن درمورد این‌ها خیلی سانتی‌مانتال و الکی بنظر می‌آد. صبح رو گریه کردم، ظهر گریه کردم، موقع امتحان دادن گریه کردم، موقع خرید گریه کردم، موقع غذا خوردن گریه کردم، موقع تماشای نقاشی‌هام گریه کردم، اینستاگرام رو باز کردم و گریه کردم، توییت‌هاتون رو می‌خونم و گریه می‌کنم. چی بگم‌ آخه؟

Repost from آلکاتراز
وقتی کشتار اتفاق می‌افته، فقط بدن‌ها نمی‌میرن. به قول ایشون قتل یعنی نابود کردن یک شبکه‌ی زنده؛ کتابی که نیمه‌کاره موند، فکری که هرگز گفته نشد، عشقی که هنوز نام نداشت. مرگِ خشونت‌بار زمان رو پاره می‌کنه؛ آدم‌ها رو از آینده‌شون می‌دزده. و بازمانده‌ها مجبورن با این آینده‌ی دزدیده‌شده زندگی کنن. گناه بازمانده اغلب از همدلی افراطی می‌آد، نه از خودخواهی؛ از این‌که تو صدایی رو شنیدی که دیگران شنیدنش رو ادامه نمی‌دن، از این‌که بدن تو هنوز اینجاست، اما حافظه‌ات نه. بازمانده بودن یعنی خندیدن و بلافاصله شرم کردن، برنامه ریختن و احساس خیانت، زنده بودن و حسِ نابه‌جایی. اما یک نکته‌ی تلخ و مهم هست: تو با زنده موندنت قاتل نیستی. ادامه دادنِ تو ادامه‌ی جنایت نیست. مسئولیت ناتمامی‌ها با کسی‌ست که مرگ رو تحمیل کرد، نه با کسی که ناخواسته از اونن جان به در برد. از یاد نبرید.

تا سرت نیاد نمی‌فهمی. من هم مثل خودت، تا سرم نیاد نمی‌فهمم. اگر هم جز اینی که می‌گم باشه، یا باید درک‌مون از چشم و گوش پیشی گرفته باشه، یا باید از فرط تجربه به هزار و چند پاره‌ی ریز و درشت بدل شده باشیم. تو بگو حاضری؟ حاضری به زیستن در هزار و چند تن؟ حاضری به چشیدن هزار و چند درد؟ بیا پایین از روی اون منبر ابری آدمیزاد. پایین‌ترم نگاه کن. این‌ها تنن، تن. این‌ها جان داشتن، جان.

اینترنتا وصل شد و حالا اشکام بند نمیاد

چیزی که میترسیدم اتفاق افتاد:)

چه جوانانی اسماعیل_ چه جوانانی..mp31.25 MB

و به راستی که اسماعیل تمام سهم ما از سرزمین‌مان بیمارستان‌ها و تیمارستان‌ها و گورستان‌ها بود؟ حیف بودیم ما اسماعیل حیف بودیم. راز زندگی را می‌دانستیم، بیشتر از قاتلانمان. گفتی زندگی روزی دست محبت می‌کشد بر سرت و روزی سیلی‌اش صورتت را سرخ می‌کند. زندگی برای ما از ازل یک دست داشت اسماعیل صورتمان سرخ‌تر از این نمی‌شود... تن عاشق نشده را گور حیف است اسماعیل لب بوسیده نشده را خاک ببوسد که نمی‌شود! عزای آنانی را گرفتیم که عروسی ندیده بودند. چه جوانانی اسماعیل می‌بینی؟ چه جوانانی...


چشمش می‌گشت به دنبال هم فکر هم صدا هم‌رزم... زندانی بود میان مرزهای مادر خویش... مجرم بود و جرمی به مقدسی آزادی نمی‌شناخت...

فرو بپاش دیگه اه.

خدا نصیب کنه

🔴 آسوشیتدپرس: حمله به کاراکاس و ربودن مادورو بیش از ۳۰ دقیقه طول نکشیده! - @PersianSocialmedia |

حالا میخوای گریه کنی؟ گریه کن عزیزم❤️

خبر خوش تو ایران:

خانومیه زیبااااا تبریک میگم بن شدددددد:>>>>>>>>>>